سقط جنین از اساسی ترین حقوق زن!
کد خبر:۱۳۶۶۴۴
بررسي و نقد جنبش فمينيسم ليبرال- بخش سوم و پاياني

سقط جنین از اساسی ترین حقوق زن!

سقط جنین از اساسی ترین حقوق مطرح شده جنبش فمينيسم است؛ لیبرال فمینیست ها اصل مادری را قبول دارند اما مصرّند که این امر یکی از اختیارات مادر باشد، به عبارتی حق فردی یک زن این است که با اختیار خویش مادر بوده و حقوق مرتبط به سقط جنین و کنترل باروری به او تعلق دارد.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ نگاه معنوی و تقدّس آمیز اسلام به ازدواج با نگاه فمینیسم در تعارض و ناسازگاری است. فمینیسم ها ازدواج را نوعی تجاوز و به عبارتی به بردگی کشاندن زنان در قالب خانواده می دانند و زنان را به پناه بردن به ادارات و شرکتها خارج از چارچوب خانواده تشویق می نمایند. به این سبب شاهد از هم فروپاشی خانواده ها و گسترش خانواده های تک والدی در جهان غرب هستیم.
 
اما نگاه اسلام نسبت به ازدواج ورای امور جنسی نگاهی مقدس و معنوی است. اسلام با تشویق و تأکید مسلمانان بر اقدام به این امر مسئولیتها و وظایف خانوادگی را جزو وظایف دینی آنها قلمداد نمود. و راه رشد معنوی و رسیدن به تکامل و رشد انسانی را ازدواج می داند.اسلام در ازدواج اهداف بی شماری را دنبال می کند که در تفکر فمینیسم این اهداف جایگاهی ندارد.

فمینیسم: ازدواج، نوعی ظلم به زن است.

یک از ثمرات بزرگ ازدواج بقای نسل آدمی است، امری که فمینیسم آن را نوعی ظلم به زنان می داند ، بارداری و مادری را تحقیر کرده و عملاً به چالش کشانده است، اسلام به پرورش فرزندان صالح و مؤمن تأکید دارد تا جامعه انسانی کمال یافته ای ایجاد شود جامعه ای که هدف خلقت يعني روح بندگی خداوند است در آن دمیده شود، پیامبر اسلام (ص) می فرمایند:
  
«تناکحوا تناسلوا، انّی اباهی بکم الامم فی یوم القیامه»، ( ازدواج کنید تاصاحب فرزند شوید به درستی که من به زیادی شما در روز قیامت مباهات می کنم.

سقط جنین از اساسی ترین حقوق مطرح شده این گروه است. لیبرال فمینیست ها  اصل مادری را قبول داشته اما اصرار دارند که این امر یکی از اختیارات مادر باشد، به عبارتی حق فردی یک زن این است که با اختیار خویش مادر باشد و حقوق مرتبط به سقط جنین و نیز کنترل باروری به او متعلق گردد.
  
این در حالی است که بر اساس فطرت زن هیچ چیز پر اهمیت تر از ایفای نقشی که خالق مطلق برای او به عنوان یک همسر و یک مادر ترسیم کرده نیست. اگر زنان مقام واقعی خویش را بشناسند و به زن بودن خود ارج نهند، و جایگاه خود را در معرض رقابت بیهوده و ترازوی سنجش با مرد قرار ندهند می توانند نقش تربیت مردان آینده را نیز بدرستی ایفا نمایند و سرنوشت جامعه را آنگونه که می خواهند رقم بزنند.
  
