دانشجويان دانشگاه قزوين خواستار لغو حكم اخراج 12 دانشجوي اخراجي بوشهري شدند
کد خبر:۱۳۸۸۰۷
طي بيانيه‌اي

دانشجويان دانشگاه قزوين خواستار لغو حكم اخراج 12 دانشجوي اخراجي بوشهري شدند

جمعي از دانشجويان دانشگاه امام خميني (ره) قزوين طي بيانيه اي درحمايت از دانشجويان اخراجي دانشگاه خليج فارس بوشهر تاكيد كردند: ما دانشجويان خواهان لغو احكام كميته انظباتي دانشگاه خليج فارس بوشهر درمورد اين 12 دانشجو بوده و از وزير علوم خواستار بركناري رئيس اين دانشگاه و كليه مديران مسئله دار آن هستيم.
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، متن اين بيانيه كه توسط بسيج دانشجويي، جامعه اسلامي دانشجويان و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني(ره ) تهيه شده است به شرح ذيل است:
 
برگي ديگر از كتاب مظلوميت حزب الله ورق خورد و دوباره ياد آن جمله مدبرانه شهيد آويني افتاديم كه فرمودند: در جمهوري‌اسلامی همه آزادند به جز حزب‌اللهی‌ها.
 
آري، سخن از اخراج مظلومانه 12 دانشجوي بسيجي دانشگاه خليج فارس بوشهر است، همان دانشجوياني كه با مشاهده برخي مشكلات دانشگاه ضمن ارائه نامه ای به رئیس دانشگاه خواستار پاسخگویی این مسئول نسبت به عملکرد وی در طول 5 سال مدیریت بر دانشگاه شدند که با بی توجهی ايشان مواجه گرديدند، لذا دانشجویان فوق با تجمع در سازمان مرکزی دانشگاه خواستار حضور و پاسخگویی رياست دانشگاه شدند. اما با درخواست امام جمعه بوشهر در ظرف کمتر از یک روز تحصن خود را پايان دادند.
 
با اين وجود، تعدادي از دانشجويان در روز سوم خرداد سال جاري به كميته انضباطي احضار شده و به اتهام برگزاري اين تحصن، به یک ترم اخراج موقت محکوم شدند. حال سؤال اين است كه مگر دانشگاه خليج فارس بوشهر با چه معضلاتي روبرو است كه دانشجويان بسيجي نسبت به آنها اينگونه واكنش نشان دادند؟!! مگر رياست اين دانشگاه چه گرايش فكري و سياسي دارند كه سؤالات دانشجويان را با اخراج آنان پاسخ مي دهند؟!!
 
به عنوان يك نمونه از دهها نمونه از مشكلات اين دانشگاه به اين مسئله اشاره مي كنيم كه آقاي دكتر تاجيك رياست دانشگاه از زمان روي كار آمدن خود، اقدام به انتساب طيفي از مديران داراي گرايشات فكري و سياسي مبهم بر اركان مختلف دانشگاه نمودند.
 
افرادي كه در بهبوحه فتنه 88 آشكارا از سران فتنه حمايت مي كردند، اكنون در پست هاي كليدي و حساسي همچون معاونت آموزشي و مدير كل آموزشي دانشگاه قرار دارند. ابعاد فاجعه زماني عيان تر مي شود كه بدانيم آقاي دكتر تاجيك رياست دانشگاه خليج فارس در اين دو سالي كه از فتنه آمريكايي _ اسرائيلي 88 ميگذرد نه تنها تاكنون از سران فتنه برائت نجسته و فتنه را محكوم نكرده اند بلكه اندكي پيش از انتخابات 22 خرداد 88 كه ميرحسين موسوي به آن دانشگاه رفته بود، آشكارا به استقبال اين عنصر خائن رفته و براي وي فرش قرمز پهن كرده اند. اما روي صحبت ما با دكتر تاجيك نيست چرا كه ايشان حقيرتر از آنند كه بخواهيم جوهر قلم خويش را صرف اين عنصر حامي فتنه نماييم و اساساً وظيفه دشمن، دشمني است و سخن به شكايت گشودن از دشمن، امري است بيهوده. روي صحبت ما با وزارت علوم و دستگاه قضايي است. ما از وزير محترم علوم اين سؤال را داريم كه چرا يك عنصر مسئله دار سياسي در دولت اصولگرا بايد 5 سال رياست يك دانشگاه را عهده دار شود؟!!
 
مگر وزير محترم علوم از سوابق سوء ايشان و اطرافيانشان بي خبرند؟!! مگر مي شود كه وزير علوم تاكنون فرياد مظلوميت دانشجويان بسيجي دانشگاه خليج فارس را نشنيده باشند كه اگر نشنيدند، آيا بهتر نيست اندكي بيشتر در جمع هاي دانشجويان حضور يابند؟!! و اگر شنيده اند و توجه نكرده اند كه مرتكب قصوري بس نابخشودني شده اند. اما روي ديگر صحبت ما با دستگاه قضايي است.
 
