وقتی که «جرس» هم اغتشاشات را رد می کند
کد خبر:۱۳۵۲۸۲

وقتی که «جرس» هم اغتشاشات را رد می کند

نویسنده سایت ضد انقلابی جرس پس از دو سال تبلیغ حرکات آنارشیستی و اغتشاش گرایانه اکنون با تغییر رویکرد می نویسد: «باید حرکت را دوباره و از نو آغاز کرد. باید از تجربه های پیشین در تلاش نوین استفاده و از تکرار اشتباهات گذشته اجتناب کرد. باید برای انتخابات جدید مجلس خود را آماده نمود.»
به گزارش خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، سایت جرس منتسب به حلقه لندن نشین تحلیل جالبی در مورد وضعیت جنبش سبز نوشته است.
 
برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید
 
 ما منتظر چه هستیم؟ معجزه ای در کار نیست. از عالم غیب هم خبری نخواهد شد. خارجی ها هم برای نجات ما کاری نخواهند کرد. وقتی خود ما برای نجات خود کاری نمی کنیم دیگران چرا باید این کار را بکنند؟ خدا هم که از اول گفته تا خودتان نخواهید و دست به کار نشوید من هم برای تغییر وضعیت شما کاری نخواهم کرد. اگر ما ملت ایران همینطور بیکار بنشینیم و دست روی دست بگذاریم کشور همینطور به سیر قهقرائی خود بدون توقف و تا بی نهایت ادامه خواهد داد و هیچ نهایت و پایانی برای این روند نزولی در کار نیست و این روند نسل اندر نسل تا قیامت و تا جهنم و تا اسفل السافلین هم می تواند بی وقفه ادامه داشته باشد.
 
برای توقف این وضع و برگرداندن اوضاع کشور به مسیر اصلی و صحیح خود باید کاری کرد و دست به اقدام و حرکتی جدی زد. جنبش سبز اکنون کاملا قفل کرده و مردم از ترس و نومیدی به خانه های خود خزیده اند و هیچ حادثه ای آنها را به خیابان باز نخواهد آورد. حتی مرگ دلخراش و شجاعانه فردی مثل هدی صابر نیز وجدانهای خفته جامعه را بیدار نخواهد کرد و اعتصاب غذای دسته جمعی زندانیان سیاسی تا سر حد مرگ و حتی مرگ دسته جمعی آنان نیز تغییری در این وضعیت ایجاد نخواهد کرد. زیرا مردم از آمدن به خیابان و شعار دادن یا در سکوت راه رفتن مایوس شده اند و از این کار نتیجه ای نگرفته اند و تنها نتیجه آن سرکوب بیشتر و از هم پاشیدن و داغدار شدن و درگیر شدن خانواده هائی بیشتر و پرداخت هزینه هائی بیشتر از سوی مردم و نیز خشن تر و سبع تر و دریده و درنده تر شدن حکومت بدون حصول هیچ نتیجه ای برای ملت خواهد بود.
 
 از به خیابان آمدن و شعار زنده و مرده باد دادن تا کنون هیچ نتیجه و تحول مثبتی برای ملت ما و سایر ملتها حاصل نشده است. ما هر چقدر هم که ما بیرون بیائیم از انقلاب سال 57 که بیشتر بیرون نخواهیم آمد. از 25 خرداد 88 و از هفته اول و شش ماهه اول و سال اول جنبش سبز که بیشتر به خیابان نخواهیم ریخت. از مردم مصر و تونس و یمن و سوریه که بیشتر به خیابان نخواهیم آمد . از مردم و انقلابیون لیبی که بیشتر خشونت به خرج نخواهیم داد. نتیجه همه این از خانه بیرون آمدنها به خیابان ریختنها و جنگ و نزاعهای سیاسی برای ما و سایر ملتها چه بوده است؟
 
براستی هیچ. حتی از به خیابان آمدنهای مردم مصر و تونس و سرنگونی نظامهای دیکتاتوری پیشین و به سر کار آمدن دولتهای موقت در این کشور ها هم نتیجه ملموس و قابل ملاحظه ای عاید مردم این کشور ها نشده و علیرغم سقوط نظامهای دیکتاتوری در این کشورها مردم شان هنوز به تظاهرات و اعتراضات خود ادامه می دهند زیرا تغییری در سرنوشت خود احساس نمی کنند.
 
آنها اکنون راهی را رفته اند که ما سی سال پیش از این رفته بودیم و تنها فرق آنها با ما و مزیت آنها نسبت به ما این است که آنها تجربه ناموفق ما را در روی پیش خود دارند و لذا توده مردم اقبال چندانی برای تشکیل حکومت دینی از خود نشان نمی دهند. ولی در هر صورت انقلاب انقلاب است چه اسلامی و ایدئولوژیک باشد و چه غیر دینی و غیر ایدئولوژیک و سرنگونی نظام از طریق تظاهرات و انقلاب و یا از طریق مداخله خارجی ؛ چه بصورت مسالمت آمیز باشد و چه خشونت بار در هر صورت برای ملتها نتیجه ای به جز ویرانی و زیان و اتلاف وقت و سرمایه و از چاله به چاه افتادن در بر ندارد.
 
 لذا برای اصلاحات باید به دنبال روش و فرمولی دیگر بود. اصلاحات پروژه ای زمانبر و گام به گام و تدریجی است. هر کس باید اصلاح را اول از خودش شروع کند و بعد به سراغ خانواده و خویشان و بعد محیط کار و زندگی و بعد شهر و کشور و جامعه خود برود . اصلاحات سیاسی تغییر مسالمت آمیز و تدریجی ساختارقدرت و حکومت است. تغییر یک شبه نظام سیاسی لزوما تغییری سطحی و شکلی و ظاهری است نه یک تغییر محتوائی و واقعی و ماهیتی. ما یک شبه نظام سلطنتی 2500 ساله را به جمهوری اسلامی تبدیل کردیم ولی آیا این یک تغییر واقعی و زیر بنائی بود یا یک تغییر ظاهری و روبنائی؟ جواب این سوال را الان ما بعد از سی سال تازه فهمیده ایم. الان که سن و سالی از ما گذشته و شور نشاط جوانی مان از بین رفته و به ازای آن تجربه سیاسی کسب کرده ایم. ولی آیا جوانتر ها هم این موضوع را می توانند درک کنند و از تکرار تجربه های تلخ پیشین جلوگیری کنند یا هر نسل باید خود دوباره تجربه کسب کند و تاریخ را بصورت مکرر تکرار کند؟
 
حالا بعد از سی و اندی سال می فهمیم که اگر مطابق گفته آن پیر فرزانه ما مهندس بازرگان، گام به گام و تدریجی جلو رفته بودیم و عاقلانه و سنجیده عمل می کردیم حالا بعد از سی سال حرکتهای تند و انقلابی تازه سر جای اولمان بلکه سالها عقبتر از آن زمان نبودیم بلکه الان باید بسیار جلوتر از ترکیه و مالزی و دبی و کره و خیلی از جاهای دیگر می بودیم.
 
 الان هم همینطور است. اگرچه نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن مطلوب تحول خواهان و اصلاح طلبان و مردم سالاران نیست و در این نظام آزادی و حقوق ملت در پای قدرت ذبح شرعی می شود ؛ اما سرنگونی نظام هم مطلوب و به خیر و صلاح مردم نیست و ملت را باز دوباره از چاله به چاهی دیگر خواهد انداخت.
 
 زیرا تغییر ماهیت یکباره نظام از طریق مسالمت آمیز ممکن نیست و تنها از طریق خشونت بار و قهر آمیز ممکن می شود و به این طریق دور باطل ادامه خواهد یافت و روابط استبدای پیشین در شکل و ظاهری جدید استمرار خواهد یافت و استبدادی نوین جایگزین استبداد پیشین خواهد شد و لذا اصلاحات و تغییرات تدریجی و مسالمت آمیز تنها راه کنار زدن استبداد و تحقق حاکمیت ملی است. می توان ماهیت و عملکرد نظام را بدون تغییر نام و عنوان ظاهری آن بصورت مسالمت آمیز و تدریجی به خواست مردم و از طریق صندوقهای رای تغییر داد. همان پروسه ای که در کشور ترکیه طی شد و به نتیجه مطلوب رسید.
 
 برای ادامه جنبش سبز و به نتیجه رسیدن آن و برای اصلاح وضعیت مردم و کشور به غیر از تظاهرات خیابانی و فعالیت رسانه ای در فضای مجازی باید کار دیگری کرد و جنبش اعتراضی را باید طور دیگری ادامه داد. نه از داخل کشور ماندن و غصه و حسرت خوردن و ماتم و عزا گرفتن و منفعل شدن و نه از به خارج کشور پناهنده شدن و درآنجا سخنرانی های تند و انقلابی کردن و با کانالهای تلویزیونی خارجی مصاحبه کردن نتیجه ای برای پیشبرد جنبش عاید و واصل نمی شود.
 
برای ادامه جنبش اعتراضی و به نتیجه رسیدن آن باید در داخل کشور حاضر بود و فعالیت سیاسی و تشکیلاتی قانونی و علنی کرد. باید حزب و تشکیلات درست کرد و روزنامه به راه انداخت و کار حزبی را دوباره شروع کرد. باید نخبگان و نیروهای سیاسی و اصلاح طلب را در تشکیلاتی نوین مجددا سازماندهی و فعال کرد. این تنها راه نجات است.
 
