کد خبر:۱۳۸۱۸۱
این 598 لعنتی...
... پذیرش قطعنامه نیز به همین رسم است. یعنی در این نقطه بنا بر مصلحت و شرایط، حکم صریح و اولیه اسلام نقض و بنای صلح پذیرفته می شود لذا به همین مصلحت است که حضرت روح الله حرف از جام زهر و نوشیدن آن به میان می آوردند؛ امام درست به طریق مولایش امام مجتبی(ع) که صلح با معاویه لعنت الله عليه را پذیرفت.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو» - سید محسن میرحاجی؛
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت ایران! لقد صدق اللّه رسوله الرءیا بالحق لتدخلن المسجد الحرام ان شاءاللّه آمنین
ملت ایران! لقد صدق اللّه رسوله الرءیا بالحق لتدخلن المسجد الحرام ان شاءاللّه آمنین
کلام و آیه بالا حکایت و خاطره ایست از اتمام تلخ آن آخرین مقاتله بزرگ و صف آرایی منسجم، منظم و مشهود حق و باطل، یاد آور بسته شدن دفتر و کتاب شهادت در میدان علنی مبارزه ، و نشان پایان جنگ دوست داشتنی با پدیده ای به نام قطعنامه 598.
زمزمه و صحبت از پایان جنگ برای اولین بار برمی گشت به فتح خرمشهر و زمانی که سربازان اسلام با مجاهداتی وصف نشدنی خونین شهر اشغال شده را باز پس گرفتند و با جهاد مخلصانه خود توانسته بودند در میان همه غربت ها و مظلومیت ها با دستان خالی طعم شیرین فتح را به کام مردم بچشانند.
و چه سخت بود صحبت از پایان جنگ در میانه میدان، خصوصا آنجا که مالک باشی و سرشار از حب علی و تنها چند شمشیر تا فروانداختن خیمه کفر باقی نمانده باشد و خوارج و منافقین حرفه ای بر امام فشار بیاورندتا جنگ را به صلح بکشانند.
در همان زمان بودند در میان دولت مردان و سیاسیون که جنگ را میدیدند نه جهاد را و نمی دیدند آن میدان مقدسی را که عرصه ظهور باصفاترین جوانان این سرزمین در شعاع کلام قدسی امام بود و جنگ را تنها با چرتکه های ناچیز خود تحلیل می کردند.
افسوس که اینان خاموش نگشتند و این مدعا را برای سالها تکرار کردند تا تحلیل مضحک خود را از جنگ به خورد نسل های بعد از امام بدهند. اما در آن روزگار بسیجیان بی ادعای خمینی کبیر نشان دادند که نمی گذارند، خوارج هرچقدر قدرتمند باشند، باز عرصه را بر ولی خدا تنگ کنند و صفین را به حکمیت بکشانند.
در برخورد با مسئله پایان جنگ دو دیدگاه وجود داشت
نگاه اول، نگاه و استراتژی دولتمردان و سیاسیون صاحب منصب و مکنت بود که پایان جنگ را مصادف با یک پیروزی بزرگ آن هم نه برای عزت اسلام بلکه برای استیفای حقوق در پای میز مذاکره می دید که این امر با فتح خرمشهر عزیز بر ایشان مرتفع و سهل شد.
و یک نگاه نه استراتژی بلکه ایدئولوژی و مکتب امام ( ره )؛ رزمندگان و فرزندان معنوی وی بود که به یقین معتقد بودند سید الشهدا تکلیف ما را برای کل تاریخ مشخص کرده و ما می بایست کاری حسینی کنیم.
نگاهی که تا عمق وجود معتقد بود اگر جایی جز کربلا و روزی غیر از عاشورا می شد شهید شد، همه جا کربلا و هر روز عاشورا نبود و این جریانی است برای کل تاریخ، پس می جنگیم تا دفع و رفع همیشگی فتته و استکبار، نگاهی که حتی با تعبد و مصلحت بینی فقهی پذیرش قطعنامه نیز از بین نرفت و تا پایان حیات طیبه حضرت امام و پس از آن ادامه داشت و دارد بر همین اصل اصیل و رکن رکین بود که حضرت روح الله پس از پذیرش قطعنامه و در حالی که جامعه جهانی ، کارتل های رسانه ای و کوته بینان داخلی حرف از ضعف و بیماری و حتی سقوط انقلاب می زدند در اوج اقتدار و به مثابه یک فاتح سربلند خطاب به دبیر کل حزب کمونیست از فروپاشی شوروی می نویسد ودم از پایان عمر کمونیست می زند و او را دعوت به اسلام عزیز می نماید یا در همین برهه زمانی است که این مرجع شجاع و فقیه برجسته و رهبر روشن ضمیر حکم ارتداد سلمان رشدی ملعون را صادر و بازی استکبار و اذناب او را باطل می کند . و مگر نه این که این نگاه برخاسته از آرمان حسینی است و در مرام یک فقیه وارسته و یک عارف دلداده چون امام، فتح و پیروزی جز با ثبات قدم در میانه میدان مبارزه با کفر حاصل نمی شود.
