نردبان، همان نردبان است!
نشست عمومي طيف خودخوانده دفتر تحكيم وحدت در حالي ميزباني چهره هايي همچون مصطفي تاج زاده، احمد زيدآبادي، حاتم قادري، بابك احمدي و رضا عليجاني را عهده دار شده كه مانند چند سال گذشته بدون مجوز قانوني و در حاشيه اي بيرون از دانشگاه اقدام به برپايي چنين نشستي کرده است.
در اين ميان اما، آن چه اندكي عجيب و لازم به تامل مي نمايد حضور چهره سرشناس جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب، در همايش دفتر تحكيم است.
در نگاهي هر چند گذرا به تاريخ، دگرديسي تحكيميان سال 82 و قطعنامه پاياني نشست دفتر تحكيم در آن سال نمود مي يابد كه برجسته ترين گزاره آن اعلام «خروج اصلاح طلبان از جبهه دوم خرداد» و برگزيدن استراتژي «دوري از قدرت» از سوي دفتر تحكيم وحدت وحدت بوده است.
از همان زمان بود كه اصلاح طلبان و تحكيميان پاي در مسير قهر نهاده و تحكيميان، اين نوباوگان مكتب اصلاح طلبي در دور جديدي از فعاليت هاي خويش عليه پدرخواندگان اصلاح طلبشان شوريدند و نواختي ناهمگون با اصلاح طلبي سر دادند.
پايان عمر اصلاح طلبي در سال 84 نيز بر شدت فاصله تحكيميان و اصلاح طلبان افزود و تبادل تركش هاي نقد و اهانت را در دو سوي اين جبهه باعث گرديد.
و اما امروز و در آستانه انتخابات رياست جمهوري تحولي دوباره پديده آمده است.
به راستي، بازگشت اصلاح طلبان به خانه پياده نظام سابق با چه ديدگاهي و از كدام منظر قابل تفسير است؟
در ميان گمانه زني هاي گوناگوني كه در پاسخ به اين پرسش مهم به ذهن مي آيد، يكي بيش از همه برجسته مي نمايد، «نياز اصلاح طلبان به دانشگاه».
تورق تاريخ عصر اصلاح گري و مروري بر ريشه هاي پيدايش دوم خرداد حكايت از آن دارد كه اصلاح طلبان جز با گام نهادن بر شانه هاي دانشگاه و نردبان ساختن آن، به سكوي قدرت دست نيافتند؛ اين تجربه گرانقدر اگر چه به سرعت و پس از استفاده از پتانسيل جنبش دانشجويي به يك سو انداخته شد، اما اكنون و در آستانه آزمون مجدد وزن كشي اصلاح طلبان عامل حياتي محسوب مي شود.
اينكه امروز امثال تاج زاده كه تا چندي قبل تحكيم را به تيغ نقدهاي آتشين سپرده بودند، تحكيم دوست شده و در جمع آنان حضور مي يابند چه تفسيري جز اين دارد كه اصلاح طلبان براي بازگشتن دوباره شان نيازمند راي سازي هستند و يقينا بنا بر تفسير آنان، خاتمي بهترين و تنها گزينه مطلوب پيشتازي در اين حركت است.
در اين بين اما واقعيتي نه چندان نهفته خودنمايي مي كند، به راستي دفتر تحكيم غيرقانوني در كجاي پازل دانشگاهي ما قابل تعريف است؟ به تعبير شفاف تر، وزن، ميزان اثرگذاري، زيرساخت ها، هژموني غالب، استراتژي و يا چه چيز ديگري در چنين طيف فرسوده اي وجود دارد كه اصلاح طلبان را به زحمت سرمايه گذاري مجدد بر آن واداشته است؟ نابخردانه دانستن چنين سرمايه گذاراني، هر چند با اصول منطقي سازگار است، اما بر شمردن رويكرد اصلاح طلبان را نتيجه نمي دهد.
به يقين آنچه براي احزاب افراطي اصلاح طلب در اين بين حائز اهميت است جلوگيري از مصادره به مطلوب كردن تمامي پتانسيل اجتماعي دگرانديشان توسط گروه هاي ملي – مذهبي است و بدون ترديد حضور يك عضو برجسته اصلاح طلب در چنين نشستي بدون چشم داشتن به معادله هاي رقابتي ميان طيف هاي اپوزيسيون صورت نگرفته است؛ هر چند كه در اين بين طيف محدود و داراي انزوايي همچون دفتر تحكيم هم وجود داشته باشد.
از اين روست كه انتخابات رياست جمهوري و تلاش براي اتفاق نظر بر كانديداي واحد، مهياترين بهانه را براي اعتمادسازي – بخوانيد فريفتن دوباره – از گروهكي نظير دفتر تحكيم وحدت فراهم مي سازد.
آري، نردبان همان نردبان است؛ از اين رو كه نه اصلاح طلبان در اين چند سال تغيير ماهيت داده اند و نه تحكيميان به تغييري نايل گرديده اند.
آنچنان كه مشهود است افكار عمومي دانشگاهيان بار ديگر تكرار تراژدي سواري گرفتن اصلاح طلبان از اين بخش مطرود و منزوي جنبش دانشجويي را شاهد خواهد بود. /انتهاي پيام/