تاييد مرجعيت امام(ره) دست رژيم را در اقدامات خشونت بار عليه ايشان بست
کد خبر:۱۳۷۵۲۳
سالروز صدور اعلاميه مشترك علماي طراز اول در تاييد مرجعيت امام(ره)

تاييد مرجعيت امام(ره) دست رژيم را در اقدامات خشونت بار عليه ايشان بست

صدور اعلاميه مشترك علماي طراز اول در تاييد مرجعيت امام خميني (ره) و نيز ترويج مرجعيت ايشان، علاوه بر اينكه امكان اقدامات خشونت بار آشكار عليه اين مرجع شيعه را بست، بلكه موجب بالا رفتن سرعت روند پيروزي انقلاب نيز شد.

گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ پس از دستگيري امام (ره) و واقعه 15 خرداد، تعدادي از علما و مراجع راهي تهران شده و ضمن نامه اي مبني بر تاييد مرجعيت ايشان، خواستار آزادي امام (ره) شدند.

 

با اين اقدام علما و مراجع و نيز ترويج مرجعيت امام خميني (ره)، امكان اقدامات خشونت بار آشكار عليه امام بسته شد. نفوذ امام بعنوان مرجع اعتقادي ميان مردم، در كنار رهبري سياسي وي موجب شد تا روند انقلاب سرعت بيشتري پيدا كند.

 

صدور چنين اعلاميه اي رژيم را بيش از پيش در تنگنا و فشار قرار داد؛ چرا كه بر اساس قانون اساسي، مراجع تقليد از مصونيت برخوردار بودند.

 

به دنبال اعمال فشار علما و مراجع داخل و خارج كشور، امام (ره) پس از مدتي از زندان عشرت آباد به خانه اي در داووديه تهران منتقل شدند.

 

آيا مرجعيت امام خميني (ره) به طور طبيعي محقق شد يا امضا نامه تاييد مرجعيت ايشان سبب پذيرش مرجعيت امام شد؟

 

در اينجا بحثي مطرح مي شود كه آيا مرجعيت حضرت امام به طور طبيعي و تدريجي محقق شد و حوزه علميه قم و ساير حوزه ها پس از ملاحظه و درك مراتب بالاي علمي وي و تدريس چند دوره اصول و فقه....، امام را به عنوان مرجع تقليد اعلم و يا حداقل طراز اول فقهاي اسلام يافت و در پي آن درصد بالايي از مردم با اشتياق و آگاهي از او تقليد كردند و يا آنكه تلاش اعضاي جامعه مدرسين قم و اعلام صلاحيت حضرت امام (ره) براي مرجعيت ديني و بخصوص تهيه و امضاي نامه تاييد مرجعيت ايشان توسط دوازده تن از اساتيد و مدرسان حوزه، جامعه و...، سبب پذيرش مرجعيت ايشان شد؟

 

يكي از تفاوت هاي اين دو نظريه آن است كه بنا بر نظريه دوم مي توان دو نتيجه بدست آورد؛ يكي آنكه منصب و سمت مرجعيت انتصابي است، همچون منصب هاي حكومتي و اعتباري نظير وزارت، استانداري و ... ديگر اينكه امام (ره) مرجعيت خود را مديون و مرهون جامعه مدرسين و برخي از اساتيد حوزه علميه قم بوده اند و در غير اين صورت، امام بعنوان يكي از اساتيد و حداكثر مجتهدان كشور، قلمداد مي شدند نه مرجع تقليد عام.

 

اما امام (ره) سير تكاملي علمي و معنوي خود را از جواني آغاز كرده و در محضر فقهاي بزرگ و مراجع عظيم الشان كسب علم و فضليت كرده بودند.


ايشان از دوران طلبگي، علاوه بر توسعه و تقويت بنيه علمي، فقهي ، اصولي و...، به خود سازي و جهاد نفس پرداختند و در عين حال بر تمامي امور سياسي و اجتماعي اشراف و احاطه كامل يافتند.

 
امام خميني (ره) به شهادت علماي بزرگ بصورت طبيعي به مرتبه اجتهاد مطلق و مرجعيت رسيدند

 
آري امام خميني (ره) به شهادت علماي بزرگ و اساتيد معروف حوزه هاي علميه از زمان مرحوم آيت الله بروجردي با طي مراحل مختلف علمي و تدريس در حوزه هاي علميه به صورت طبيعي به مرتبه اجتهاد مطلق و مرجعيت نائل شدند.

 

چنانچه شهادت افراد به اين امر واضح و روشن، از باب وظيفه و گواهي دادن بر يك حقيقت مسلم و انكار ناپذير بوده است نه از باب صدور حكم و انتصاب.

  
البته گواهي بر مرجعيت امام (ره) در زمان خفقان ستمشاهي امري موثر و اقدامي شجاعانه در تاريخ انقلاب اسلامي بشمار مي رود.


گرچه از زمان قاجار اين سنت در بين شاهان ايران مرسوم بود كه پس از رحلت مرجع تقليدي، درباره مراجع تقليد ديگر، تحقيق مي كردند تا ببينند چه كسي براي جايگزيني شايسته تر است، ‌سپس تلگراف زده و درگذشت مرجع فقيد را به مرجع جانشينش تسليت مي گفتند.

 

محمدرضا پهلوي با ارتحال آيت الله بروجردي به نجف تلگراف زد تا مرجعيت را از ايران منتقل كند
 

اين سنت در دوره پهلوي نيز ادامه يافت، اما در زمان محمدرضا شاه اين تلگراف در برخي موارد جنبه سياسي پيدا كرد؛ مثلا بعد از رحلت آيت الله بروجردي كه محمدرضا پهلوي با استفاده از اين سنت، به نوعي بدعت دست زد و به نجف تلگراف زد تا مرجعيت از ايران منتقل شود.

 
بعد از رحلت آيت الله بروجردي، روزنامه ها معرفي مراجع تقليد خاصي را آغاز كردند، از آن جمله مي توان از روزنامه كيهان نام برد كه در فروردين آن سال چهار مرجع را معرفي كرد كه حضرت امام يكي از آن چهار مرجع بود.

 

آيت الله كاشاني: بي سوادها! تا حاج آقا روح الله در قم هست، بجاي ديگري نروديد

 
در همان ايام عده اي به دليل اينكه آيت الله كاشاني از قبل تعداد كمي مقلد در تهران و كاشان داشت، خدمت ايشان رفتند و از وي خواستند تا مرجعيت را بپذيرد. وي در اين ضمينه خطاب به دوستان فرمود: «بي سوادها! تا حاج آقا روح الله در قم هست، بجاي ديگري نروديد.»
 

 رژيم شاه از نقش سياسي مرجعيت شيعه و قدرت بسيج كننده آنها باخبر شد

 

با اين اوصاف، رژيم شاه هم كه عملا با مراجع درگير شده بود و قدرت سياسي آنها را در اجتماع احساس كرده بود، از نقش سياسي مرجعيت شيعه و قدرت بسيج كننده آنها باخبر بود.

 

رژيم شاه علي رغم بكارگيري نقشه هاي گوناگون، نتوانست از گسترش و رسميت يافتن مرجعيت امام (ره) جلوگيري كند و مبارزات سياسي امام از ابتدا، از پايگاه مرجعيت ديني آغاز شد.

 

همچنين با تثبيت مرجعيت امام (ره) پس از رحلت آيت الله بروجردي، ميزان دخالت ايشان در امور سياسي افزايش يافت و ايشان در اولين قدم فتواي حرمت تقيه را صادر كردند.

 

امام خميني (ره) با استفاده از پايگاه مرجعيت شيعه توانستند رژيم سلطنتي پهلوي را غير مشروع معرفي كنند
 

در حقيقت امام خميني (ره) با استفاده از پايگاه مرجعيت شيعه توانستند رژيم سلطنتي پهلوي را غير مشروع معرفي كنند و حكومت اسلامي را بعنوان طرحي جايگزين ارائه كنند.


بدين ترتيب مرجعيت ديني امام از يك طرف مشروعيت اقدامات و مبارزات سياسي ايشان را تامين مي كرد و از سوي ديگر سبب تغيير نگرش مردم نسبت به مفاهيم موجود در فرهنگ سياسي شيعه شد.

پربازدیدترین آخرین اخبار