معضلی به نام مدیران میانی
کد خبر:۱۴۰۴۵۴
به بهانه آغاز دور جدید حرکت های جهادی

معضلی به نام مدیران میانی

رهبر فرزانه و بصیر انقلاب، با فراگیر شدن حرکت های جهادی، جوانان دانشجوی پرشور و انقلابی می آموزند که چگونه تحت امر مدیری حزب اللهی و در رده های دوم، سوم و چندم یک مجموعه انقلابی، خدمت کنند و موثر واقع شوند.
گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو» - سيد حميد امامي؛ بعضا شاهدیم در بسیاری از دستگاه های اجرایی کشور، نتایج خروجی فرایندهای مختلف این سازمان ها با سیاست ها و اعتقادات مسئولین ارشد آنها دارای زاویه بوده و معمولا انتظارات تبیین شده مدیران رده بالای سازمان ها را جوابگو نیست.
 
سوالی که مطرح است این است که چرا با وجود حضور مدیران متعهد و معتقد به انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی، در راس این سازمان ها، تحرکات درون سازمانی مغایر با اهداف تعریف شده مدیران موجه را کم و بیش شاهدیم؟ چرا شعارها، سیاست ها، اهداف و برنامه های اعلام شده مسئولین با منطق ارزش های دینی و اصول انقلاب اسلامی هماهنگ و موافق است ولی فرایندهای این سازمان ها، بعضا بدون توجه به سیاست های اعلام شده مدیران ارشد و حتی گاها در مخالفت و مغایرت با آن به اجرا درمی آید؟

بدیهی است با حضور عناصر مومن و ارزشی در بدنه اکثر دستگاه های اجرایی، نمی توانیم دلیل مطلب مورد پرسش قرار گرفته را در عدم وجود نیروی انسانی مناسب بدانیم و یا صرفا شیوه تربیت منابع انسانی را مورد بازخواست و تخطئه قرار دهیم، بلکه موارد دیگری را باید مد نظر قرار داد.

آیا شیوه انتخاب مدیران ارشد که معمولا این مدیران بدون طی کردن مراحل رشد درون سازمانی، در راس سازمان ها قرار می گیرند، می تواند عاملی برای عدم ارتباط ارگانیک و پایدار بین مدیران ارشد و طبقات پایین تر سازمان باشد، و این عدم ارتباط مناسب، خود دلیلی برای بروز مشکل مطرح شده باشد؟

معمولا عرف شده است که با قبول مسئولیت یک مدیر به عنوان رئیس یک سازمان، معاونین و مشاورین حوزه ریاست، همراه با این رئیس به سازمان کوچ می کنند و به همین دلیل مدیران میانی و متخصص درون سازمان، احساس هماهنگی و همدلی با این مدیران جدید ندارند و در چنین شرایطی اتفاقاتی که رخ می دهد چنین است:

- افراد قدیمی سازمان، خودشان را ماهر، متخصص و آشنا به امور می دانند و افراد جدید الورود را  بیگانه با مسائل تخصصی سازمان.

- افراد قدیمی، خود را محق بدست گرفتن پست های رده بالای سازمانی می دانند و چون حق خود را ازدست رفته می بینند با افراد جدید همکاری نمی کنند.

- بعضا برای این که عدم اشراف تخصصی مدیران جدید به رخ آن ها کشیده شود، قدیمی ترها با بازی دادن و عدم همکاری مناسب، به این امر اقدام می کنند.

- درعزل و نصب ها به رده های بالای سازمان دقت می شود بنابراین وجود نیرو های غیر ارزشی و بعضا مخالف نظام و انقلاب در رده های پائین تر سازمان از نظر غایب می ماند.

- مدیران ارشد، مسئولیت خود را دراستای سیاست های کلان کشور تعریف می کنند و مدیران میانی منافع شخصی خود را به عنوان محور فعالیت های سازمانی می شناسند و بس.

با توجه به موارد یاد شده بدیهی است نمی توانیم انتظار داشته باشیم در بالای سازمان، اهدافی تدوین گردد و در پایین سازمان با اعتقاد و تعهد، برای نیل به اهداف تعریف شده و تلاش جدی صورت پذیرد و نتیجه این عدم تجانس دررده های سازمانی، عدم دسترسی به اهداف کلان ملی و مشاهده بروندادهای دستگاه های اجرایی در مغایرت با سیاست های کلی نظام است.
 
با واکاوی مدیریت های سازمانی شاید بتوان گفت بهترین و کارآمدترین شیوه مدیریت، مدیریت جهادی است.

در سال های اخیر که شاهد برنامه های جهادی از سوی دانشجویان هستیم فارغ از رسیدگی به محرومین و پرکردن اوغات فراغت جوانان که مسئولین دائما گوشزد می کنند؛ اتفاق جدیدی در حال روی دادن است که با ادامه این روند قطعا شاهد تغییراتی در بدنه اجرایی سازمان ها خواهیم بود و آن تولید افرادی با فکر جهادی است.

شاید بتوان گفت بزرگ ترین معضل بچه های نسل سوم بدنه حزب الله را بتوان این دانست که جوانان مذهبی به جایگاهی جز مدیریت و در راس امور یک سازمان بودن قانع نمی شوند در صورتی که جناح سکولار فهمیده است که برای رسیدن به خواسته های مجموعه خود باید در بدنه اجرایی سازمان ها وارد شود یعنی همان حفره ای که بچه های مذهبی از روی غفلت خالی کرده اند و به دست معاندینی افتاده است که حتی یک ذره در راستای اهداف انقلاب حرکتی نمی کنند.

همین امروز اگر از بچه های مذهبی پرسیده شود که برای ایجاد تغییر در مدیریت فرهنگی مملکت چه می کنید، اکثرا پاسخ می دهند می خواهیم برسیم به نقطه ای که ریاست صدا و سیما و یا وزارت فرهنگ و یا ... را عهده دار شویم، غافل از این که مدیر انقلابی به کمک پرسنل معاند چگونه می تواند مجوعه ای را در راستای اهداف اسلام و انقلاب اداره کند و این یعنی سازمان های فرهنگی ما مانند انسانی می مانند که مغزی هوشیار دارد و پایی فلج پس هیچگاه نمی توانند این بدن را به راحتی حرکت دهند.

اما به مدد ذکاوت رهبر فرزانه و بصیر انقلاب، با فراگیر شدن حرکت های جهادی، جوانان دانشجوی پرشور و انقلابی می آموزند که چگونه تحت امر مدیری حزب اللهی و در رده های دوم، سوم و چندم یک مجموعه انقلابی، خدمت کنند و موثر واقع شوند.

امید است جهادگران عرصه خدمت به محرومین در باقی عرصه ها نیز جهادی حاضر شوند.
پربازدیدترین آخرین اخبار