کد خبر:۱۳۵۱۳۸
حسن عباسي عنوان كرد:
«سبك زندگي محمدي (ص)» در مقابل «سبك زندگي آمريكايي»
رئیس مركز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: در نگاه اسلام در حكمت حيات، «حيات طيبه» موضوعيت دارد كه بر اساس «سبك زندگي محمدي (ص)» كه اسوه حسنه است شكل ميگيرد ولي در تفكر مدرنيسم در فلسفه زندگي، هدونيسم يعني اصالت لذت موضوعيت دارد كه بر اساس «سبك زندگي آمريكايي» شكل ميگيرد.
به گزارش خبرنگار انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حسن عباسي در ادامه جلسه دويست و هفتاد و هشتم از سلسله كلاسهاي «طرحريزي استراتژيك كلبه كرامت» گفت: موضوع قسمت سوم مستند «قرن خود»، پليسي دروني ما است كه بايد نابود شود، منظور از اين پليس كه در درون ماست همان وجدان، نفس لوامه و نفس ناطقه است و مربوط به بخش خودآگاه (rational) انسان ميشود.
وي ادامه داد: از اينجا نظريه رها سازي و ذهن باز ولسفر مطرح ميشود و حمله به نظرات فرويدي است كه ميگويد انسان بايد كنترل شود تا به ديگران صدمه نزند.
هر چه به هيجان بيشتر ميدان داده شود امكان اطفائش كمتر ميشود
رئیس مركز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: ويليام ريچ، دوست فرويد كه نظرياتش در روانكاوي و طبيعت اصلي بشر مخالف نظريات فرويد است، معتقد بود نيروي احساسات چيز خوبي است و اگر جامعه جلوي آن را بگيرد خطرناك ميشود بنابراين بايد اجازه دهيم احساسات بروز پيدا كند و غليان يابد.
عباسي در ادامه افزود: بدين ترتيب انقلاب جنسي توسط ريچ در سال 1960 آزاد و در نتيجه اين اقدام در سال 2010، يعني 50 سال بعد، 25 ميليون وب سايت porn براي 300 ميليون آمريكايي ايجاد شد يعني عطش انسان براي اطفا فزوني يافت.
وي گفت: از نظر عقلايي هر چه بيشتر به هيجان ميدان دهيم، امكان اطفائش كمتر ميشود و هر چقدر اجازه بروز خشم و شهوت بيشتر داده شود دفعه بعد نه تنها از ميزانش كاسته نميشود بلكه هيجان شدت مييابد.
شعار اوليه دانشجويان در اعتراض به سركوب اجتماعي: پليس بايد نابود شود
رئیس مركز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: در سال 1960 جريان صد مد ايجاد شد، بعد از اينكه فرانسه ويتنام را اشغال كرد، آمريكا جايگزين فرانسه در ويتنام شد و فرانسه هم درگير جنگ الجزاير گرديد، لذا در سال 1968 جنبش دانشجويي در فرانسه و آمريكا در اعتراض به سركوب اجتماعي به راه افتاد و در صدد تبديل به انقلاب بود كه براي منحرف و آرام كردن اين اعتراضات تصميم گرفتند كه جنبش جوانان و كارگري را با مصرفگرايي جهت دهند.
عباسي گفت: دانشجويان به سيستم كنترل اجتماعي حمله كردند و شعارشان اين بود «پليس بايد نابود شود» كه به شدت در آمريكا سركوب شدند، دانشجوهاي چپ ميگفتند اساس آمريكا بر سود است و ما جامعه اينگونه را نميخواهيم.
شعار ثانويه دانشجويان در اعتراض به سركوب اجتماعي: پليس دروني ما بايد نابود شود
وي ادامه داد: دانشجويان گفتند چون امكان از بين بردن پليس بيروني (دولت) نيست، روي پليس دروني (ذهن) كار ميكنيم، بنابراين تلاش كردند با هدف تغيير انسانها در ذهن نفوذ كنند و خود جديد ايجاد كنند كه منجر به تغيير جامعه و شكلگيري جامعه جديد خواهد شد البته آنها در اثر سركوب دچار افسردگي سياسي شدند.
رئيس مركز بررسي هاي دكترينال امنيت بدون مرز گفت: براي كنترل اين جريان سي.آي.اِي و اِف.بي.آي وارد عمل شده و از ظرفيت جوانان استفاده كردند و همه جنبشها را مديريت كردند و بلافاصله آن را به سمت تجارت سوق دادند، در نتيجه دانشجويان ابتدا برهنه شدند، بعد مد را درست كردند و جنبش بيتلها و هيپيها و سايرين را شكل دادند.
عباسي ادامه داد: كاركردهاي نظريه ريچ شامل انتقال باشگاه كاليفرنيا به شيكاگو، تبيين حوزه مناسبات سياسي، نفوذ به بعضي هستههاي متصلب مثل صومعه و پاشاندن آنها مي شد.
