مرجعيت به رهبري سياسي- اجتماعي مرجع، مشروعيت مي‌بخشد
کد خبر:۱۳۷۵۹۱
به بهانه سالروز صدور اعلاميه علماي طراز اول در تاييد مرجعيت امام(ره)

مرجعيت به رهبري سياسي- اجتماعي مرجع، مشروعيت مي‌بخشد

مرجعیت به صورت بالقوه توانایی‌های بسیاري در خود نهفته دارد و اصولاً نتیجه منطقی استمرار آن در عرصه عمل اجتماعی، پیدایش یک نظام سیاسی بر پایه دین و مکتب تشیع خواهد بود.

گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ فوايد و كاركردهاي مرجعيت در شيعه چيست كه مي تواند برخلاف فقه اهل سنت، حكومت اسلامي را جايگزين حكومت طاغوتي كند؟


در ابتدا بايد به اين نكته اشاره كنيم كه مرجعيت در مكتب شيعه، نوعي استمرار امامت در عصر غيبت است كه تا اندازه ممكن وظايف امام معصوم را بر عهده مي گيرد.

 

از آنجا كه رجوع به مجتهد جامع الشرايط با عنوان «مرجع تقليد» علاوه بر عقلاني بودن، از سوي امام معصوم نيز مورد تاكيد قرار گرفته است، پشتوانه مردمي بسيار مستحكمي براي مرجع تقليد مهيا مي كند تا از توانايي هاي اجتماعي و سياسي بالقوه قدرتمند، در كنار توانمندي هاي ديني برخوردار شود.
 

كاركردهاي مرجعيت شيعه؛ مرجع بودن به رهبري سياسي- اجتماعي مرجع مشروعيت مي‌بخشد

 

مرجعیت به صورت بالقوه توانایی های بسیاري در خود نهفته دارد و اصولاً نتیجة منطقی استمرار آن در عرصه عمل اجتماعی، پیدایش یک نظام سیاسی بر پایه دین و مکتب تشیع خواهد بود.


ابزار اين نظريه كه مردم بايد از نظريات يك مجتهد زنده تبعيت كنند و اينكه چنين فردي قطعا از يك حاكم و يا يك فرمانرواي مادي، كمتر در معرض خطا و اشتباه مي باشد، به مجتهدان شيعه چنان پايگاه قدرتي مي بخشد كه از قدرت علماي سني به مراتب بيشتر خواهد بود.
 

بدين ترتيب، رجوع مردم به «مرجع» و ترجيح دادن راي او بر نظر ديگران باعث پذيرش رهبري مرجع از سوي مردم خواهد شد و اين امر به مرجع، قدرتي مي بخشد كه مي تواند در مقابل هر قدرتي كه به نظرش نامشروع مي آيد، ايستادگي كند.

 

به عبارت ديگر، مرجعيت ديني، رهبري سياسي را نيز به دنبال خواهد داشت؛ چرا كه در عرصه عمل اجتماعي برخي رفتارهاي سياسي و اجتماعي قدرت حاكم با مباني و قواعد مذهبي كه مرجع حافظ آن قواعد بشمار مي رود، تقابل پيدا مي كند و مرجع طبق وظيفه ديني خود در قبال چنين رفتارهايي، دست به عكس العمل مي زند و استمرار چنين وضعيتي به رويارويي تمام عيار دو قدرت سياسي و مذهبي مي انجامد.

 

در چنين اتفاقي، مردمي كه از لحاظ مذهبي مقلد مرجع بشمار مي روند، در مسائل سياسي و اجتماعي نيز سخن او را خواهند پذيرفت.

 

مرجعيت، ايجاد قدرتي مشروع در كنار قدرت سياسي است

 

هر گاه قدرت سياسي در جهتي مخالف با قوانين مذهبي كه مرجع حافظ آن بشمار مي رود، حركت كند، تضاد بين آن دو منجر به ظهور و بروز نقش سياسي مرجع شده و مرجع با برخورداري از حمايت هاي مردم، كليه شرايط لازم براي رهبري سياسي پيروان خود را بدست آورده و تمامي اقدامات او از مشروعيت لازم برخوردار مي شود.
 

مرجع با كجروي‌هاي دولتمردان مبارزه مي‌كند

 

از آنجا كه مرجع حافظ دين و مذهب جامعه تلقي مي شود، در هنگام بروز وقايعي كه قاعده اي از احكام دين را زير سوال مي برد، عكس العمل نشان مي دهد.

 

يكي از دلايل مهم اين امر علاوه بر توجيه نظري، به بعد استقلال مرجع از دولت حاكم نيز مربوط مي شود؛ بودجه مستقل و اتكا به عقيده مردم سبب شده كه در مواقع زيادي روحانيت با انحرافات دولت ها مقابله، و آنها را تسليم كنند.

 

استاد مطهري دو عامل مهم را در ميان روحانيت اهل تسنن مانع مبارزه آنها با قدرت هاي فاسد عصر خود مي داند؛ يكي نداشتن بودجه مستقل و ديگري طرز تفكري كه آنها درباره اولي الامر دارند و قدرت هر حاكم بالفعلي را مشروع مي دانند؛ به همين دليل رئيس روحانيت اهل تسنن نخواهد توانست در مقابل قدرت سياسي موجود بايستد.

 

روحانيت پناهگاه مردم است

 

همان گونه كه مردم با پشتيباني مالي و پيروي از احكام مرجع و روحانيت، پشتوانه قدرت مرجع بشمار مي روند، مرجع و روحانيت نيز در مقابل ستمگري هاي حاكمان زورگو پناهگاه مردم بوده اند؛ در حقيقت روحانيت و مرجعيت براي شيعه هم مرجع بوده و هم ملجا.
 

لازم به ذكر است، اين نوشتار به بررسي مرجعيت در تاريخ شيعه پرداخته است.

 

منبع: سايت حوزه

پربازدیدترین آخرین اخبار