کد خبر:۱۳۷۹۸۹
توصيهاي از رهبر انقلاب به بهانه پايان ماه شعبان؛
ماه شعبان دالان و دهليز ماه رمضان است
پيغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ مىداشت و در مقابل ماه شعبان خضوع مىكرد و عادت داده بود خودش را به صيام و قيام در ماه شعبان؛ چراكه ماه شعبان دالان و دهليز ماه رمضان است.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ به مناسبت پایان شعبان و در آستانه ورود به ماه مبارك رمضان، بخشی از بیانات مقام معظم رهبري را كه در جمع كاركنان وزارت اطلاعات در تاريخ 13 آبان 83 ايراد شده، آورده ميشود.
ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است
ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است
ماه شعبان متأسفانه دارد تمام مىشود؛ از اين فرصت ها استفاده كنيد، ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است. در همين صلواتى كه در مفاتيح مقرر است: «الّذى كان رسول اللَّه (ص) يدأب فى صيامه و قيامه فى لياليه و ايّامه بخوعا لك فى اكرامه و اعظامه الى محلّ حمامه»؛ پيغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ مىداشت و در مقابل ماه شعبان خضوع مىكرد و عادت داده بود خودش را به صيام و قيام در ماه شعبان.
در دنباله اين صلوات هست كه: «اللّهم فاعنّا على الاستنان بسنّته فيه»؛ از خدا مىخواهد كه ما را هم موفق بدار كه همان سنت پيغمبر را در ماه شعبان رعايت كنيم. اين ماه شعبان دالان و دهليز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضيافت الهى است؛ يك تالار عظيم كه اگر كسى وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت كرد كه از آنچه در آنجا خداى متعال آماده كرده، به خودش بهرهاى برساند، بهره فراوانى خواهد برد كه آن بهره در ماه شوال و ماههاى ديگرِ سال نيست؛ فقط مخصوص ماه رمضان است.
انواع و اقسام ضيافت هاى الهى از قبيل رحمت الهى، عزت الهى، توفيق الهى، قرب الهى، استغناى ناشى از تفضل الهى، رزق مادى، رزق معنوى، همه در ماه رمضان است؛ اينها را سر سفره ماه رمضان گذاشتهاند.
بعضيها حسابى مىنشينند سر سفره ماه مبارك و از رحمت الهى كيسه خودشان را پُر مىكنند
بعضىها مىآيند و به اين سفره نگاه نمىكنند و از وسط اين سفره و اشياء آن عبور مىكنند و مىروند و هيچى هم گيرشان نمىآيد؛ بعضىها يك چيز مختصرى برمىدارند؛ يك روزهيى مىگيريم ما؛ يك مختصركى، يك چيزى؛ اما بعضىها نه، حسابى مىنشينند سر اين سفره و از رحمت الهى كيسه خودشان را پُر مىكنند؛ عزت مىخواهند، دنيا مىخواهند، آخرت مىخواهند؛ رفع گرفتارى مىخواهند، گشايش در زندگى مىخواهند، استغناى طبع مىخواهند، صفات و خُلق حسنه مىخواهند؛ هرچه مىخواهند، براى خودشان و براى ديگران برمىدارند.
براى اينكه انسان بتواند وقتى وارد اين تالار شد، چشمش باز باشد، غافل نشود، دچار گيجى و گولى نشود كه سرش را بيندازد پايين و از اين در وارد شود و از آن در بيرون برود؛ نگاهى به دوروبر كند و استفادهاى ببرد و براى اينكه اين آمادگى در من و شما پيدا شود، اين ماه رجب و شعبان را قرار دادهاند؛ رجب يكجور، شعبان يكجور ديگر.
براى اينكه انسان بتواند وقتى وارد اين تالار شد، چشمش باز باشد، غافل نشود، دچار گيجى و گولى نشود كه سرش را بيندازد پايين و از اين در وارد شود و از آن در بيرون برود؛ نگاهى به دوروبر كند و استفادهاى ببرد و براى اينكه اين آمادگى در من و شما پيدا شود، اين ماه رجب و شعبان را قرار دادهاند؛ رجب يكجور، شعبان يكجور ديگر.
امام (ره) دعاي كميل و مناجات شعبانيه را بسيار دوست ميداشتند
رجب، بيشتر ماه نماز است؛ شعبان، بيشتر ماه دعا و روزه است؛ اين مناجات شعبانيه را ببينيد. من يك وقتى از امام (ره) پرسيدم در اين دعاهاى مأثورى كه وجود دارد، شما كدام دعا را بيشتر از همه خوشتان مىآيد و دوست داريد. فرمودند: دعاى كميل و مناجات شعبانيه. اتفاقاً هر دو دعا هم مال ماه شعبان است؛ دعاى كميل كه مىدانيد اصلاً ورود اصلىاش مال شب نيمه شعبان است، مناجات شعبانيه هم كه از ائمه نقل شده، متعلق به ماه شعبان است. لحن اين دو دعا به هم نزديك است؛ هر دو عاشقانه است.
خدايا! مرا جهنم هم كه ببرى، فرياد مىكشم تو را دوست دارم
در مناجات شعبانيه ميخوانيم: «و ان ادخلتنى النّار اعملت اهلها انّى احبّك»؛ جهنم هم كه من را ببرى، فرياد مىكشم تو را دوست دارم. و در دعاى كميل: «لان تركتنى ناطقا لاضجّن اليك بين اهلها ضجيج الاملين و لاصرخنّ اليك صراخ المستصرخين و لابكينّ بكاء الفاقدين»؛ اگر به من در جهنم اجازه بدهى و نطق را از من نگيرى، فرياد مىكشم؛ فريادِ اميدواران، فريادِ دلدادگان و فريادِ دلباختگان را.
بايد با اينها مأنوس بشويم و قدرى دلمان را نرم كنيم. اين دل چيز عجيبى است؛ گاهى اوقات به وسيلهاى كه انسان را به اوج آسمان ها و اوج معنويت مىبرد، تبديل مىشود؛ گاهى هم بعكس، به سنگ سنگينى تبديل مىشود كه بسته شده به پاى انسان و انسان را تا اعماق آب، تا اعماق دره فرو مىبرد؛ غرق مىكند؛ پدر انسان را درمىآورد. اگر دل را به پول و به شهوت جنسى و به مقام و به اين چيزها داديد، اين همان سنگ سنگين است؛ دل ديگر نيست. در آن صورت:
ده بود آن، نه دل كه اندر وى گاو و خر بينى و ضياع و عقار
دلي كه در آن ضياع، زمين، ملك باشد دل نيست؛ دل جاي خداست
آن دلى كه انسان در آن عشق اتومبيل فلانجور دارد، آن دل نيست، گاراژ است! بنگاه معاملاتى است! آن دلى كه همهاش در آن ميل جنسى موج مىزند، ديگر دل نيست، آن عشرتخانه است. شاعر، آن زمان كه ضياع، عقار، زمين، ملك، گاو و خر در زندگى نقش داشته، از اينها نام برده و مىگويد دلى كه اينها در آن باشد، آنجا طويله است! ده است! دل، نيست؛ دل جاى خداست؛ جاى نور است.
لینک کپی شد
گزارش خطا