کد خبر:۱۴۰۱۸۶
آغاز تحول ديني در يك انجمن سكولار
خسرو پناه، رئيس جديد انجمن حكمت و فلسفه با ديني انديشي خود و اعتقاد به كارآمد كردن فلسفه اسلامي در حوزههاي مختلف زندگي، جرياني تازه در موسسهاي با فلاسفه برج عاج نشين و سكولار مآب محسوب ميشود.
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ در اين يادداشت قصد خواهيم داشت مروري كوتاه به جريان گذشته و موجود در موسسه حكمت و فلسفه ايران بياندازيم و با عطف به رياست دكتر عبدالحسين خسروپناه، نيم نگاهي نيز به رخدادهاي احتمالي آينده اين موسسه داشته باشيم.
گرچه ادعاي اين نهاد علمي كه در سال 1353 توسط سيد حسين نصر با نام انجمن شاهنشاهي حكمت و فلسفه تأسيس شد، شناساندن حكمت و فلسفه شرقي به جهان بود اما در حوزه حكمت توفيق چنداني نيافت و در فلسفه هم «ان قلت هاي» بسياري به آن وارد است.
سيد حسين نصر كه در جريان برپايي جشن هاي 2500 ساله به همراه جوئل شارون اسرائيلي فعاليت هاي خود را براي سرويس هاي امنيتي آمريكايي آغاز كرد و تا اين اواخر از گوشه و كنار همكاري هايش با پروژه هاي متعدد ضد اسلامي و ضد انقلاب اسلامي در خاورميانه و ايران، به گوش مي خورد، همواره در پوشش فيلسوفي سنت گرا(!) بوده است.
در خصوص وضعيت كنوني انجمن نيز علي رغم وجود يكي دو چهره نام آشناي علمي بايد گفت فضاي حاكم را جريان ها و چهره هاي شاخص سكولار و روشن فكر در آن شكل مي دهند.
اگرچه موسسه حتي خدمات آموزشي و پژوهشي خوبي در كارنامه دارد، با اين حال دو مشكل اساسي در حيات علمي آن وجود دارد و از اين دو جهت همواره پرحاشيه بوده است.
يكي از اين جهات بحث محتواي توليدات علمي آن و ديگري اشخاص و افراد فعال در آن است و از جايي كه جريان محتوايي و فكري يك موسسه علمي تحت تاثير چهره هاي آن رقم مي خورد مي توان نتيجه گرفت كه مهمترين موضوع در يك انجمن، اشخاص آن مي باشد.
به اعتقاد نگارنده بروندادها و فعاليت هاي ارزشمند انجمن را بايد مرهون فكر و عمل چهره هاي علمي آن دانست و ناكامي هاي علمي آن را بايد به چهره هايي در موسسه نسبت داد كه به لحاظ فكري و انديشه اي در ساحت علم و انديشه وابستگي آشكاري به غرب داشته اند؛ كساني كه هرگز در كارنامه علمي شان كار درخشان فلسفي در حوزه هاي زندگي «روزمره»، «مطالعات مردم مدار» و يا نظريه پردازي براي حل مشكلات جاري جامعه ديده نمي شود و اصولا از جنس فيلسوفان «برج عاج نشين» اند اما در حواشي سياسي مي توان آن ها را فعال يافت. كساني چون كديور و رمضانزاده كه يا سررشته اي از فلسفه اسلامي نداشتند و يا مدرك علميشان جعلي بوده است!
طبيعي است كه جريان هاي سكولار و روشن فكر ديني مانع بزرگي در راستاي اعتلاي انديشه فلسفي-حكمي شيعي كه به ادعاي خودشان از اهداف موسسه است، گردند. جمع اين دو به لحاظ عقلي كاملا ممتنع است و نمي توان از چهره هاي سكولار و روشن فكر توقع ترويج و توليد انديشه عرفان، حكمت و فلسفه شيعي كه گسست ماهوي با هم دارند را داشت.
اكنون با ورود چهره اي مانند دكتر خسروپناه در سمت رياست اين موسسه و خصوصاً با عطف به فضاي فكري ايشان بايد منتظر چرخش فكري سازنده اي در تاريخ موسسه حكمت و فلسفه بود. گرچه آنطور كه حدس زده مي شد و در جريان جلسه معارفه ايشان هم ديده شد، دكتر خسروپناه راه سختي را در اين فضا در پيش دارد اما با روشن بيني و توان علمي ايشان مي توان پيش بيني كرد كه با وجود كارشكني هاي احتمالي، خسروپناه خواهد توانست تحولات بنياديني در جريان فكري موسسه حكمت و فلسفه ايجاد كند.
بزرگترين هدف خسروپناه از مطالعات فلسفي در پي ريزي تمدن اسلامي وارد كردن فلسفه به عرصه هاي گوناگون حيات اجتماعي است. متأسفانه بزرگترين مشكلي كه در حال حاضر حوزه هاي پژوهشي و انديشه ورزان ما در ساحات مختلف علمي دارند همين درگير نبودن علمشان با مشكلات جاري جامعه شان است و به همين سبب است كه ما توليد علمي كه كاركرد خود را در جامعه نشان دهد از اين دست موسسات نمي بينيم.
به هر ترتيب ورود خسروپناه به موسسه حكمت و فلسفه، نويد دميده شدن هوايي تازه را در آن مي دهد كه مي تواند آن را تا حد تبديل شدن به يكي از نهادهاي جريان ساز در حوزه توليد علم در كشور تغيير دهد و از اين ركود علمي و بازي گري در ساحت انديشه غرب خارج سازد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