کد خبر:۱۳۹۶۵۴
نگاهي به انحصارطلبي جريان غربگرا در دانشگاه ها
مدافعان نگاه «غرب مرکزی» با تمسک به اُتاریته خود اختناق شديدي را بر فضاي دانشگاه، به نفع تمدن غربي حاكم كردند و در آن با مسلط و بي نقص جلوه دادن انديشههاي غربي، موجب شدند فضاي انتقاد به محتواي آموزشي از دانشگاه ما رخت بربندد.
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»- نرگس جوادي؛ بي توجهي سياستگذاران آموزشي به پرورش روحیه پرسشگری و حقیقت جویی، استيصال و درماندگی برخي اساتيد و دانشجويان در مقابل تمدن غرب در کنار هزينه نظام آموزشي براي پرورش و روی کارآوردن اساتيد غربگرا، همگي از عوامل سپردن فضاي دانشگاه هاي علوم انساني به این جبهه بود.
به این واسطه جریان وابسته در دانشگاه اندك اندك به تشكيل يك نظام آپارتايد در سیستم دانشگاهی ما نائل آمد؛ نظامی که علم را در انحصار و شایسته خود می داند و به هر طریقی غیر خود را نفی، تحقیر و ايزوله می کند.
البته به اعتقاد نگارنده، این امر بصورت سیستماتیک و همراه با خودآگاهی نبود، بلكه صرفاً خلأیی بود که از سوی نیروهای ارزشی در دانشگاه ایجاد شد و در یک روند طبیعی چنین فرصتی را در اختیار آنان قرار داد، گرچه اکنون با جان گرفتن جریان اسلامگرای مدافع تولید علم دینی، این جبهه اقدامات خودآگاهانه خود را برای حذف اساتید و دانشجویان ارزشی در دانشگاه ها آغاز كرده اند.
به هر ترتیب این مدافعانِ نگاه «غرب مرکزی» در دانشگاه، با تمسک به اُتاریته خود اختناق شديدي را بر فضاي دانشگاه، به نفع علم مدرن و تمدن غربي حاكم كردند و در آن با مسلط و بي نقص جلوه دادنِ انديشه هاي غربي، موجب شدند لوازم پرسش گري و فضاي انتقاد به محتواي آموزشي از دانشگاه ما رخت بر بندد.
در چنين حالتي ديگر اذهان دليلي براي پرسش نمي يابند و فقط به قبول آنچه با برچسب «علم» به آنها عرضه مي شود، اكتفا مي كنند؛ اين نظام در خاموش كردن دانشجوي پرسشگر و مشروع سازی «آنچه هستِ غرب» تا بدانجا پيش رفته است كه حتي دانشجويان موافق در پذيرش همين متون را نيز از پژوهش و پرسش باز نگاه داشته است و آنها را به هیئت منشيانی حرفه اي درآورده که آنچه از ضبط صوت اساتيد تكرار مي شود را به نوشتاري براي شب امتحان تبديل مي كنند.
نمود دیگر این همه انحصارطلبی و سرکوب، عدم تدریس منتقدین غربی است، حتی آنها که نه به دنبال براندازی غرب هستند، بلکه خود برآمده از همان سیستم معرفتی هستند و صرفاً به وجوهی از ماجرا منتقدند.
اگر شما هم دانشجوی یکی از رشته های علوم انسانی در ایران باشيد، حتماً از خود پرسیده اید که چرا هیچ اندیشه ای در رشته شما بصورت انتقادی تدریس نمی شود.
بازوی دوم این نظام هم که همان انتشاراتی های فعال در حوزه علوم انسانی هستند و به گونه ای «نقش رسانه» را دارند، نباید نادیده گرفته شود كه آنچه در کارنامه آنها پیدا نمی شود، متون انتقادی جدید است، البته منظورم متون اسفل چپ ها که معمولا دست راستی ها برای پوچ بودن اردوگاه آنان اقدام به چاپ و نشرشان می کنند، نیست.
بهترین گواه برای اثبات این ادعا این است که از همین انتشاراتی ها یا اساتید بخواهید چند کتاب به زبان فارسی که نقد محتوایی جدی و بنیادینی به غرب داشته باشند را به شما معرفی كنند.
و اما بازوی سوم این نظام، شاخه دانشجویی آن است که مشخصاً برخی تشکل ها را در بر می گیرد و عمده ترین فعالیت دانسته و نادانسته این شاخه که در راه به انحصار گرفتن حق «آزادی بیان و اندیشه» و هر حق دیگری در محیط دانشگاه برای جبهه فکری خودشان است را می توان در اتخاذ دو استراتژی خلاصه كرد.
اول لجن پراکنی و تحریف حرف هر کسی که در حوزه تولید علم و یا نقد غرب حرفی برای زدن داشته باشد؛ آنها از طریق فشار روانی و حتی اقدامات عملی سعی در ترسیم تابوهایی در دانشگاه می كنند که اجازه طرح و بسط اندیشه های غیر خود را نمی دهد.
و اما استراتژی دومشان که مهمترین موضوع است، کشاندن بازی و توجه مخاطبین به ساحت سیاست است. آنجا که از حصار تعقل و اندیشه خالی اش کرده اند تا بتوانند هر بازی که می خواهند در آن انجام دهند و سپس در همین فضا با تمسک به شیوه های تبلیغاتی خود با فرافکنی و بردن انگشت اتهام به سوی بازیگران عرصه سیاست، خواسته یا ناخواسته سعی در پوشش انحصار طلبی و سرکوبگری شدید جبهه فکری وابسته به غرب در ساحت دانشگاه دارند.
جایی که حتی سوال کردن هم باعث می شود استاد به جای پاسخ به تمسخر و برچسب زنی روی آورد و اگر از «تو»ی دانشجوی اسلامگرا، خوشش نیاید حتی ممکن است دست تعرض به حجابت هم باز کند؛ مانند واقعه دو سال پیش یکی از دانشگاه های شهر تهران! دیگر بگذرد از ماجرای حمله دسته جمعی دانشجویان و اساتید به یک استاد مدافع علم اسلامی در دانشکده ای در دانشگاه تهران!
حال شما قضاوت کنید از دانشگاهی که استادش می گوید برای دانشجو بودن به زبان احتیاج نیست و فقط گوش باش، هیچ نبین و نفهم جز آنچه من می خواهم و تو را خلاصه می کند به مترسکی بر روی صندلی چه بیرون خواهد آمد؟
به نظر می آید اکنون که آنها از دینی اندیشی ما اینگونه هراس دارند و سعی در بستن فضای گفت و گو در دانشگاه را دارند، راهی بهتر از باز کردن این فضا و شکستن خط قرمزهایش نخواهد بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا