روایت لحظه انفجار موشک در مدرسه شجره طیبه میناب از زبان پدر شهید دانش آموز محمد آبادیزاده
علی آبادیزاده پدر دانش اموز شهید مدرسه شجره طیبه میناب :روز ۹ اسفند مثل همیشه محمد سرویس مدرسه داشت، اما دلم آرام نداشت؛ انگار چیزی در وجودم فریاد میزد که خودت برو.راه افتادم و وقتی فقط پنج دقیقه با مدرسه فاصله داشتم، صدای سوت مهیبی آسمان را شکافت. درست در تقاطع روبروی مدرسه، در همان لحظهای که میخواستم دور بزنم، شاهد مستقیم فاجعه بودم؛ دو سه انفجار پیدرپی و مدرسهای که در میان دود و غبار گم شد.وقتی وارد حیاط شدم، زانوهایم سست شد. محوطه پر از پیکرهای دانشآموزان شده بود.موج انفجار و ترکش، بچههای معصوم را ارباً اربا کرده بود.در آن میان، پیکرهای تکه تکه کودکان را میدیدم که هنوز پیکرهای زخمیشان تکان میخورد.