رحيميان: ريزش‌ ياران امام (ره) مخصوص بعد از رحلت ايشان نيست
کد خبر:۱۳۵۷۵
پاي صحبت‌هاي يكي از نزديكان بنيانگذار جمهوري اسلامي

رحيميان: ريزش‌ ياران امام (ره) مخصوص بعد از رحلت ايشان نيست

 

 يكي از نزديكان و ياران امام خميني (ره) با بيان اينكه ياران حضرت امام را نبايد فقط در افرادي که از جهت مکان و زمان به آن حضرت نزديک بودند، منحصر کنيم، گفت: ريزش‌هاي نزديكان امام (ره) مخصوص بعد از رحلت ايشان نيست.

در خيابان آيت الله طالقاني شايد تنها ساختماني كه هنوز سبك و سياقش را به شكل سال هاي ابتدايي انقلاب حفظ ظاهر كرده، ساختمان 11 طبقه اي است كه بر بلنداي آن به بزرگي دل هاي شهدا، عبارت «السلام عليك يا ابا عبدالله» نقش بسته است.

طبقه دهم ساختمان بنياد شهيد انقلاب اسلامي، جايي است كه به ملاقات حجه الاسلام محمد حسن رحيميان، از مسئولان دفتر امام (ره) و نماينده ولي فقيه در بنياد شهيد و امور ايثار گران مي رويم.

«رحيميان» اما نامي آشنا براي اهل فرهنگ است.

از تاسيس و اداره اولين نشريه انقلاب با نام «پاسدار اسلام» و طراحي آثار هنري انقلاب در زمان رژيم سفاك پهلوي تا تدوين و تاليف كتب «اخلاق و تربيت اسلامي» مورد استفاده در دانشگاه ها، ايشان را از زمره شخصيت هاي موثر در عرصه فرهنگ كشور قرار داده است.

ملاقات و هم صحبت شدن با حاج آقا رحيميان، در اتاق ساده و خودماني دفتر نمايندگي ولي فقيه در بنياد شهيد، فرصت مغتنمي است که ضمن آشنايي بيشتر با ديدگاه هاي ايشان، سوالاتمان را نيز از اين همراه امام (ره) بپرسيم.

 

شبکه خبر دانشجو - باتوجه به اينکه شما از نزديکترين اشخاص به حضرت امام بوده ايد، مي خواهيم نظر شما را درباره توصيف ياران و نزديکان حضرت امام(ره) و دلايل ريزش هايي که در اين مجموعه اتفاق افتاده است، بدانيم.

ياران حضرت امام را نبايد فقط در افرادي که از جهت مکان و زمان به آن حضرت نزديک بودند، منحصر کنيم.؛ در زمان حيات حضرت امام ميليون ها زن و مرد در ايران و خارج ايران، ياران پاکباخته امام بودند که چه بسا حتي براي يک بار هم امام را از نزديک نديده بودند و هزاران نفر از همين افراد در راه آرمان هاي امام به شهادت رسيدند و با خون خود طومار بلند عشق به امام را امضا کردند و اينان يقيناً خالص ترين ياران و نزديکترين افراد به حضرت امام بودند و اينان بودند که نقش اصلي را در پيشبرد اهداف امام ايفا کردند و بيشترين علاقه و عشق متقابل را حضرت امام به همين افراد داشت.

اگر حقير و امثال من به بوسيدن دست امام افتخار مي کنيم، ولي حضرت امام به بوسه زدن بر دست و بازوي کساني افتخار مي کرد که بسياري از آنها از نظر مکاني صدها فرسنگ با امام فاصله داشتند.

سند مکتوب اين مطلب موجود است؛ امام اهل مجامله و تعارف غيرواقعي نبود، به مناسبت يکي از اعياد به درخواست يکي از برادران جبهه تصويري از امام را براي امضا به محضر امام بردم و عرض کردم مي خواهند اين عکس را تکثير و به رزمندگان هديه کنند و در حالي که چيزي بيشتر از امضا مورد انتظار نبود، حضرت امام عکس را گرفتند و در کنار آن نوشتند: ...اينجانب دست و بازوي شما را مي بوسم.

نکته مهم ديگر اينکه ياران پاکباخته حضرت امام فراتر از زمان و بعد از حيات ايشان هم رويش داشته و ميليون ها جوان و نوجوان از نسل بعد از امام و ميليون ها مردمي که در سراسر جهان همچون مردم لبنان و فلسطين و ... در طول 20 سال گذشته در زمره عاشقان امام درآمدند نشان رويش مداوم ياران و پيروان راه امام است.

