کد خبر:۱۳۹۰۶۱
از سیل تا قحطی! آزمون بزرگ رمضان
نسیم رمضان میوزد و نوای آشنای دعایی بس گرانقدر که خواندن هر روزهاش از عظمت و بیکرانیش کم نمیکند: «اللهم اغن کل فقیر، اللهم اشبع کل جائع، اللهم اکس کل عریان، اللهم اقض دین کل مدین، اللهم فرج عن کل مکروب، اللهم رد کل غریب، اللهم فک کل اسیر...»
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» - علي اللهياري؛ دعا کلیت غریبی دارد. دعا برای همه. دعایی که وقتی دلها رقیق شدهاند، از ته قلب باید بلند شود. این نگاه جهانی اسلام است که در این دعا نیز به نمایش گذاشته شده است. نگاهی که همه انسانها را برادر و خواهر میبیند و مسئول در برابر مشکلات یکدیگر. و مسلمان بودن را شرط بر این میکند که دغدغهی حل مشکلات همه مسلمانان در هر جای جهان را داشته باشی، حتی اگر در توان بالفعلت نباشد، ولی باید هر چه میتوانی به هر شکلی، تلاشت را بکنی، دغدغهات باشد، همه مسائل به فرد مسلمان مربوط است.
سال گذشته حوالی همین ماه مبارک بود که سیل بخش زیادی از پاکستان را زیر آب برد و بیش از 20 میلیون نفر از خواهران و برادران روزه دار مسلمانمان را آواره کرد. همین روزها بود که با اینکه رسانهها –و حتی صدا و سیما- ضریب کمی به فاجعهای بس بزرگ در پاکستان میداد، گروهی از دانشجویان شروع به تبلیغاتی کم حجم، اما پر برکت کردند. کاری که بعد از جلسه تفسیر قرآن حجت الاسلام قاسمیان بعد از نماز صبح شروع شد. و بخشی از آن به غرفهای در نمایشگاه قرآن انجامید که با خلاقیتهای دانشجویان و نشان دادن ابعاد فاجعه، و البته وظیفه شناسی و حس انسان دوستی مردم عزیزمان، در زمان کمی مبلغ خوبی جمع شد که به یک جمع دانشجویی و انقلابی معتمد از دانشجویان پاکستان زیر نظر یک روحانی بزرگوار تحویل داده شد. و پس از پیام ولی امر مسلمین، رسانههای جمعی و گروههای دیگر دست به کار شده، و با فعالیت بیشتری شروع به کمک رسانی کردند. و اوج آن سخنرانی بسیار تاثیر گذار سیدنا القائد در نماز عید فطر بود. و دیگر کشورهای اسلامی هم با دنبالهروی از جمهوری اسلامی، سعی کردند کمی از درد مردم آن دیار را کم کنند. هر چند هنوز هم مردم پاکستان درگیر عوارض مستقیم این سیل گسترده هستند.
با نزدیک شدن ماه مبارک رمضان امسال نیز انگار فرصتی دیگر برای آزمودن امت اسلامی فراهم شده است. مردم مسلمان سومالی درگیر قحطی بیسابقهای شدهاند؛ قحطی روزانه کودکان بسیاری را میکشد و بسیاری از مردم را آواره کرده و به سمت مرزها کشانده است.
حتی صدای سازمان ملل نیز در آمده است و سخن از فاجعهی انسانی گفته می شود؛ سومالی کشور مظلومی است، نه اینکه یکی از فقیر نگاه داشته شدهترین کشورهای آفریقایی است. بلکه بیشتر، نشناختن جنگ گستردهای که در این منطقه در حال وقوع است. نه! فقط جنگ داخلی این کشور را که سالیان دراز ادامه دارد را نمیگویم. سخن از جنگی است که این جنگ داخلی هم ادامهی آن است. جنگ مستضعفین و مستکبرین، جنگ فقر و غنا؛ و مظلومیتش در این است که نه کسی به این جنگ عمیق در این کشور توجهی دارد و نه حتی از وجودش باخبرند! حتی کشورهای اسلامی. حتی همین ماها؛ سومالی کشوری نفت خیز و پر اورانیوم است. اما سالهاست روی خوش به خود ندیده است. سالیان دراز است دولت مقتدر و یکپارچهای بر سر کار نبوده است. جنگهای مسلحانه گروههای داخلی هم مزید علت شده است. و مردم مظلومش همیشه ناامنی و مشکلات را به بدترین شکل تجربه کردهاند. اما همچنان مسلمانان صبوریاند. ماجرای آمریکا هم بسیار جالب است.
