فقدان امام موسي صدر و تاخير در خيزشهاي كنوني منطقه
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ امام موسي صدر در گام اول و در جهت عزت مسلمانان دست به اقدام فرهنگي زده و آنان را از اسارت فقر و جهل رها كرد و پس از آن اقدامات امام موسي صدر رويكردي ملي- سياسي پيدا كرد.
وي علاوه بر تشكيل مجلس اعلاي شيعيان، دست به تاسيس جنبش امل (افواج المقاومه البنانيه) زد؛ جنبشي كه حيات و موجوديت خود را در مقابله با تجاوز اسرائيل مي ديد.
مشكلات امنيتي و تعرضات پي در پي به جان و مال شيعيان جنوب لبنان، نگرانيهايي را براي امام صدر بوجود آورد و وي را متوجه نياز اساسي شيعيان به يك تشكيلات سياسي- نظامي كرد و به همين خاطر در سال 1972 تشكيلات سياسي به نام «حركت المحرومين» بوجود آمد كه جنبش «امل» شاخه نظامي اين تشكيلات بود.
جنبش امل بيشترين تاثير را در از بين بردن ترس از اسرائيل داشت
تشكيلات نظامي جنبش امل توانست بيشترين تاثير را در از بين بردن ترس از اسرائيل داشته باشد كه البته لازم به ذكر است كه اين جنبش زير نظر شهيد دكتر چمران اداره مي شد.
از آنجا كه امام صدر حل مسئله فلسطين را اساسي ترين و مهمترين مسئله مي دانست، با صدور فتوايي هر گونه معامله با اسرائيل را تحريم كرد.
امام صدر: كساني كه شهادت در راه خدا را آرزو مي كنند، نمي توانند ميداني شريف تر از ميدان مبارزه با اسرائيل بيابند
وي در مورد اسرائيل چنين مي گويد: «فكر نمي كنم در طول تاريخ انساني بتواند موضعي روشن تر از موضعي كه بايد در برابر اسرائيل بگيرد، داشته باشد. چه بسا كساني كه شهادت در راه خدا را آرزو مي كنند، نمي توانند ميداني شريف تر از اين ميدان بيابند؛ به همين خاطر من در لبنان و در كرانه باختري برخورد لازم مي بينم كه همه آنچه را دارم از جمله جان خود را براي مبارزه با اسرائيل به كار گيرم.»
در حقيقت وي اسرائيل را «شرّ مطلق» و هر گونه همكاري با آن را حرام مي دانست و معتقد بود شرف قدس اجازه نمي دهد كه به دست غيرمومنان آزاد شود؛ از اين رو به حق، وي را پدر مقاومت اسلامي در برابر رژيم غاصب صهيونيستي خواندهاند.
امام موسي صدر يك روز قبل از اجراي توطئه اختطاف، در يك مصاحبه مطبوعاتي در ليبي، اعراب را نسبت به خطر تحقق مطامع اسرائيل آگاه ساخته و آنان را به ايجاد انسجام اسلامي و وحدت ملي دعوت كرده بود.
وي در سخناني بيان مي كند: «اگر شيعيان از مواضع خود عدول كنند، طراحان پروژه صلح غربي خاورميانه فرصت مي يابند تا برنامههاي خود را اجرا كنند و لبنان به اسرائيل دوم آن هم در داخل جهان عرب تبديل مي شود و آتش فتنه اختلافات شيعه و سني، مجدداً در اقصي نقاط جهان اسلام شعله ور مي شود.»
حزب الله لبنان به رهبري سيد حسن نصر الله در امتداد حركت زيركانه امام موسي صدر شكل گرفت
با ربوده شدن امام موسي صدر و سستي برخي همراهان، شكافي در ميان پيروان وي و جنبش امل پديد آمد و سرانجام موجب شكل گيري جنبش حزب الله لبنان شد كه هسته اوليه آن از ميان شاگردان امام موسي صدر و و فاداران به انقلاب اسلامي ايران و امام خميني(ره) بود.
هر آنچه امام موسي صدر مي گفت و انجام مي داد، امروز شاكله اصلي فعاليتهاي حزب الله را تشكيل مي دهد و اگر كارهاي امام موسي صدر را با اقدامات حال حاضر حزب الله مقايسه كنيمف متوجه مي شويم كه هر دو يك مسير را طي كرده و در راستاي هم قرار دارند.