وقتي که اين واقعيت را مدنظر قرار دهيم و آن را با صدر اسلام و بعد از رحلت پيامبر اکرم(ص) که عموم جامعه دچار انحراف شده و در راهي که آن حضرت طي 23 سال ترسيم کرده بود، عقبگرد کردند و فقط تعدادي کمتر از انگشتان دست در راه حق پايدار ماندند، مقايسه کنيم به اين فرموده امام که مردم عصر حاضر را از مردم صدر اسلام برتر دانستند، پي مي بريم و متوجه مي شويم که درست در عصر حاضر بر عکس صدر اسلام آنهايي که دچار انحراف و ارتداد شدند به نسبت جمعيت امروز بسيار اندک هستند؛ امروز شاهد هستيم که جامعه اسلامي به راه امام و ميراث اصلي آن حضرت يعني ولايت فقيه و نظام جمهوري اسلامي وفادار و استوار مانده اند.

 

شبکه خبر دانشجو - آنچه را بيان کرديد کاملاً واقعيت دارد و مورد قبول است، اما به هرحال هر چند اندک همانطور که شما هم اذعان کرديد ريزش هايي را هم بعد از رحلت امام شاهد بوديم؛ دليل اين ريزش ها به نظر شما چيست؟

اولاً ريزش ها مخصوص بعد از رحلت امام نيست و بعد از پيروزي انقلاب و در زمان خود امام هم ريزش هايي داشتيم؛ نمونه اش شيخ علي تهراني که از نزديک ترين و شيفته ترين ياران و شاگردان امام بود؛ وي کارش به آنجا کشيد که در راديوي بغداد زشت ترين و فجيع ترين دشنام ها و هتاکي ها را نسبت به حضرت امام مرتکب شد که هرگز بعد از رحلت امام چنين نمونه اي را با اين خصوصيات نداشتيم.

ثانياً با ملاحظه ويژگي هاي بشر، گويي درصدي از ريزش يک واقعيت غيرقابل انکار است؛ تکرار داستان انحراف همسر حضرت لوط و همسر و فرزند حضرت نوح که پيامبر معصوم و اولوالعزم بود و بازگو کردن فرجام سياه و ننگين بلعم باعورا، سامري و قارون که از قوم حضرت موسي(ع) بودند، در قرآن و داستان ارتداد غم انگيز طلحه و زبير که از چهر ه هاي درخشــان در ميان اصحــاب رسول الله(ص) محســوب مي شدند و ماجراي عبرت آموز شمر بن ذي الجوشن که از سربازي در رکاب اميرالمومنين(ع) به بريدن سر امام حسين(ع) در کربلا سقوط کرد و هزاران نمونه ديگر در تاريخ اسلام مي تواند روند ريزش ها را در عصر ما هم ترسيم کند.

 

شبكه خبر دانشجو - به هرحال دليل يا دلايل اين ريزش ها به نظر شما چيست؟

بنده ترجيح مي دهم دليل اين ريزش ها را در قرآن و سخن خدا که آفريدگار انسان است و آگاه به اعماق و لايه هاي دروني و پشت پرده وجود انسان است، جستجو کنم.

قرآن مجيد در قالب داستان بلعم باعورا، سامري و قارون که هرکدام نماد يکي از طيف هاي نخبه جامعه بودند، ريشه انحطاط و سقوط آنها را بيان فرموده است.

بلعم باعورا نماد عالمان بلندپايه ديني است که در پايان راه تمام شئون معنوي را از دست مي دهد و لباس روحانيت از او کنده مي شود و سرانجام چهره باطني او را قرآن به سگ تشبيه مي کند!

سامري نيز هنرمندي تيزهوش است که هم با چشمان تيزبين خود در قرابت با رسول حق به پاره اي از اسرار پي مي برد و هم با ابزار هنر راه تزوير را پيش گرفته و با استفاده از رسوبات جاهليت جامعه و در مدتي کوتاه افکار عمومي را به خود جلب مي کند و به کودتاي فرهنگي ـ اعتقادي دست مي يازد و بنابراين حضرت موسي (ع) سخت ترين برخورد را با سامري به کار مي گيرد و گوساله زرين او را آتش مي زند و خاکستر آن را به دريا مي ريزد و داستان ثروت اندوزي و سرمايه داري قارون نيز با فرو رفتن قارون و ثروتش در زمين به فرمان خداوند پايان مي پذيرد.

به هر حال در اينجا درصدد بازگو کردن فرجام اين سه نماد نيستيم؛ آنچه در اين مناسبت بايد مورد توجه قرار دهيم اين است که اولاً داستان بلعم باعورا و سامري و قارون داستاني تکرار پذير براي انسان ها، بخصوص در امت پيامبر آخرالزمان است؛ چرا که منظور قرآن از ذکر اين داستان ها صرفاً بيان يک داستان تاريخ گذشته نيست، بلکه داستان قابل تکرار در زندگي بشر است، ثانياً مهم آن است که بايد در آيات قرآن تدبر کنيم تا ريشه اين انحراف ها و سقوطها را بشناسيم تا خود را از گرفتار شدن در اين راه هاي بدفرجام صيانت کنيم.

اگر در آيات 175 و 176 سوره اعراف تأمل کنيم، مي بينيم که بلعم باعورا به مقامي بسيار بلند صعود کرده بود ـ در تفاسير آمده است که به اسم اعظم دست يافتــه و مستجاب الدعــوه بود ـ و همچنــان مي توانست به مقامي رفيع تر برسد، اما دو عامل باعث مي شود تا به عمق دره هلاکت سقوط کند؛ اول چسبيدن به دنيا و فرو رفتن در ماديات و دوم پيروي از هواي نفس!

تأثير ريشه اي اين دو عامل در ايجاد انواع گناهان و انحرافات و اينکه براي انسان ها حتي در بالاترين مراتب مجاهدت و روحانيت امکان گرفتار شدن در دام دنيا طلبي و هواي نفس وجود دارد، مطلب مهمي است که همه ما بايد با تأمل و تدبر در آيات و روايات معصومين (ع) به طور عميق آگــاه شويــم و با بهره گيري از شيوه هايي که معصومين(ع) بيان کرده اند خود را از اين دو دام مهلک مصون داريم.

ضمناً بايد توجه داشت که چسبيدن به دنيا فقط مال دنيا نيست، بلکه جاه طلبي، مقام پرستي، خودبيني و هر نوع دلبستگي و وابستگي که در عرض و معارض با خداپرستي باشد را شامل مي شود.

در اينجا براي اينکه مطلب روشن تر شود، لازم است آيات 25 تا 31 سوره محمد(ص) را مورد دقت قرار دهيم.

در اين آيات سخن از ارتداد و عقبگرد است آن هم بعد از روشن شدن هدايت الهي؛ ارتــداد و عقبگــرد مي تواند مراتبي داشته باشد؛ ارتداد از اعتقاد به خدا، ارتداد از نبوت حضرت رسول(ص)، ارتداد از امامت و ولايت ائمه اطهار(ع).

در شرايط حاضر نيز ممکن است کسي در دوره اي از زندگي خود به امام و درستي راه و خط امام رسيده باشد و روزگاري ديگر عقبگرد کند و دچار ارتداد از خط امام و انقلاب شود؛ يک روز در خط مقدم جبهه جنگيده باشد و روز ديگر ضد جبهه و دفاع مقدس و رزمندگان شود، يک روزي از ديوار سفارت آمريکا بالا رود و روزگاري ديگر، کار آن روز را تخطئه کند و خواستار معذرت از آمريکا گردد و قس عليهذا...

به هرحال در آيه 25 علت اين عقبگرد را تسويلات و فريب هاي شيطان معرفي مي کند؛ توضيح آن که تسويلات و فريب هاي شيطان، دامي است که شيطان براي همه مي گستراند، حال بايد ديد که چه کساني در اين دام مي افتند و چه کساني مي رهند؟! اگر تسويلات و فريب هاي شيطان را به چنگکي تشبيه کنيم وقتي که اين چنگک به جان انسان مي افتد، آن کساني که دل آنها با ايمان به خدا و پيوند با ولايت حق و عبادت خدا صيقل يافته باشد، شيطان نمي تواند بر دل صاف و صيقلي گير بدهد و آن را به چنگ آورد، ولي آن کس که بر صفحه دل او صخره هايي از هواي نفس نشسته باشد و گرفتار گره هايي از دنياطلبي و ماديگرايي باشد، آن چنگک به راحتي بر آن دل گير مي کند و آن را به چنگ تسويلات شيطان مي اندازد.

بنابراين در آيه بعد يعني آيه 26 از لايه دوم ماجراي ارتداد پرده برمي دارد و مي فرمايد ماجرا از اين قرار است که اينان ـ با عبور از مرز تولي حق و تبري از اهل باطل ـ با کساني ارتباط برقرار مي کنند که دين و احکام الهي براي آنان ناخوشايند است: «ذلک بانَّهم قالوا للّذين کرهوُا ما انزلَ اللهُ»

ـ اين همنشيني و گفتمان کم کم به همدلي و تمايل به آنان مي انجامد تا جائي که براي جلب نظر و عنايت آنان به طرف خود ـ اعلام مي دارند در پاره اي از امور از شما اطاعت خواهيم کرد: «سَنُطيعُکم في بعض الأمرِ»

ـ و روشن است که سرسپردگي در پاره اي از امور نقطه آغاز عبور از مرز حق و باطل است که تدريجاً به سرسپردگي کامل به آن سوي مرزها مي انجامد ـ در آيات بعد خداوندي که بر اسرار همگان آگاه است از مجازات سخت آنان و حبط و نابودي اعمال صالح گذشته شان و رسوائيي آنان در همين دنيا سخن مي گويد.

