سناريويي براي فريب اعراب
سفر يك سال پيش جورج بوش، رئيس جمهور آمريكا به خاورميانه پيش از آنكه انتخابات رياست جمهوري آغاز و اداره كاخ سفيد به باراك اوباما سپرده شود، سوال هاي زيادي را برانگيخت؛ يكي از آنها اين بود كه چرا بوش اين سفر را آغاز كرد؟
رئيس جمهور آمريكا چند روز قبل از آغاز سفرش، گفتوگوهايي را با برخي از رسانههاي خاورميانه انجام داد.
وي به روزنامه اسرائيلي يديعوت آحارونوت گفت که معتقد است فرصتي براي دستيابي فلسطينيها و اسرائيليها به يك معاهده صلح در سال 2008 به دست آمده است؛ در واقع اين چشم انداز از زمان برگزاري صلح آناپوليس ايجاد شد.
طرح صلح در آناپوليس داراي سه مرحله بود؛ اول تشويق رهبران دو طرف فلسطيني و رژيم صهيونيستي براي دستيابي به تصوري مشترك از دولت فلسطيني با همكاري تشكيلات خودگردان فلسطين، دوم ايجاد سازمانها و نهادهاي دولت فلسطيني براي اداره سرزمينهايي كه تحت سيطره آنها است و سوم بهبود روابط ميان اسرائيل و كشورهاي عربي.
حال دولت بوش مي كوشد تا در آخرين روزهاي عمر دولت و كابينه خود اين روند را به سمت موفقيت سوق دهد؛ اگر چه به اذعان مقامات سياسي آمريكا اين صلح در دوره بوش به ثمر نخواهيد رسيد، اما آنها درصددند تا در اين راه به موفقيت هاي حداقلي برسند تا دستكم در دوره هشت ساله قدرت خود كاري انجام داده باشند.
در اين راه پس از فوت ياسر عرفات، رهبر سابق تشكيلات خودگردان فلسطين، محمود عباس جانشين عرفات شد و در چنين حالتي مقامات سياسي آمريكا فرصت را مناسب ديده و مذاكرات صلح را جدي گرفتند.
درحالي كه جامعه جهاني و همچنين مردم رنج ديده فلسطين حمايتي از عباس نشان نداند، اما از جنبش حماس كه يك سال پس از رياست عباس بر تشكيلات خودگردان فلسطين در انتخابات پارلماني فلسطين پيروز شده بود، پشتيباني كردند.
در چنين شرايطي بين نيروهاي فتح و حماس در نوار غزه درگيري ايجاد شد و جنبش حماس در آن درگيري به پيروزي رسيد و توانست اين منطقه را تحت سيطره خود درآورد؛ اين در حالي است كه نوار غزه در حال حاضر تحت محاصره رژيم صهيونيستي قرار دارد.
جنبش حماس به همراه برخي ديگر از نيروهاي منطقه، مورد حمايت جمهوري اسلامي ايران قرار دارند و از طرفي ديگر مخالف حضور نيروهاي صهيونيستي بر اساس تعريف غرب پسندانه در منطقه هستند.
از اين رو كشورهاي عربي، بويژه كشورهاي حوزه خليج فارس كه خود را در تقابل با سياست هاي ايران مي بينند، احساس خطر كرده و نسبت به اقدام حماس در دستيابي به نوار غزه از خود واكنش نشان دادند.
در واقع اين نقطه آغاز گرايش بي پرده اعراب به سمت رژيم صهيونيستي و ايالات متحده آمريكا بود.
در حال حاضر نيز اعراب به سرپرستي عربستان سعودي خواهان مذاكره و صلح بي چون و چرا با رژيم صهيونيستي هستند تا با قدرت يابي حماس، حزب الله و ... توازن قدرت در منطقه به نفع ايران تغيير نكند، غافل از اينكه با اين كار تمامي قدرت را به رژيم صهيونيستي مي سپارند؛ زيرا با اين كار وجود و حضور اين رژيم غاصب را در منطقه مشروعيت مي بخشند؛ يعني حدود 60 سال مبارزه مردم مظلوم فلسطين را ناديده مي گيرند.
حال سوال اين است كه در صورت موفق شدن آمريكا و سپرده شدن قدرت در دستان رژيم صهيونيستي كه در حال حاضر تنها قدرت دارنده سلاح هسته اي در منطقه است، چه رخ خواهد داد؟ و آيا اعراب از عاقبت كار خود آگاه هستند؟
در اين باره بايد گفت كه در قدرت جمهوري اسلامي ايران خللي وارد نخواهد شد؛ زيرا ايران قدرت خود را از درون و با اتحاد و ائتلاف با كشورهاي و گروه هاي مختلف منطقه و جهان بازسازي مي كند و در هر لحظه مي تواند به اين قدرت منطقه اي و جهان بيفزايد؛ زيرا ايران نه تنها كشوري استراتژيك است كه از موقعيت ژئوپوليتكي برتري در منطقه برخوردار است، بلكه به خاطر داشتن خصوصيت برتر ژئوكالچر، ويژگي هاي خاصي دارد.
وجود دولت قدرتمند اسلامي (ايران)در منطقه اي كه مردم آن مسلمان هستند مي تواند بسياري از مسلمانان را كه تحت سيطره، رنج و حتي اسارت دولت هاي فاسد زندگي مي كنند، به خود جلب كند و به ميزان قدرت و نفوذ خود بيفزايد.
اين مسئله را مي توان در ايران، عراق ، لبنان و ... به روشني ديد، اما آنچه كه به ضرر اعراب تمام مي شود اين است كه اين دولت هاي فاسد قدرت خود را به رژيم صهيونيستي مي سپارند و به اين مسئله دل خوش مي كنند كه در خاورميانه صلح برقرار شده است.
اگر چه صلح با شرايط موجود و با توجه به اينكه رژيم صهيونيستي از خواست هاي زياده طلبانه خود عقب نشيني نمي كند، محال به نظر مي آيد، اما مي توان گفت كه با برقرار شدن صلح احتمالي، بياعتمادي و تنش بين ايران و كشورهاي عرب منطقه افزايش مي يابد و جالب آنكه از قدرت اعراب مي كاهد و بيشتر در راستاي تأمين منافع آمريكا و متحد اصلي آن يعني رژيم صهيونيستي پيش مي رود؛ زيرا آمريكا به هيچ عنوان از منافع دوست و متحد استراتژيك خود يعني رژيم صهيونيستي نمي گذرد و قدرت را به دستان اعراب نمي سپارد.
از اين رو به نظر مي آيد كه اعراب در روند صلح خاورميانه در آناپوليس، شرم الشيخ و ... در حال فريب خوردن هستند؛ فريب از سناريويي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي به دقت روي آن كار كرده اند./انتهاي پيام/