دانشجوی سیاسی؛ حلقهای مفقوده در دانشگاه
گروه سياسي «خبرگزاری دانشجو»، محسن چگینی؛ ارتباط فکر و رفتار ما به نحوي است که همه ما بخوبی آن را درون خود درک می کنیم؛ عمل و رفتار ما نتیجه آن چیزی است که فکر و ذهن ما به آن می پردازد.
از یک نگاه بالاتری می توان گفت که رفتار اجتماعی یک جامعه نیز نتیجه ایده آل ها و تفکراتی است که ذهن قالب اعضای آن جامعه را فراگرفته است. یک جامعه زمانی به پویایی می رسد که همه این تفکرات در یک فضای منطقی پای میز بیایند و با بهره گیری از امکانات برابر و به دور از هوچی گری سخن خود را بگویند.
بی شک دانشگاه محل رشد کسانی است که در کنار داشتن امتیاز جوانی و حقیقت جویی، در آینده می بایست با ورود به عرصه های مختلف، نقش خود را در حرکت جامعه ایفا کنند.
دانشگاه از مهمترین مکان هایی است که می بایست این اصل در آن مورد توجه قرار گیرد و در فضای دانشجویی و در مسائل مختلف، دانشجویان تفکرات متفاوت و گاها متضادی دارند؛ اینکه تفکرات یکسان نیستند نه چیز بدی است و نه غیر طبیعی؛ بلکه غیر طبیعی آن است که بیاییم و با جلوگیری از بروز آنها بخواهیم این گونه نشان دهیم که همه هم فکر و هم عقیده اند!
یکی از سیاست هایی که در دوره اخیر ديده مي شود، این است که دولت به جز در برخی دانشگاه های بزرگ و عمدتا تهرانی سعی دارد فضای دانشگاه ها را در یک رکود سیاسی به سمت برخی فعالیت های صورت جلسه ای فرهنگی سوق دهد؛ این به ضرر دانشگاه و جامعه است! باید با فراهم کردن بستر گفتمان صحیح، امکان به میدان آمدن انواع تفکرات را فراهم کنیم تا دانشجو خود تصمیم بگیرد.
البته مهمترین نکته اینجاست که این گفتمان باید در یک فضای دانشجویی و توسط خود دانشجویان شکل بگیرد و نه اینکه در قالب جلسات نمادین شکل گرفته توسط مسئولان خلاصه شود.
اما این نیمی از قضیه است، خود این گفتمان هم ویژگی هایی دارد، شرایط و لوازمی دارد؛ بحث وقتی به نتیجه می رسد که فضایی منطقی بر آن حاکم باشد؛ دانشجو باید سیاسی باشد، یعنی دانشجو نسبت به مسائل مختلف پیرامون خود آگاه باشد، اما نباید دچار سیاست بازی شود و محل سوء استفاده های دیگران شود.
متاسفانه در برخی جمع ها، عده ای با ایجاد فضای هوچی گری و ارائه مطالب دروغ و تهمت مانع از رسیدن به نتیجه درست می شوند.
در بحث نباید بدنبال آن بود که نظر طرف مقابل را تغییر دهیم، بلکه بايد حق را ارائه کرد و تشخیص را به عهده دانشجو گذاشت.