البته بايد توجه داشت که شيطان منحصر در ابليس و شياطين جن نيست، شياطين انس و انسان نماهائي که نقش ابليس را ايفاء مي کنند کم نيستند.

خدا رحمت کند شهيد محمد منتظري را که شياطين را به ميکرب تشبيه مي کرد و مي گفت: ميکرب ها با چغندر و شلغم کمتر کار دارند، اما با تجمع و تمرکز روي گوشت لخم، آن را خيلي زود فاسد و گنديده مي کنند.

وي مي گفت: دستگاه هاي جاسوسي دشمن به جاي اين که روي تک تک افراد عادي جامعه کار کنند که هزينه بالا و بازدهي کم دارد، کانون ها، پايگاه ها و اشخاصي که شعاع تأثيرگذاري گسترده اي در جامعه دارند، نظير احزاب، بيوت و دفاتر شخصيت هاي ديني، اجتماعي و سياسي را مــورد هدف قــرار مي دهنــد و سعي مي کننـد در لايه هاي پيراموني آنها نفوذ کنند.

حضرت امام هم درباره بيوت و اطرافيان، سفارش هاي حساسي داشتند و نسبت به بعضي از شخصيت هاي مطرح هم راه نجات او را در تصفيه بيت و دفتر او و قطع رابطه با ليبرال ها مورد تاکيد قرار دادند و امروز هم شاهد هستيم عمده کساني که 180درجه تغيير جهت داده اند و از تندترين مواضع و شعارهاي دهه اول انقلاب در جهت معکوس قرار گرفته اند و از بالا رفتن ديوار لانه جاسوسي آمريکا به معذرتخواهي از آمريکا سقوط کرده اند، يکي از مشخصه هاي آنان همين رابطه با ليبرال ها و پيوند تدريجي با غرب زده ها است.

از ميان آيات فراوان قرآن در ريشه يابي همين موضوع، بخصوص نقش هم نشين آيات 27 و 28 و 29 سوره فرقان را بايد با دقت تدبر کرد و در اين مجال فقط ترجمه آن را مرور مي کنيم: «روزي که ظالم دو دست خويش را ـ از شدت حسرت و پشيماني ـ گاز مي گيرد و مي گويد اي کاش با پيامبر راهي پيــش مي گرفتم، اي واي بر من کاش فلاني! را دوست خود گرفتم، حقيقتاً که مرا از ياد خدا، ـ قرآن ـ پس از آن که برايم آمده بود، دور ساخت و شيطان همواره خوارکننده انسان است.»

سخن درباره کسي نيست که از پشت کوه آمده و از همه چيز بي خبر است، بلکه درباره کسي است که حجت بر او تمام شده و اسلام ناب در دسترس او قرار گرفته، اما همنشين او را گمراه کرده و به بيراهه کشانده است و اين همنشين در نقش شيطان او را به درّه خذلان ساقط کرده است و اين يعني معادله همنشين شيطان صفت كه نتيجه آن دوري از ذکر و پيامد اين، گمراهي است.

حال دو آيه ديگر را در کنار اين آيات مورد تامل قرار مي دهيم: آيات 36 و 37 سوره زخرف: «و هرکس از ياد ـ خداوند ـ رحمان، رويگردان شود شيطاني را بر او مي گماريم که همدم او شود و قطعاً آن ـ شيطان ـ ها، ايشان را از راه ـ خدا ـ باز مي دارند، ولي آنها مي پندارند که هدايت يافتگانند!»

خلاصه آن که مهمترين عوامل ارتداد و عقبگرد عبارتند از دلبستگي به دنيا با همه مظاهرش که: «حبُّ الدنيا رأس کلّ خطيئ»، پيروي از هواي نفس و همنشين شيطان صفتي که با القائات و تسويلات خود انسان را از ياد خدا و اسلام ناب دور مي کند و...

هر يک از اين سه عامل مي تواند انسان را از راه خدا منحرف کند تا چه رسد به افرادي كه هم دلبستگي به دنيا از قبيل مال، منال، شهرت، مقام، جاه و ... دارند و هم اسير هواهاي نفساني هستند و هم همنشين با اهل ضلالت از قبيل يهود و نصاري و دلبستگان و وابستگان به آنها.

بررسي مطلوب اين مبحث از منظر قرآن مجيد و روايات معصومين(ع) در يک مصاحبه و يک مقال نمي گنجد، اميد که اهل فضل اين موضوع را به تفصيل به جامعه اسلامي ارائه دهند. انشاءالله.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار