نظام بقية‌اللهي؛ نظامي كه در آن قدرت زمان ضعيف مي‌شود
کد خبر:۱۳۶۵۹۳
جايگاه انقلاب اسلامي در تحقق ظهور - بخش اول

نظام بقية‌اللهي؛ نظامي كه در آن قدرت زمان ضعيف مي‌شود

يكي از القاب حضرت مهدي (عج) بقية‌الله است و با فهم معنی نظام بقیة‌اللهی روشن می‌شود كه چرا مقصد همه انبیا و اولیا تحقق حاکمیت حضرت مهدی (عج) است؛ زیرا تا کسی «زمان باقی» را درک نکند نمی‌تواند مفهوم بقیة‌الله را بفهمد و اين نظام، نظامی است که قدرت «زمان» در آن ضعیف می‌شود.

گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ برژينسكي از استراتژيست‌هاي دولت آمريكا در مصاحبه‌اي عنوان كرده بود :«پوچ‌انگاريِ عنان گسيخته فرهنگ آمريكا دارد از درون، ما را از بين مي‌برد» وي معتقد است جامعه غرب بدون جنگ با اسلام از درون در حال پوسيدن است.


امروز به خوبي آثار به تنگ آمدن جهان از فرهنگ مدرنيته و به تبع آن ليبرال دموكراسي ديده مي‌شود، در حالي‌ كه متفكران غربي مدل جايگزيني براي آن نيافته‌اند و مدل‌هاي «پست مدرن» و حتي «ترنس مدرن» حرف اثباتي جديدي ندارند و بر پايه مباني مدرنيسم و نقد آن استوار هستند.

 

تمدن غرب مجموعه كثرت‌ها است

 

تمدن غرب و مدرنيته چون فقط نظر به دنيا دارد، حتي دين و عالم معنا را هم به صورت دنيايي، و كاملا مستقل و دور افتاده از عالم غيب تعريف مي‌كند و در اثر همين نگاه است كه همه چيز را مجزا و به صورت مجموعه‌اي از كثرت‌ها مي بيند.

 

كثرت‌ها هميشه به خودي خود بي‌هويت و فاقد شخصيت‌اند، مگر اينكه در نظام وحدت، خود را تعريف كنند؛ مانند آجرهاي مسجد كه شخصيت‌شان به اين است كه مسجد شده‌اند و نظمي كه در شخصيت وحداني مسجد است، آجرها را معني‌دار كرده است.

 

هر گاه كثرت‌ها زير پوشش وحدت قرار گيرند، هويت پيدا مي‌كنند؛ از طرفي وحدت حقيقي فقط حضرت احد است و تا انسان‌ها در همه حركات خود تحت حكم احد قرار نگيرند هيچ هويتي از خود ندارند.

 

در نتيجه همين بي‌هويتي است كه تمدن غرب رو به زوال و پوچي گراييده است؛ چون رابطه خود را با عالم و با پروردگار عالم به صورت مناسبي تعريف نكرده است.


پس از 400 سال تبليغ در مقابل مذهب در غرب، اما مردم جهان با سرعت غير قابل پيش‌بيني به مذهب رجوع كرده‌اند و توجه به دين اصلي‌ترين دغدغه مردم در قرن 21 شده است.

 

ويژگي‌هاي نظام بقیة‌اللهی

 

در اين شرايط بشر تشنه حكومت حقه الهي است كه تنها از طريق امام معصوم و با ظهور منجي محقق خواهد شد تا از طريق آن، عالم جدا افتاده از غيب مجدد به زادگاه اصلي خود بازگردد و ارتباطات آن به طرز درستي تعريف شود.

 

يكي از القاب حضرت مهدي (عج) بقية‌الله است، با فهم معنی نظام بقیة‌اللهی روشن می‌شود كه چرا مقصد همه انبیا و اولیا تحقق حاکمیت حضرت مهدی (عج) است؛ زیرا تا کسی «زمان باقی» را درک نکند نمی‌تواند مفهوم بقیة‌الله را بفهمد.

 

اين نظام، نظامی است که قدرت «زمان» در آن ضعیف می‌شود؛ زمان یعنی چيزي كه سپري شده و فنا مي‌شود، در حالی که نظام بقية‌الله، نظام بقاي الهی است و نظام بقیة‌الله یعنی نظامی که جنبه‌ بقاي الهی در آن غالب است.

 

انتظار ظهور مهدی (عج) به آن معنایی که شیعه می‌فهمد، آدم را وارد تاریخ «نور» می‌کند و از «ظلمات» بيرون مي‌برد.