در تفکر خمینی، پایان جنگ معنا ندارد و پذیرش قطعنامه تنها برای او معنای عوض شدن میدان را دارد نه پایان آن. امام با این حرکات چونان فرمانده ای بصیر و حکیم نشان داد که سیاست جمهوری اسلامی برای همه تاریخ عدول از جنگ حق و باطل نیست بلکه پافشاری و ایستادن بر آن است.
اما پذیرش 598، در سطور بالا پذیرش قطعنامه را مصلحتی فقهی خواندیم؛ نظریات فکری و چارچوب فقهی امام، نو ، خاص و بر پایه نگاهی مترقی به تفقه است ، مبنایی است که بر اساس آن فقیه جامع الشرایط می تواند احکام مسلم اسلام را برای حفظ نظام تا مدتی تعطیل کند مانند حج که حضرت امام آن را نیز بنا بر مصلحت آن زمان اسلام، تعطیل و مسکوت گذرادند .
پذیرش قطعنامه نیز به همین رسم است. یعنی در این نقطه بنا بر مصلحت و شرایط، حکم صریح و اولیه اسلام نقض و بنای صلح پذیرفته می شود لذا به همین مصلحت است که حضرت روح الله حرف از جام زهر و نوشیدن آن به میان می آوردند . امام درست به طریق مولایش امام مجتبی(ع) که صلح با معاویه ( علیه لعنه ) را پذیرفت. در آن برهه زمانی قطعنامه را پذیرفت. به بیان دیگر می توان گفت امام تنها رهبری به حق و الهی است که هم بر طریق مقتدایش حسین زیست و کاری حسینی کرد و هم بر مبنای مولایش حسن مصلحت سنجید و ناگفته نماند که روح الله ثابت کرد که زینبی زیستن را خوب آموخته بود این را در سال 42 نشان داد یا در همین 598 لعنتی.
اما اگر بخواهیم از دلایل و علل الشریعه این مصلحت بینی بگوییم می توان از موارد متعدد نام برد از جمله تجهیز صدام به سلاح شیمیایی و شروع به استفاده و اصرار به آن، اتمام زراد خانه ها و معضلی به نام تهیه سلاح ، فعال شدن سیستم های قوی جاسوسی و تامین اطلاعاتی رژیم بعث ، نقش آفرینی مبهم و سوال برانگیز و خاکستری آقای هاشمی در ماجرای نامه فرمانده وقت سپاه که به نظر میرسد به نیت دیگری نگاشته شده بود و به مقصود دیگری ...
لکن اگر بخواهیم علت العلل بیابیم و یک معضل و مشکل اصلی را نام ببریم باید از اختلافات داخلی و عدم همکاری مسولین و دولتمردان برای ادامه جنگ بگوییم که در آن زمان به تعبیر رزمندگان اسلام، صدام از بهترین پیروان خط امام بود زیرا تنها او جنگ را در راس امور می دید و همه توان و نیروی کشورش را به سوی آن بسیج کرده بود.
متاسفانه و متعجبانه در آن زمان در ایران جنگ را درکنار دیگر مسائل می دیدند و برای دولتمردانِ کابینه ی جنگ و مسولین وقت، مسئله معیشت، رشد و توسعه در اولویت نسبت به جنگ بود و صحبت های تلخ و دردناکی از جنس کنایه و زخم زبان رواج داشت که حکایت از هزینه بار بودن جنگ و بی استفاده بودن آن و تعلق نگرفتن امکانات به جنگ می کرد.
نگاهی کاملا معارض و مخالف با نگاه آرمانی و انقلابی امام؛ همین اتفاقات و نگاهها است که اورا وادار می کند در فرازی از قطعنامه بگوید: به همه مردم و مسولین عرض می کنم که حساب این گونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند و نگذارند این مدعیان بی هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه بر گردند من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد .نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.
و این گونه بود که ولی زمان ما مصلحت انقلاب را بر استقامت انقلابی مرجح دید و از فرو خوردن خشم انقلابی سخن گفت: بغض و کینه انقلابی تان را در سینه نگه دارید، باغضب و خشم بر دشمنان بنگرید ... و خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