«پدر»، سردار سپاه علي (ع) و شهيد راه ولايت، «پسر» اما ... ؟
کد خبر:۱۳۸۰۷۸
نگاهي به پرونده چند آقازاده صدر اسلام - بخش دوم

«پدر»، سردار سپاه علي (ع) و شهيد راه ولايت، «پسر» اما ... ؟

در جنگاوري و بصيرت مالك اشتر  حكايات بسياري نقل كرده‌اند، اما در زمان قيام امام حسين (ع)، نامي از ابراهيم، فرزند مالك به ميان نيامده و اگرچه در قيام مختار براي انتقام‌گيري از قاتلين حسين با مختار هم پيمان شد، اما به دلايل نامعلوم او را در انتهاي قيام تنها گذاشت.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ مالك اشتر، استاندار اميرالمومنين در مناطق مرزي با شام (قبل از صفين) و از سرداران سپاه علي (ع) در جنگ هاي سه گانه ايشان است. وي همچنين فرمان ولايت مصر را از امام دريافت كرد كه در بين راه با سم به شهادت رسيد.

در رشادت و جنگاوري و همچنين فراست و بصيرت مالك اشتر بسيار نوشته و حكايات مختلف نقل كرده اند. اما ابراهيم، فرزند مالك در زمان قيام امام حسين (ع)، نامي از او در ميان نيامده و گويا جزء غايبان از صحنه نبرد بوده است. 
 
با اين حال، اندكي بعد وقتي عبدالله بن زبير بر حجاز و عراق مسلط شد و مختار ثقفي نيز در تدارك انتقام شهيدان كربلا بود، نقش آفرين ظاهر شده است، مختار به توصيه برخي يارانش، خود سراغ ابراهيم رفت و پس از يادآوري منزلت بني هاشم، نامه محمدبن حنفيه (فرزند اميرالمومنين) را خطاب به ابراهيم بن اشتر برايش خواند.

 «بسم الله الرحمن الرحيم. از محمد بن علي به ابراهيم بن مالك اشتر. و بعد، همانا مختار درصدد انتقام گيري از حسين است. در اين كار او را ياري ده تا خداوند پاداش 2 جهان به تو عنايت فرمايد.»
 
ابراهيم نيز با ديدن اين نامه، اعلام آمادگي كرد. او بر مقدمه سپاه مختار، رهبري منتقمان را عهده دار شد و در شورش شبانه عليه والي كوفه (عبدالله بن مطيع) بر او فائق آمدند. ابراهيم بن اشتر، در جنگ با سپاه شام نيز فرماندهي سپاه مختار را بر عهده گرفت و از پس اين جنگ هم به خوبي برآمد.
 
بنا به نقلي، عبيدالله بن زياد در اين جنگ به دست ابراهيم كشته شد و سر او را براي مختار فرستاد. در همين نبرد بود كه عمر بن سعد و شمر بن ذي الجوشن و حصين بن غير و بسياري ديگر از بزرگان سپاه يزيد عليه حسين، كشته شدند و سرهاشان به كوفه فرستاده شد.
 
اما هنگامي كه ابراهيم بن اشتر با لشكر 7 هزار نفري به خارج از كوفه اعزام شده بود اشراف كوفه عليه مختار توطئه كردند و مختار فرمان بازگشت به شهر را براي ابراهيم فرستاد. برخي فراريان سپاه شام به فرماندهي عبيدالله بن زياد كه در جنگ با ابراهيم شكست خورده بودند نيز به بصره و نزد مصعب بن زبير (برادر عبدالله بن زبير كه از سوي وي استاندار بصره بود) گريختند و او را براي حمله به كوفه تحريك كردند.
 
ابراهيم بن اشتر كه خود در موصل حاكميت يافته بود، حاضر به بازگشت به كوفه و حمايت از مختار نشد! ياران مصعب بن زبير نيز با سپاه بصره به كوفه حمله آوردند و با كشتن مختار، آن را به سرزمين هاي تحت حاكميت خويش ضميمه كردند.
 
مصعب، سر مختار را براي برادرش عبدالله زبير فرستاد و از مردم به عنوان اميرالمومنين براي او بيعت مي گرفت. پس از آن بود كه ابراهيم بن اشتر براي مصعب نامه نوشت و از وي امان خواست سپس به كوفه آمد و با عبدالله بن زبير بيعت كرد.
 
مصعب هم به او كمال ملاطفت را داشت تا جايي كه يكي از فرماندهان مورد اعتماد مصعب شد هنگامي كه عبدالملك بن مروان در شام سپاهي را تدارك ديد و به سوي عراق حمله ور شد، براي بزرگان سپاه مصعب و از جمله ابراهيم بن اشتر نامه نوشت و پيشنهاد امان و اطاعت داد.
 
ابراهيم هم آن را سر به مهر نزد مصعب آورد و ديدند كه وعده استانداري عراق را در صورت بيعت با شام به وي داده اند اما ابراهيم اين پيشنهاد را نپذيرفت و در كنار آل زبير تا آخرين لحظات ايستاد و كشته شد.
 
علت عدم همراهي ابراهيم با مختار و خيانت به او و سپس بيعت با عبدالله و مصعب بن زبير و جان دادن در راه ايشان كاملا روشن نيست و از منابع تاريخي نيز نمي توان به تحليلي قطعي رسيد.
 
و اينچنين سرنوشت آقازاده اي در صدر اسلام رقم خورد !
 
منبع:
 
مجله دانشجويي - تحليلي «آرمان گرا»-شماره چهار
 
برنامه تحليلي -تاريخي «هنگام درنگ»
 
پربازدیدترین آخرین اخبار