مقاومت مبارك اسلامي لبنان به رهبري قائد برجسته عربي، سيد حسن نصرالل- كه در اوج عزت و اقتدار تاريخي خويش است، در امتداد حركت زيركانه امام موسي صدر شكل گرفته. سيد حسن نصر الله از آن جوانان شيعه بود كه در روزگار جواني، روزهاي جمعه از روستاي خود به مسجدي در شهر صور قوامه مي رفت و در نمازجمعه به امام موسي صدر اقتدا مي كرد.
غلامعلي حداد عادل: قطعاً پديده مقاومت و حزب الله نتيجه تلاشهاي امام موسي صدر است
غلامعلي حداد عادل در اين باره مي گويد: «بزرگي مردان تاريخ در گرو تاثيرگذاري آنها بر محيط است، اگرچه امام صدر عملاً در طول 30 سال گذشته درتاريخ نقشي نداشته، اما تاثير او در تاريخ به دليل اقداماتي كه پيش از مفقود شدن، انجام داده باقي خواهد ماند و قطعاً پديده مقاومت و حزب الله نتيجه تلاشهاي آن روحاني بزرگوار است و نقطه عطفي در مبارزه با اسرائيل بشمار مي رود.»
در همين راستا محمد رئوف شيباني، معاون امور خاورمیانه وزير امور خارجه ایران با بيان اينكه «يكي از عوامل اصلي بيداري اسلامي، متاثر از مقاومت لبنان است كه بنيان آن توسط امام موسي صدر نهاده شده، گفت: فقدان امام موسي صدر به يقين در تاخير خيزشهاي كنوني منطقه تاثيرگذار بوده است.»
از تمام اين گفتهها به حقيقت سخنان شهيد مطهري و آيت الله موسوي اردبيلي درباره وي پي مي بريم.
شهيد مطهري در باره وي مي گويد :« آقاي صدر 50 سال جلوتر از زمان خود را پيش بيني مي كرد» و آيت الله موسوي اردبيلي نيز در اين خصوص اظهار داشته است: «امام صدر آينده را خيلي زودتر و بيشتر از بقيه مي ديد.»
وحدت و يكپارچگي امت اسلامي در جهان كنوني، متنها آرزوي امام موسي صدر بود
به شهادت سخنان و نوشته هاي امام صدر، وحدت و يكپارچگي امت اسلامي در جهان كنوني، متنهاي آرزوي وي بوده است. وي با اين هدف پاي از دايره حوزه هاي علميه بيرون نهاد تا به گفته خود كار ناتمام سيد جمال الدين اسد آبادي را به پايان برساند، با اين تفاوت كه سيد جمال عقيده داشت بايد اين كار را با سران به انجام رساند و امام صدر معتقد بود بايد با مردم بايد به اين هدف رسيد.
امام موسي صدر توانست جايگاه معتبر و محترمي براي شيعيان در جامعه لبنان ايجاد كند.
در واقع نهضت وي در لبنان در ادامه نوانديشي ديني قرن 20 در جوامع اسلامي بود. در شرايطي كه جامعه شيعه لبنان به دو قسمت جنوب و بقاع تقسيم شده بود و از دو فرهنگ متفاوت و دو نظام فكري- فرهنگي گوناگون نشأت مي گرفت، امام موسي صدر توانست با خلق و خوي اسلامي نه تنها گروه هاي مختلف شيعي را به هم نزديك كند، بلكه جايگاه معتبر و محترمي براي شيعيان در جامعه لبنان ايجاد كند.
سخنراني هاي امام صدر در كليساها به شخصيت و جايگاه شيعيان در جامعه لبناني، اعتبار خاصي بخشيد. خبرنگاري در رابطه با سخنراني امام صدر در يكي از كليساهاي كاتوليك اينچنين مي گويد: «وقتي امام موسي صدر وارد سالن شد، مسيحياني كه روي صندلي نشسته بودند با حسي آميخته از نگراني و خوشحالي او را نگاه مي كردند، امام موسي صدر در رابطه با ماموريت مشترك همه اديان سخنراني كرد. سخنراني ايشان به قدري حضار را تحت تاثير قرار داد كه آنها آرزو مي كردند كه در كليسا نبودند تا مي توانستند كف بزنند. پس از سخنراني، مردم صف كشيدند تا با امام موسي صدر دست بدهند.»
امام صدر در تلاش بود كه وحدت ملي ميان شهروندان لبناني حفظ شود
امام صدر در تلاش بود كه وحدت ملي ميان شهروندان يك كشور، صرف نظر از مذاهب و فرقه هاي آنان حفظ شود و همچنين نشان داد كه در نزد شيعيان لبناني هيچ طرح خاصي كه مغاير با اصول وحدت ملي لبنان باشد، وجود ندارد.
با وجود تلاش هاي وي در آشتي دادن گروه هاي معارض، به تحريك رئيس جمهور وقت لبنان، مناطق شيعه نشين بيروت مورد هجوم واقع شد، امام موسي صدر براي رفع اين فتنه و جلوگيري از جنگ مذهبي، مردم كشور را تا سقوط دولت نظامي به اعتصاب عمومي دعوت كرد و به دنبال اين تصميم، دولت سرنگون شد، اما به تحريك احزاب چپ و راست، پس از مدتي جنگ خانگي مجددا در شهرهاي لبنان شروع شد.
اين جنگ هاي داخلي همين طور ادامه داشت تا در آخر ايشان بر صفحه تلويزيون ظاهر شد و با خواندن آياتي از قرآن كريم، انجيل و ايراد سخناني الفت آميز از امام علي (ع) ضرورت همدلي و وحدت ميان مسلمانان و مسيحيان را بر شمرد. سخنان وي تاثير عميقي بر مردم نهاد و از فرداي آن روز صلح و آرامش برقرار شد.
رفتار امام صدر با دشمنان به گونه اي بود كه از ايشان بعنوان كسي كه تمام دشمنانش را بخشيد، ياد مي كردند.
كامل اسعد، آخرين زعيم فئوداليسم سنتي شيعه در لبنان كه با تمام قوا از روز ورود امام صدر تا روز ربوده شدن وي عليه وي مبارزه مي كرد، هرگز از طرف امام صدر تهديدي در جهت بيرون راندن از صحنه فعاليت احساس نكرد.
نمونه ديگر از سعه صدر اين روحاني بزرگوار را در برخورد با تلاش هاي تخريبي مرحوم شيخ حسين خطيب مي بينيم. مرحوم خطيب در مناسبتي اظهار داشت كه: «هر قدر دشمني ما عليه اين مرد بيشتر مي شد، حب او به ما افزودنتر مي شد.»
وي احساس همدلي خويش با مخالفان فكري، عقيدتي و سياسي اش را چنين ابراز مي كرد: «من با زبانم با شما سخن مي گويم و با قلبم حرف هاي شما را مي شنوم.»
در ادامه اقدامات انقلابي امام صدر، شرايطي در منطقه حادث شد كه دولت هاي مرتجع عربي در پيوندي نامعمول با اسرائيل كه در ظاهر بعنوان دشمن شماره يك آنها شناخته مي شد، با اتكا به اصل «وجود دشمن مشترك پيوندهاي تاكتيكي ايجاد مي كند» در اقدامي مشترك سيد موسي صدر را كه در آن دوران، آهنگ جهاد و مقاومت را در مقابل رژيم صهيونيستي مي نواخت، از ميان برداشتند.
امام صدر دوم شهريور ماه سال 1357 به دعوت رسمي دولت ليبي از الجزاير وارد اين كشور شد و پس از مدتي اقامت، 25 همان ماه تصميم به بازگشت گرفت، اما ساعت 14:30 همان روز رو به روي هتل اقامت خود، ناپديد شد.
قوي ترين تئوري براي ربايش امام موسي صدر به نقش رژيم صهيونيستي و دولت هاي مرتجع عربي، باز مي گردد
قوي ترين تئوري براي ربايش امام موسي صدر به نقش رژيم صهيونيستي و دولت هاي مرتجع عربي، باز مي گردد كه اساس اين تئوري، نقش آفريني بي بديل امام صدر در لبنان است.
ايران بيشترين تلاش را براي بازگرداندن امام موسي صدر كرد كه نتيجه اي در بر نداشت؛ به طور مثال وقتي جلود (دست راست قذافي) خواست به ايران و ديدار امام بيايد، امام به جلود كه منتظر اجازه شرفيابي بود، پيغام دادند «هر وقت جلود و قذافي مي خواهند پيش من بيايند، بايد با امام موسي صدر بيايند.»
امام (ره) با جديت دنبال مسئله امام صدر بود و مي فرمودند: «آقاي صدر را من بزرگ كرده ام و جاي ايشان در ميان ما بسيار خالي است.»