قسم به مشت گره کرده ات که پیروزیم/ شعر خوانی جانسوز محمد رسولی در فراق رهبر شهید انقلاب پس از لحظه تحویل سال نو
بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید
بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت
دلمگرفته و این حال، حال دلتنگیست
هزار و چهارصد و پنج سال دلتنگیست
چقدر جای تو خالیست ای نوید بهار
بیا ببین که چه اندوهگین رسیده بهار
تو رفته ای و من از زنده ماندنم خجلم
کجا گذاشته ای رفته ای عزیز دلم
غمت رشید ترین داغ اهل این ایل است
بیا پیام بده وقت سال تحویل است
بیا پیام بده اسم سال را بگذار
به قلب مردم امید وصال را بگذار
شکوفه ذوق ندارد بهار بی رنگاست
حرم برای سخنرانی تو دلتنگست
الا که بود دلت بود مرقد امام رضا
به پیشواز شما آمده امام رضا
چگونه بغض گلو گیر را مهارکنیم
نماز عید بدون تو را چکار کنیم
صدای نم نم باران سکوت گریه ماست
نماز عید قنوتش قنوت گریه ماست
کسی که زد به دلم مهر داغ را بکشم
اگر به دست من برسد فراق را بکشم
از اینبه بعد جهانباشد و تلاطم ما
سفر به خیر یگانه عزیز مردم ما