 

انسان منتظر در عين حضور در حال، به افق‌های دور که معنویت حقیقی بر عالم حاکم می‌شود نظر دارد

 

در روايات مربوط به ظهور داريم كه اگر از عمر دنيا بيش از يك روز هم باقي نمانده باشد، خدا آن روز را آن‌قدر طولاني مي‌گرداند تا قائم ما خروج كند و همان‌طور كه زمين از جور و ظلم پر شده آن را از قسط و عدل پر می‌کند، خداي سبحان كار او را يك شبه اصلاح مي‌كند و اوضاع را به نفع او برمي‌گرداند، همان طور كه كار موسي (ع) را يك شبه اصلاح كرد، او براي گرفتن پاره‌اي آتش براي خانواده‌اش رفته بود كه هنگام بازگشت به شرافت رسالت و افتخار نبوت نايل شد.


همچنين گفته شده است بهترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج و گشايش امور به دست آن حضرت است؛ چرا كه انسان منتظر در عين حضور در حال، به افق‌های دور که معنویت حقیقی بر عالم حاکم می‌شود نظر دارد و افضل اعمال، بودن انتظار از این جهت است.

 

انسان بی‌دین و دیندارِ احمق هر دو دردسرسازند


براي حركت از ظلمت به سوي نور كه همان حكومت امام معصوم مي‌باشد و دوراني كه جامعه از وجود امام معصوم محروم است بايد اقداماتي صورت بگيرد.


سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه دوران گذار جهت رسیدن به آن مقصد چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ گاهي اصلا فکر نمی‌کنیم، فقط می‌گوییم ما منتظریم و هيچ اقدامي نيز انجام نمي‌دهيم كه این ما را به تحجر می‌کشاند، لذا هم انسان‌های بی‌دین خطرناكند و هم دیندارانی که فکر نمی‌کنند.

 

انسان بی‌دین و دیندار احمق هر دو دردسرسازند؛ به طوري كه امام‌خمینی (ره) فرمودند: «ما از شر این مقدسان احمق به خدا پناه می‌بریم» چون این‌ها نمی‌فهمند برای این‌که آرمانی بزرگ محقق شود باید شرایط تحقق آن آرمان فراهم شود و برای تحقق آن حتماً دوره گذار لازم می‌آید؛ اتفاقاً حساس‌ترین و سخت‌ترین قسمت‌ها برای رسیدن به افق عالی معنوی «دوره‌ گذار» است.

 

آيا تبديل فرهنگ سکولار به فرهنگ الهی بدون مقدمه ممكن است؟

 

آدم متحجر فکر می‌کند وقتی موضوعی حق است بدون مقدمه می‌توان آن را محقق کرد، این به معنای نشناختن راهکارهای رسیدن به نتیجه است، به اين ترتيب صاحبان این روحیه‌ها نتیجه‌ای که نمی‌گیرند هیچ، کار را هم عقب می‌اندازند.

 

مگر می‌شود کسی بخواهد به مناسباتی فکر کند که انسان کامل در افق معصومیت برای احیای تمام ابعاد تو در توی انسان به صحنه بیاید و بشریت آماده‌ آن شرایط نباشد؟

 

چطور ممكن است بتوان در حالی که بشریت هنوز مزه‌ حیات دینی را در مناسبات اجتماعی خود حتي به صورت ناقص نچشیده است، یک‌دفعه فرهنگ سکولار را به فرهنگ الهی تبدیل كرد؟!

 

امام‌خمینی(ره) به آینده امیدوار بودند و می‌فرمودند: «این قرن، قرن نابودی ابرقدرت‌ها است»؛ بايد علت اين ميزان اميدواري را ریشه‌يابي كرد؛ آیا امام (ره) ملاک‌هایی در دست داشتند و جهت تاریخی جريان حق را می‌شناختند یا بدون نظر به واقعیات زمانه، مطابق آرزوهایشان حرف می‌زدند؟

 

طرح انقلاب تمام شئون عالم را نشانه گرفته بود


با همين افق نگاه بود كه امام (ره) در دوره گذار آرام ننشستند و در صدد آماده كردن جامعه جهاني براي تحقق حكومت اسلامي برآمدند، لذا اقدام به برپايي انقلاب اسلامي كردند تا نه تنها جامعه ايران و اسلام، بلكه جامعه جهاني را آماده كنند؛ چرا كه انقلاب اسلامي طرحي است كه منجر به شكل گيري مطالبات مردم از حاكمانشان شد.


طرح انديشه امام (ره) مستضعفين عالم را بشدت اميدوار كرد و حاكمان را بشدت لرزاند؛ به خاطر اينكه ابعاد اين طرح انقلاب تمام شئون عالم را نشانه گرفته بود.


البته اين انديشه جديدي نبود و در راستاي همان چيزي است كه گفته شده در دوران غيبت وظيفه فقها استخراج حكم خدا و رسول خدا و امام معصوم از منابع دين است؛ يعني فقها عملا از منابع دين قواعد عالم و آدم را كشف مي‌كنند كه انقلاب اسلامي نيز بر مبناي چنين قواعدي جلو مي‌رود.

 

ادامه دارد ...

پربازدیدترین آخرین اخبار