«صرف نظر از این که تفاوت های زن و مرد موجب تفاوت هایی درحقوق و مسئولیت های خانوادگی زن و مرد می شود یا نمی شود ، دستگاه عظیم خلقت برای این که به هدف خود برسد و نوع را حفظ کند، جهاز عظیم تولید نسل را به وجود آورده است، دائماً از کارخانه ی خود هم جنس نرو هم جنس ماده به وجود می آورد و در آن جا که دوام و بقاء نفس به همکاری و تعاون دو جنس احتیاج دارد مخصوصاً در نوع انسان، برای این که این دو را به کمک یکدیگد دراین کاروا دارد، طرح وحدت آن ها را ریخته است».(1)
 
نقش های حیاتی همچون زایش که استمرارنسل بشریت بدان بسته است ، تربیت فرزند که زن را در جایگاه انحصاری مربی بشریت قرار می دهد و تدبیر منزل و تنظیم خانواده که سلول تشکیل دهنده ی جامعه است به عهده زن است.
 
نگریستن به سبك نگاه فمنيستي  به نقش های عظیم حیاتی ، علاوه برآن که زنان را از استمرار ایفاء این نقش ها همراه با احساس عزت و رضایت باز می دارد ،آینده ی حیات بشریت را نيز تهدید به زوال می کند ، نقش آفرینی تاریخی زن را بی ارزش قلمداد کرده، نسبت به گذشته ی آن ها بدترین ناسپاسی را روا می دارد.
 
می توان تفکر مرد سالاری و مرد ستیزی فمینیست ها را نیز مورد نقد قرار داد، چرا که در آموزه های اسلامی چنین تفکری پوچ و بی اساس قلمداد شده و بر انسانیت تاکید می شود، اسلام بر اساس وضعیت بیولوژیکی و جسمانی زنان و مردان وظایفی متناسب را به هر کدام محول نموده است، که این امور محوله هیچ تعارض و مخالفتی با هم ندارند بلکه بر عکس تغییر و جابجایی در این امور منجر به اختلال در نظام هستي مي شود.
  
فمينیسم در غرب دوران افول را می گذراند اما در کشورهای در حال توسعه یک دغدغه تأثیر گذار است
 
 در نتيجه می توان گفت امروزه جنبش فمنیسم در غرب گرچه از تحرک و تأثیر گذاری اجتماعی باز مانده و دوران افول و سکون را طی می کند اما در کشور های در حال توسعه همچنان به عنوان یک دغدغه اجتماعی و تأثیر گذار مطرح است.

نباید این جنبش و آموزه های آن را پایان یافته یا کم تاثیر قلمداد کرد. بسیاری از اهداف و آرمان های آن در اسناد بین المللی از قبیل کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان نهادینه شده است و بسیاری از برنامه هایی که اجرا می گردد همسو با دیدگاه های فمینیستی است.
 
 نظام حقوقي مطلوب بايد واقعيات زيست شناختي ، روان شناختي ، جامعه شناختي و همه اوضاع ، احوال و شرايط را در نظر بگيرد. در تعيين حقوق و تكاليف، بايد با توجه به اشتراك حقوق و تكاليف مشترك و در موارد متفاوت ـ هر گاه تفاوت‏ها به نحوي باشد كه موجب تفاوت در مصالح و مفاسد نفس الأمري شود ـ حقوق و تكاليف متمايز جعل شود.
 
 فمینیسم از تحلیل شكل هاي نوین ستم جنسی طفره می رود
 
فمینیسم با زیرذره بین قراردادن اشکال سنتی ستم علیه زنان، از تحلیل اشکال نوین ستم جنسی طفره می رود. تأکید بر محوریت حقوق بدون توجه به پایه ریزی مناسبات اخلاقی، زمینه را برای تغییرشکل ستم و پیچیده تر شدن بردگی زنان فراهم کرده است.
  
مهمترین علت کج راهه رفتن این جنبش دوری از خدا، شریعت و عدم شناخت نیازمندی های اساسی انسان است.با توجه به تعریف فمینیسم، فرامین و آثارآن این مسأله روشن می شود که ریشه ی بسیاری از درگیری های خانوادگی، عدم هماهنگی، تربیت دوگانه ی فرزندان و فضای شک و شبهه، افکار و اعتقادات فمینیستی می باشد.
  
پي نوشت:
 
1. مرتضی ، مطهری، نظام حقوق زن در اسلام،ص 21.
 
/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار