فاجعه‌اي به نام آزمون نيمه متمركز دكتري!
کد خبر:۱۳۵۱۴۵
يادداشت/

فاجعه‌اي به نام آزمون نيمه متمركز دكتري!

آزمون دكتري؛ آزموني كه به جاي سنجش علم تنها «زبان» و «هوش» را مي‌آزمايد و اين گونه است که زبان خوان‌های فنی به سهولت به رشته‌های علوم انسانی راه يافته و باسوادهای علوم انسانی باز هم پشت دیوارهای کنکور، محبوس مي‌مانند و اين همان فاجعه ايست كه امروز در آموزش عالی شاهد وقوع آن هستيم.
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»، محمد مهدي شاه آبادي؛  - من از رشته ... آمدم، خبر دادند که در دکتری رشته مدیریت گرایش سیاستگذاری قبول شدم، از مدیریت چیزی نمی دونم، برای مصاحبه چی بخونم؟!
 
-رشته من آبیاری .... بود، خوشبختانه با تلاش در کنکور دکتری موفق شدم و گرایش سیاستگذاری عمومی قبول شدم، سیاستگذاری چیه؟!
 
-می شه یه سوالی از دانشکده تون بکنین، ببینین برای مصاحبه چی می پرسن؟ من در جریان رشته شما نیستم، ولی با توکل و همت (!) در دکتری این رشته قبول شدم!
 
اینها نمونه هایی است از صحبت هاي چندین نفری که در این روزها براي آگاهي از شرایط قبولی در آخرین گام آزمون دکتری، یعنی گام مصاحبه با من تماس گرفتند، اگرچه که اندکی اغراق تلخ در این نمونه ها هست، اما واقعیت فاصله چندانی با آن ندارد.
 
آزمونی برگزار شد که جلوی حق کشی های درون گروهی را بگیرد، به دنبال عدالت برود، ورود جماعت حزب اللهی درسخوان را به هیئت های علمی تسهیل کند و... اما آنچه امروز اتفاق افتاده، فاجعه ای است در آموزش عالی کشور!
 
آزمونی بدون هرگونه روایی، آنچه را که نمی سنجد، توان علم است و تنها چیزی که می سنجد، «زبان» و «هوش» است! این گونه است که زبان خوان های رشته های فنی به سهولت به رشته های علوم انسانی راه می یابند، در حالی که اولویت هاي این رشته ها را نمی دانند.
 
از آن سو چه بسیار درس خوان ها و باسوادهایی در علوم انسانی که به یمن هوشمندی مسئولان و خرد بی نقص آنان، باز هم در پشت دیوارهای خودساخته کنکور، محبوس می مانند و این است عدم عقلانیت متناسب با آرمان!
 
شعار عدالت خواهی گوش ها را کر می کند و عقل عدالت خواه اندکی جایی ندارد. آرمان خواهی و دلسوزی برای جماعت حزب الله دانشگاه، حنجره ها را می شکافد و اقدامات، جز بدنامی و سرافکندگی چیزی درپی ندارد و نتیجه این خرد کم نظیر، این است که در مرتبه آزمون اولیه، آنان که به لطف کلاس های بیرونی (چون توان زبان آموزی نظام آموزشی کشور، از راهنمایی تا ارشد بر کسی پوشیده نیست)، زبان خوبی داشتند به مرحله مصاحبه راه يافته و هر که –هر چند دارای حداقل های توانمندی در زبان بود، به دلیل آنکه آزمون در واقع آزمون هوش و زبان بود، از ادامه رقابت بازمی ماند.
 
آنگاه در گام بعد، مصاحبه، که قرار بود تعیین کننده نهایی نباشد، آزمون کتبی معمولی، گاه با چند احوال پرسی، بهترین ها (با همان معیارهای قبل) برگزیده می شود و این گونه راه برای تعالی علوم انسانی و تحول مبنایی در این علم باز می شود و آن وقت متفکران و پژوهندگان و صاحب نظران در علوم مختلف انسانی پرورش می یابند!
 
مقام معظم رهبري در سخنراني خود در 28 مهرماه سال 88 تاكيد مي كند: علوم انسانی (فعلی) ما بر مبادی و مبانی متعارض با مبانی قرآنی و اسلامی بنا شده است. علوم انسانی غرب مبتنی بر جهان بینی دیگر است، مبتنی بر فهم دیگری از عالم آفرینش است و غالباً مبتنی بر نگاه مادی است... ریشه علوم انسانی را باید در قرآن کریم جستجو و پیدا کرد. اگر این شد، آن وقت متفکران و پژوهندگان و صاحب نظران در علوم مختلف انسانی می توانند بر این پایه و اساس بناهای رفیعی ایجاد کنند.
 
مبنا بر این است که هر نقطه استراتژیکی که رهبری نشان می دهد به بدترین وضع ممکن «افساد» شود تا نه تنها کاری پیش نرود، بلکه آیندگان نیز توان اصلاح آن را نداشته باشند. بخشی از آنچه از شعارهای انقلابی گری و حزب اللهی خواهی در این انتخاب ها برجای می ماند، جماعتی ریاکارند که به اقتضای زمانه و به گردش ایام و احوال، رنگ عوض می کنند.
 
رنگی که امروز گزینش گران هوشمند از آنها می طلبند، رنگ مذهبی است. پس با ادعایی از مذهب و انقلاب در مصاحبه ها به میدان می روند و این نظام هوشمند انتخاب، بیش از پیش دور خود می شود.
 
آیا می توان به دوستان تصمیم ساز چیزی گفت؟؛ می شود از بحران مضاعف در آموزش عالی در چند سال آینده خبر داد؟ می شود از تیشه به ریشه تحول در علوم انسانی زدن سخن گفت؟ می توان از ترویج ریاکاری آن هم بدون هیچ سودی(!) سخن گفت؟ می توان از له شدن افراد علمی و حتی مذهبی و انقلابی در این نظام گزینش سخن گفت؟ می توان از پول های حیف و میل شده بیت المال برای دانشجویان قبول شده (هر نفر حداقل حدود 20 میلیون تومان) سخن گفت یا کشور کشور نفت است؛ می توان از بستن؛ باب اصلاح برای سال های طولانی حرف زد؟ می توان از عمرهای برباد رفته و آرزوهای نابود شده یا تا زمانی نامعلوم به تأخیر افتاده حرف زد، یا کشور ما در حال آزمون و خطاست!...
 
فقط باید گفت که این تیشه که به ریشه زده می شود، بزودی به خودتان (خودمان!) برمی گردد و بی عدالتی و رانت خواری القابی است که دیر یا زود گریبانتان (گریبان مان!) را می گیرد.
 
آنجا که عقل عدالت جو نباشد، آرزوهای عدالت خواهانه، هرچند از قلب مومنان نماز شب خوان بیرون آید، گره نمی گشاید و جز بدنامی در دنیا و عقاب اخروی باری نمی گذارد.
 
تکمله1: در این میان صد البته دانشجویان باسوادی نیز بودند که به یمن سواد زیاد در هوش و زبان و البته رشته مربوطه و حتی وجود تدین و تعهد، توانستند از دیوار بی عدالتی کنکور دکتری فراتر بروند، اما اینان نوابغ استعدادها هستند...
 
تکمله 2: خوشبختانه دکتر احمدی نژاد دستور جلوگیری از اعلام نتایج دکتری را دادند. معلوم نیست که آب به جوی رفته را چگونه می توان برگرداند، اما جلوی ضرر را هر زمان بگیری منفعت است./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار