پیام‌های بازرگانی تلویزیون یا پیام‌های بازرگانی شیطان؟!
کد خبر:۱۳۹۷۰۵
يادداشت//

پیام‌های بازرگانی تلویزیون یا پیام‌های بازرگانی شیطان؟!

هیتلر و افکارش کجا و مملکت اسلامی و تفکراتش کجا! متأسفانه در رسانه ملی اسلامی ما، شاهد آن هستیم که پیام های بازرگانی ای پخش می شود که می خواهد با تحریک حس چشایی و یا تحریک حس لامسه والبته با تحریک غریزه جنسی، کالای خود را تبلیغ کند و به فروش بیشتر برساند يعني همان كاري كه هيتلر كرد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو» - جواد غلامي؛ پیام های بازرگانی تلویزیونی، درصد قابل توجهی از ساعات پخش رسانه ملی را شامل می شوند. بدون شک این پیام ها تأثیرات زیادی بر روی فرهنگ و آداب و رسوم و رفتارهای ما می گذارد.آیا به این تأثیرات توجه کرده اید؟ یا نه؛ شما هم مثل سایر مردم تبلیغات را صرفا به دید اقتصادی نگریسته و آنها را در جهت افزایش منافع اقتصادی شرکت های تبلیغ شده می دانید؟! اینکه از این منظر نگریسته شود کافی نیست، باید به لایه های عمیق تری از آنها بنگریم تا متوجه ظلم هایی شویم که بعضی از این آگهی ها در حق ما و امثال ما مرتکب شده اند.

قسمت قابل توجهی از پیام های بازرگانی ای که از رسانه ملی در حال پخش اند در درجه اول مربوط به بانک ها و اپراتورهای تلفن همراه می باشد و در درجه دوم شرکت های بزرگ دولتی و در درجه سوم متعلق به شرکت های بزرگ خصوصی می باشد. همانطور که می بینید حجم آگهی ها به ترتیب از سرمایه دارتر ها شروع شده و به سمت شرکت های کمتر سرمایه دارتر نزول می کند، چون میزان پولی که صدا و سیما به ازای هر ثانیه پخش پیام های بازرگانی دریافت می کند، عمدتا در توان شرکت های کم سرمایه دارتر نبوده و به همین دلیل است که معمولا تبلیغات بانک ها و ... را بیشتر مشاهده می کنیم. اصلا قصد ورود به مسائل این چنینی و مسائل اقتصادی را ندارم. می خواهم راجع به چگونگی جلب مخاطب توسط این شرکت ها و شیوه های تبلیغاتی آنها صحبت کنم.

اولین پخش تلویزیونی منظم با سطح مدرن در انگلیس در سال ۱۹۳۶ انجام شد. شبکه‌های پخش بزرگ و عظیم محلی در ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۴۶ شروع به کار کردند و تا اواسط دهه ۱۹۵۰ تلویزیون بخش عمومی و همگانی زندگی آمریکایی شد. وقتی که پخش از طریق هوای آمریکای شمالی شروع شد درابتدا هزینه‌های جانبی (به عنوان مثال هزینه دسترسی و استفاده بیشتر و نگهداری تجهیزات و سخت‌افزار) برای مشتریان نداشت و پخش کنندگان تلویزیونی قبلاً هزینه‌های خود را از طریق درآمدهای پخش آگهی تامین می‌کردند و به این ترتیب پخش پیام های بازرگانی در غرب مرسوم شد و تا کنون ادامه دارد و در مملکت اسلامی ما نیز رواج دارد.
 
به دلیل اینکه پخش پیام های بازرگانی ابتدا از غرب شروع شد، باید به این نکته توجه داشت که شیوه هایی که آنها در تبلیغات، برای فروش هرچه بیشتر محصولات خود به کار می گیرند نباید دقیقاً در مملکت اسلامی ما نیز پیاده شود. شیوه جذب مخاطب در غرب با شیوه جذب مخاطب در مملکت اسلامی متفاوت است چون هر مملکتی ایدئولوژی و فرهنگ مربوط به خود را داراست و بی توجهی به این قضیه اثرات زیان بار و غیر قابل جبرانی را بوجود خواهد آورد.

اصولا تبلیغات، به این شیوه است که نیازهای فرد را در زمینه های مختلف به فرد گوشزد می کند و به شکلی هنرمندانه او را نسبت به خرید محصول مورد نظر ترغیب می کند. حال اینکه این پیام ها کدام یک از نیازهای آدمی را مورد توجه قرارمی دهند؛ یعنی در صدد برآورده شدن کدامیک از نیازهای او هستند، منشأ تفاوتهایی است که باید در پیام های بازرگانی جامعه ی غربی با جامعه ی اسلامی وجود داشته باشد.

و چه زیبا و هنرمندانه، شهید آوینی در این باره  بیان می کند: «وجود انسان سراپا فقر و نیاز است، اما همه‌ این نیازها مستحق اعتنا نیستند. تنها نیازهایی باید مورد اعتنا قرار بگیرند كه منافی سلوك انسان به سوی كمال وجودیش نیستند. تفاوت ما و غربی ها، یكی در همین جاست؛ اومانیسم و فرزندان او، لیبرالیسم و دموكراسی، میان نیازهای انسان تفاوتی قائل نمی شوند. آنها از آنجایی كه برای انسان «حقیقتی غایی» نمی شناسند، اعتقاد یافته‌اند كه همه‌ی نیازهای بشر باید به طور یكسان برآورده شوند، حال آنكه در این صورت، شدت وحدت نیازهای حیوانی، عشق به كمال را كه منشأ نیازهای فطری است محبوب خواهد داشت و راه انسان به سوی فلاح مسدود خواهد شد، همان اتفاقی كه اكنون در غرب افتاده است. (مقاله ی جذابیت در سینما)»

یاد یکی از جملات هیتلر افتادم، هیتلری که به اقتصاد سوسیالیستی معتقد بود درباره شیوه تبلیغات کالاها می گفت: (برای آنکه بتوانیم کالاهایمان را به حداکثر فروش برسانیم باید در تبلیغاتمان، محصولات را با گرایش ها و لذات پست مادی و غریزی تزئین کنیم.) شاید برایتان جالب باشد ولی به پشتوانه اینچنین افکار پست و لذت جویانه اش توانست  آمار 6 میلیون نفر بیکار در ابتدای به قدرت رسیدنش در آلمان را در مدت 6 سال به تعداد 300 هزار نفر برساند و بازار مصرف در کشورهای ضعیف تر بوجود بیاورد و کالاهایش را در آنجا با همین شیوه ها بفروشد.
 
اما هیتلر و افکارش کجا و مملکت اسلامی و تفکراتش کجا! متأسفانه در رسانه ملی اسلامی ما نیز، شاهد آن هستیم که پیام های بازرگانی ای پخش می شود که می خواهد با تحریک حس چشایی و یا تحریک حس لامسه والبته با تحریک غریزه جنسی(خیلی کمتر)، کالای خود را تبلیغ کند و به فروش بیشتر برساند. همچنین با سوء استفاده و با  بوجود آوردن  نیاز های کاذب برای فرد، باعث ترویج تجمل گرایی و زیاده خواهی و تضاد طبقاتی و اینگونه معضلات اجتماعی شود.

شهید آوینی شیوه ای پیشنهاد می دهد که در تبلیغات باید اصالت با نیازهای معنوی فرد باشد و اینگونه بیان می کند : «نیازهای مادی و معنوی بشر، هر دو، از عشق به كمال الهی منشأ گرفته‌اند، اما در برآوردن آنها باید همان نسبت خاصی مراعات شود كه در شریعت لحاظ شده است. از این میان، اصالت با نیازهای معنوی است و نیازهای مادی باید تا آنجا مورد اعتنا قرار بگیرند كه تكامل روحانی بشر اقتضا دارد. غذا خوردن در حد اعتدال مقوم روح است، اما شكم‌چرانی انسان را از راه حق تعالی روحی و معنوی بازمی دارد. شریعت مخالف لذات نیست بلكه درمواردی حتی مشوق آن است.
 
اما اصالت دادن به لذات مادی مطلقاً مذموم است .... جاذبه‌های كاذب، جاذبه‌هایی منافی آزادی و اختیار تماشاگر، مانع او از رشد و تعالی كمال‌طلبانه به سوی حق است. جاذبه‌ی كاذب، جاذبه‌ای است كه تماشاگر را سحر می كند و او را از رجوع به فطرت خویش بازمی دارد. هر جاذبه‌ای كه عقل بشر را تحت سیطره‌ی خویش بكشاند و تماشاگر را به ورطه‌ی تسلیم در برابر وهم و شهوت و غضب، جاذبه‌ی كاذب است. سوءاستفاده از گرایش‌های شهوی تماشاگر جایز نیست و ترس و وهم و خشم او را نیز تا آنجا باید تحریك كرد كه مانع كمال روحانی اش نباشد. (مقاله ی جذابیت در سینما)»

آیا مسئولین صدا و سیمای ما به این مسائل توجهی دارند؟ آیا به فکر ظلم هایی که خواسته یا ناخواسته در حق مردم می شود هستند؟ آیا ....  ؟ امیدوارم بتوانیم با فکر کردن روی این موضوعات و توجیه و روشن کردن اطرافیان خود مانع از ضربات شدید فرهنگی و روحی و روانی و رفتاری و از همه مهمتر تسخیر شیطان فریب دهنده، روی خود شویم. انشاءالله.
پربازدیدترین آخرین اخبار