افسردگي سياسي ممكن است جامعهاي را چند صد سال عقب بيندازد
وي با بيان اينكه بصيرت جامعه يعني قدرت تشخيص مردم بايد ارتقا پيدا كند، بايد ريزش حداقلي باشد و تحملها بالا رود، گفت: در جامعه ما هر دو مدل فرويدي و ريچي ديده ميشود و تناقضي كه در انتخابات بروز پيدا ميكند به همين دليل است، در حالي كه افسردگي سياسي در اثر شكست سياسي در هر جامعهاي ممكن است به وجود آيد و ممكن است يك جامعه را چند صد سال عقب بيندازد.
رئیس مركز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: ارهارد در موسسه AST، انديشه اگزيستانساليسم (اصالت وجود) را از ژان پولسار، رئيس جنبش دانشجويي 1968 فرانسه، و مارتين هايدگر گرفت و اگزيستانس خاص آمريكايي را ايجاد كرد.
دوره قبلي انسان اصالت داشت ولي الان به اصالت خود رسيدند
عباسي با اشاره به ديدگاه ارهارد كه معتقد بود انسان اصل ثابتي ندارد، گفت: در نگاه او انسان در ابتدا هيچ چيزي نيست و سپس خود را به وجود ميآورد، انسان ميتواند خود را آزادانه به چيزي تبديل كند، اين قدر جلو ميرود و لايهها را كنار ميزند تا به هسته مركزي خود ميرسد و ميبينيد كه هيچ چيز نيست، در واقع به انديشه نهيليسم (پوچ گرايي) نيچه مي رسد!
وي ادامه داد: ارهارد ميگويد «هيچ، تكيهگاه قدرتمندي است» و از هيچ ميتوان خلق كرد (اين يعني خلق از عدم كه فقط كار خداست!!!)
رئیس مركز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: اين انديشه يعني هيچي نيستي، خودت را بروز بده تا همه بفهمند چه هستي، در نتيجه جامعه به ليبراليسم و freedom مي رسد! فيلسوف اين جامعه ارهارد است نه هايدگر و ... . ولي در دانشگاه هاي ما انديشههاي سايرين را درس مي دهند و ارهارد درس داده نميشود.
عباسي با اشاره به دوره قبلي و جديد گفت: در دوره قبلي اصالت عام انسانها (امانيسم) مطرح بود ولي الآن به اصالت خود (اگوئيسم، پست مدرنيسم) مطرح است، ژان پولسار در فرانسه و ارهارد در آمريكا دنيا را رقم زدند.
اساس عمليات ضد انقلاب در آمريكا تغيير رهبران جنبش بود
وي گفت: اساس عمليات ضد انقلاب در آمريكا اين بود كه رهبران جنبش را تغيير دهند و بعد از اينكه به نتيجه رسيدند نميتوانند حكومت را واژگون كنند پس خودشان را تغيير دادند، اين اساس «سياستگذاري عمومي» در آمريكا است.
رئیس مركز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: هنگامي كه قرار است انقلابي صورت بگيرد، خود فرد ثابت است و جامعه را تغيير ميدهد ولي اينها چون ديدند نميتوانند انقلاب كرده و جامعه را تغيير دهند، خودشان را تغيير دادند، بدين ترتيب سياست كنار رفت و سبك زندگي جاي آن را گرفت يعني هر كاري دلتان ميخواهد بكنيد فقط كاري به سياست، قدرت، دين، آخرت نداشته باشيد.
هرم نيازهاي آبراهام مازلو ريشه در انديشه اگزيستنس ارهارد دارد
عباسي گفت: نگاه هرم نيازهاي آبراهام مازلو ريشه در انديشه اگزيستنس ارهارد دارد بدين ترتيب كه پليس درونت را از بين مي برند و هيچ حصر و تابويي قائل نيستند، آنها «فردگرايي جديد» را طبقهبندي كردند و نظام سرمايهداري نيز به كمكشان آمد، اين راز حقيقي نظام سرمايهداري است كه براي بدست آوردن سود اين كارها را كردند.
وي افزود: انحراف در جامعه زماني است كه مردم مشكلاتشان را به روانشناس بگويند و روانشناس هم بر اساس هرم آبراهام مازلو مشكلاتشان را حل كند، اين يعني بدبختي!
رئیس مركز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: در نگاه اسلام در حكمت حيات، «حيات طيبه» موضوعيت دارد كه بر اساس «سبك زندگي محمدي (ص)» كه اسوه حسنه است شكل ميگيرد، ولي در تفكر مدرنيسم در فلسفه زندگي، هدونيسم يعني اصالت لذت موضوعيت دارد كه بر اساس «سبك زندگي آمريكايي» شكل ميگيرد.
عباسي با اشاره به نسبت دين و سبك زندگي بيان كرد: در جامعه آمريكايي از «سبك زندگي» به مذهب (Religion) ميرسند، چون سبك زندگي به تعداد افراد است پس دين به تعداد افراد است. در اين حالت پلوراليزم ديني و كثرت گرايي در دين پيش ميآيد ولي در نگاه ديني، از دين واحد به سبك زندگي واحد ميرسيم. /انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