اصلاح طلبان و تحول خواهان در کشور ما در تلاش قبلی خود شکست خورده اند اما این هرگز به معنای پایان کار سیاسی نیست. می توان و باید حرکت را دوباره و از نو آغاز کرد. باید از تجربه های پیشین در تلاش نوین استفاده و از تکرار اشتباهات گذشته اجتناب کرد. باید برای انتخابات جدید مجلس خود را آماده نمود. انتخابات سالم تنها راه مسالمت آمیز پیشبرد پروژه اصلاحات است. با حضور فعال و پر رنگ خود باید حکومت را قدم به قدم مجبور به عقب نشینی در برابر خواست مردم و برگزاری انتخابات سالم و بدون تقلب کرد. اگر تا زمان برگزاری انتخابات شرایط برای برگزاری انتخاباتی سالم و دمکراتیک در کشور برقرار شد باید در آن شرکت کرد و مردم را تشویق به حضور درآن نمود و اگر نشد که باید آنرا تحریم کرد.
 
در این تلاش می توان حزب حاکم توسعه و عدالت ترکیه را الگوی خود قرار دهیم. آنها در شرایطی دور جدید فعالیت سیاسی خود را شروع کردند که رهبر معنوی و سیاسی آنان یعنی آقای اربکان توسط نظامیان لائیک در طی یک کودتای بدون خونریزی مجبور به استعفا از سمت نخست وزیری شده و حزب او منحل گردیده و خود آقای اردوغان هم بدلیل انتشار اشعاری حماسی محکوم به زندان تعلیقی شده بود. ولی اسلامگرایان توسعه گرا و اصلاح طلب ترک از ادامه راه خود نومید و خسته نشدند و با استفاده از تجارب گذشته فعالیت سیاسی خود را با تشکیل حزب عدالت و توسعه مجددا از سر گرفتند و اینبار کاملا موفق شدند.
 
آنها ابتدا شوراهای شهر و روستا و بعد مجلس و بعد دولت و بعد کاخ ریاست جمهوری را از طریق انتخابات آزاد یکی پس از دیگری فتح کردند و قانون اساسی را بنا به خواست خود تغییر دادند و نظامیان سلطه طلب و اقتدار گرا و لائیکهای متعصب و ضد دین را به قدم به قدم به حاشیه راندند و از صحنه قدرت به بیرون راندند و قدرت را از طریق صندوقهای رای قبضه کردند و در آخرین انتخابات مجلس نمایندگان نیز اکثریت نسبی را از آن خود نمودند.
 
باید توجه نمود که حکومت دیگر توان ایجاد چالشی تازه با مردم را ندارد. باید شرایط برگزاری یک انتخابات آزاد را به حکومت تحمیل نمود و هزینه ایجاد یک تقلب و کودتای انتخاباتی دیگر را برای آن بالا برد. تا حدی که حکومت را از انجام ریسک آن منصرف نماید. کشور اکنون در یک شرایط بسیار حاد سیاسی و اقتصادی در عرصه داخلی و خارجی قرار دارد و حاکمیت استبداد در ضعیف ترین وضعیت به سر می برد و ایجاد هر چالشی جدید منجر به فروپاشی حتمی ان خواهد شد.
 
اگرچه فعالیت قانونی احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب و ملی مذهبی ها و نهضت آزادی ممنوع و تشکیلات آنها منحل اعلام گردیده و سران آنها در حبس و حصر به سر می برند؛ اما به پایان راه که نرسیده ایم. اسم که قحط نیست می توان با نامها و عناوینی جدید و با جلو انداختن چهره هائی ناشناخته در بین مردم و شناخته شده در بین فعالان سیاسی فعالیتهای سیاسی و حزبی را دوباره بصورت قانونی و ثبت شده از سر گرفت و رهبران قدیمی و شناخته شده و کاریزماتیک احزاب و تشکلهای موجود از پشت پرده هدایت جریانات سیاسی جدید التاسیس را بر عهده بگیرند.
 
انتخابات آینده یک فرصت است که باید نهایت استفاده را از آن برد و از آن به نفع مردم و جنبش سبز استفاده نمود و فرصت و راه سوء استفاده از آن برای کسب مشروعیت را بر روی حاکمیت استبداد بست. آینده از آن ماست از فرصتهای بدست آمده باید استفاده کرد و نباید از ادامه راه خسته و نومید شد.
 
به امید پیروزی جنبش سبز و آزادی ملت و پایان حکومت استبداد و ستم.
 
/انتهای پیام/
پربازدیدترین آخرین اخبار