همان طور كه همه ما مستحضر هستيم، رهبر معظم انقلاب در تمام مدت هشت ماه فتنه بارها و بارها در بيانات خويش به مسئله انتخابات اشاره كرده اند و تلويحاً و تصريحاً از ضرورت برخورد با سران فتنه سخن به ميان آورده اند. مسئله فتنه آنقدر براي معظم له اهميت دارد كه با وجود گذشت دو سال از انتخابات، ايشان همچنان در مقاطع مختلف به اين مسئله اشاره داشته و دارند. اما يكي از مهمترين بيانات ايشان درباره حوادث پس از انتخابات در تاريخ 6 آبان 1388 در در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور صورت گرفت كه فرمودند: مسئله‌ى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. همانطور كه ملاحظه فرموديد رهبر و مقتدايمان در اين ديدار براي اولين بار از عبارت جرم بزرگ استفاده نمودند. به راستي چه كسي است كه به بار حقوقي اين تعبير آقا پي نبرد؟!! مگر معناي عبارت جرم بزرگ اين نيست كه دستگاه قضايي ملزم به برخورد با مجرمين است؟!! مگر مي شود بگوييم كه ولي فقيه جامعه اسلامي فقط خواسته اند حساسيت مسئله را گوشزد كنند؟!! آخر اين چه توجيهات ساده لوحانه اي است؟!!
 
چرا بر سر خود كلاه شرعي مي گذاريم؟!! شايد عزيزان قوه قضائيه با خود بگويند كه در آن مقطع هنوز غبار فتنه كاملا فروكش نكرده بود و هنوز ماهيت ضد انقلابي سران فتنه براي آحاد ملت آشكار نگرديده بود. شايد با خود مي پنداشتند كه برخورد و محاكمه سران فتنه در آن مقطع منجر به بيشتر ملتهب شدن فضاي جامعه خواهد شد و ممكن است عقبه آشوب دوباره به كف خيابان ها بريزند. به فرض محال كه اين استدلال قوه قضائيه در آن مقطع درست بوده باشد اما سؤال اينجاست كه آيا پس از جسارت به حضرت امام و پاره كردن تصوير مبارك ايشان توسط ايادي مثلث خيانت _ موسوي، كروبي و خاتمي _ در 16 آذر 88 هم هنوز امر بر مردم مشتبه نشده بود. آيا يكي از خواسته هاي مردم در راهپيمايي سراسري 27 آذر، برخورد و محاكمه سران فتنه نبود؟!! از هتك حرمت به حضرت امام كه گذر كنيم به فجايع اسفناك روز عاشورا مي رسيم. فتنه گران كار را بدان جا رساندند كه آشكارا به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين(ع) جسارت نمودند و شرم آور تر آنكه ميرحسين موسوي، هتاكان روز عاشورا را مردم خداجوي خواند.
 
آيا پس از فجايع روز عاشورا ديگر براي كسي حرفي باقي ماند؟!! آيا مي توان گفت پس از اين وقايع نيز همچنان فضا غبار آلود است؟!! پس از اين جسارت بزرگ بود كه مردم، آگاه تر و با صلابت تر از هميشه به خيابان ها آمدند و حماسه عظيم 9 دي را رقم زدند. به راستي مگر نه اين است كه ديگر كاسه صبر ملت لبريز شده بود؟!! مگر اصلي ترين مطالبه مردم، كشاندن مثلث خيانت پاي ميز محاكمه نبود؟!!
 
شايد استدلال مسئولين محترم قوه قضائيه در عدم برخورد با سران فتنه اين بود كه مثلث خيانت در ابتدا بايد نزد افكار عمومي محاكمه و عقبه اجتماعي خود را از دست دهند و بعد به دادگاه قضايي كشانده شوند، اما حرف ما اين است كه آيا مثلث خيانت در طول هشت ماه فتنه نزد افكار عمومي محاكمه نشده بودند؟!! آيا پس از حماسه عظيم 9 دي ، باز هم براي فتنه گران عقبه اجتماعي باقي مانده بود؟!! به راستي بهترين زمان براي محاكمه سران فتنه، همان روز 9 دي 88 بود كه با اهمال كاري قوه قضائيه اين فرصت طلايي از دست رفت. بزرگترين ضربه اي كه مثلث خيانت به كشور وارد كردند، تضعيف اقتدار نظام اسلامي بود به طوري كه برخي روبه صفتان به خود اجازه دادند تا فجايع 25 بهمن سال گذشته را رقم بزنند اما جالب تر اينجاست كه پس از 25 بهمن نيز قوه قضائيه با سران فتنه كه به طور رسمي از آشوبگران براي اغتشاش در خيابان دعوت به عمل آورده بودند، برخورد نكرد.
 