از یک سو از برخی گروههای شورشی و مسلح علیه اسلامگراها حمایت میکند و از سوی دیگر حملات هوایی سنگین به نقاط مختلف این کشور را در سالهای پس از 11 سپتامبر، هیچگاه از یاد نبرده است! و همیشه یک بهانه ثابت: احتمال حضور القاعده! در این قحطی نیز به شدت به دنبال منافع خود است. به خصوص به دلیل موقعیت حیاتی این کشور که از طرفی با واسطهی اتیوپی همسایه سودان جنوبی (اسرائیل آفریقا) است و از شمال تنها خلیج عدن فاصلهش با یمن است. انقلابهای ضد آمریکایی شمال آفریقا هم مزید علت است. قحطی بهانهی مضاعفی شده است تا آمریکا باز لشکریانش را آنجا پیاده کند. البته این شیوهی مستمر دولت زورگوی آمریکا در نقاط مختلف جهان است. زمان سیل پاکستان نیز علاوه بر ساخت سفارت بسیار بزرگ و گران قیمت خود در اسلام آباد، بمباران هوایی مناطق مختلف پاکستان را دنبال میکرد. تا بتواند باجهای دلخواهش را از دولت پاکستان با قیمت ارزانتری بگیرد. در سومالی نیز همین ماجرا را دنبال میکند.
مردم مظلوم سومالی پس از سالها کودتا و جنگ، به علمای مسلمان پناه برده و آنها نیز با تشکیل محاکم شرعی سعی در سامان دادن به وضع مردم آن دیار –که تقریبا همهشان مسلمان (شافعی) اند- کردند. این محاکم به سرعت رشد یافت و بخشی مهمی از کشور را فراگرفت. اما باز با حضور کاملا صلح آمیز و بشردوستانه آمریکا، جریاناتی حامی آمریکا دست به شورش زده و اوضاع رو به بهبود را نابسامان کردند. و متاسفانه این درگیریها همچنان ادامه داشت. بارها و بارها آمریکا و دولت غربزدهی اتیوپی نیز وارد جنگ نظامی در این منطقه شدند. و این کشور سرشار از ثروت را در بیچارگی و تفرقه نگاه داشتند.
غرب و استعمار همواره به آفریقا به دید برده نگاه میکرده است. اگر به ظاهر بردههای سیاهپوست را به خانههای خود نمیبرند، اما همه ثروت این قاره عظیم را غارت کردهاند تا چرخهای اقتصاد بیمارشان بچرخد تا چند روزی بیشتر به هوسرانی و فساد بپردازند. برایشان قحطی مهم نیست! حتی «چون جمعیت دنیا زیاد شده است، اگر آفریقاییها بمیرند، خوب است! ما میگذاریم آنها بمیرند تا جمعیت جهان کم شود». آری مستضعفین چه حقی برای زیستن دارند؟ اما مظلومیت سومالی این نیست که درگیر چنین جنگ نا برابر طولانی با مستکبرین شده است، مظلومیتش این نیست که قحطی به سراغش آمده است، مظلومیتش این نیست که در فقر به سر میبرد، مظلومیتش این نیست که جرم مردمش مسلمان بودن و تشکیل محاکم شرعی و نیاز به امنیت بود، مظلومیتش این نیست که اسلامگراها را که از حق مردمشان دفاع میکنند، در رسانههای غربی شورشی نامیده میشوند، مظلومیتش این است که من و شما به عنوان برادران دینی یاورشان نیستم حتی در حد دعا کردن و بدتر بیخبریم از احوالات آنها، نمیدانیم چه جنگ مهمی است آنجا.
مظلومیتش این است که سایر مسلمانان جهان هم بدتر از ما بیخبرند از آنها. و بدتر اینکه رسانههای کپیکار ما همان حرف رسانههای غربی را تکرار میکنند بدون هیچ بررسیای. تنها چیزی که شاید شنیده باشیم دزدان دریایی سومالیایی با اسلحههای اسرائیلی و آمریکایی است! آری! مظلومیتش این است که مسلمانان از این برادران و خواهرانشان بیخبرند و به یاریش نشتافتند. اما در کنار فشار مستکبرین، این روزها فاجعهی قحطی نسلکشی میکند.
باید هر چه سریعتر به فکر کمک باشیم. جریان دانشجویی، رسانهها، تشکل های مردمی، هلال احمر و هر کسی در هر کجا دست به کار شود. حتی در حد یک دانه خرما.
لینک کپی شد
گزارش خطا