هرگاه كه سطح مطالبات ملت براي محاكمه سران فتنه به اوج مي رسد، عزيزان قوه قضائيه در پشت تريبون ها حاضر مي شوند و با ژستي مقتدرانه از محاكمه مثلث خيانت در آينده اي نه چندان دور سخن به ميان مي آورند و باعث مي شوند آتش خشم ملت براي مدت چند ماه فروكش كند اما دست آخر مي بينيم كه همچنان سران فتنه آزادند و با صدور بيانيه هاي باراك پسندانه، اقدام به فتنه انگيزي مي كنند.
 
اما دوباره آتش خشم ملت شعله ور مي شود و همايشي ديگر و سخنراني اي ديگر و وعده سرِ خرمني ديگر. اما اين گونه ترفندها براي هميشه به كار نمي آيد زيرا آن هنگام كه عزم قوه قضائيه را در برخورد با وبلاگ نويسان و روزنامه نگاران حزب اللهي از جمله كاوه اشتهاردي _ مدير مسئول روزنامه ايران _ كه به جرم افشاگري عليه آقا زاده لندن نشين دادگاهي شده بود، مشاهده نموديم، به روشني دانستيم كه قوه قضائيه عزمي براي برخورد با فتنه گران ندارد و آن هنگام كه شاخ و شانه كشيدن هاي رياست محترم قوه قضائيه براي بچه حزب اللهي ها را در همايش دادستان هاي سراسر كشور _ در اسفند ماه سال گذشته _ ملاحظه نموديم، ناخود آگاه اين سؤال برايمان پيش آمد كه چرا آن هنگام كه مهدي و فائزه هاشمي، آشكارا اغتشاگران را دعوت به آشوب مي كردند، رياست محترم قوه قضائيه اينگونه برآشفته نشده بودند؟!!
 
چرا حالا كه چند دانشجوي بسيجي، آن هم خيلي محترمانه از فائزه هاشمي خواستار پاسخگويي به ابهاماتشان شدند، ايشان اينگونه لب به تهديد بچه حزب اللهي ها مي گشايند و سخن از ضرورت اجراي حد شرعي براي آنان به ميان مي آورند؟!! گويا اساساً در قوه قضائيه عزمي براي برخورد با سران فتنه و اوباش واقعي شهر وجود ندارد و تنها رسالت خود را برخورد با بچه حزب اللهي ها مي دانند، بنابراين همچنان بايد منتظر تكرار فجايعي همچون 25 بهمن در آينده اي نه چندان دور باشيم.
 
اما برگرديم به مسئله اخراج 12 دانشجوي دانشگاه خليج فارس بوشهر. شايد از خود بپرسيد كه سراسر اين بيانيه نقد دستگاه قضايي و وزارت علوم است و چه ربطي به مسئله 12 دانشجوي اخراجي دارد كه در پاسخ بايد به عرض برسانيم، مقوله 12 دانشجو خيلي ريشه اي تر از اين حرف ها است و ساده انگاري است اگر اين مسئله را تنها در دايره دانشگاه خليج فارس بوشهر بررسي كنيم زيرا اگر دستگاه قضايي به وظيفه انقلابي خود عمل مي كرد و ريشه اصلي فتنه را مي خشكاند و اگر وزارت علوم به تظلم خواهي دانشجويان بيشتر توجه مي نمود، هيچ گاه شاهد آن نبوديم كه يك عنصر حقير و مسئله دار تا اين حد جسارت پيدا كند تا با دانشجويان حزب اللهي اينگونه برخورد نمايد.
 
در پايان بدين وسيله خواهان لغو احكام كميته انظباتي دانشگاه خليج فارس بوشهر درمورد اين 12 دانشجو هستيم و همچنين از وزير محترم علوم خواستار بركناري رياست دانشگاه خليج فارس و كليه مديران مسئله دار اين دانشگاه مي باشيم و اميدواريم در انتسابات آتي دقت بيشتري به عمل آورند. عزيزان وزارت علوم بايد بدانند كه در صورت عدم توجه به مطالبات جنبش دانشجويي ، بايد منتظر تجمعات و تحصن هاي گسترده در مقابل وزارت علوم، نه فقط توسط دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) قزوين بلكه توسط دانشجويان سراسر كشور باشند. قوه قضائيه نيز بهتر است به جاي برگزاري همايش هاي متعدد و وعده هاي سرِ خرمن به دنبال برخورد با ريشه ي فتنه باشد چراكه صبر حزب الله هم حدي دارد و بعيد نيست روزي آتش خشم ملت دامن آنان را نيز بگيرد.
پربازدیدترین آخرین اخبار