سران كوفه از يزيد اعزام فردي سخت‌گير بر اهل بيت را خواستار شدند
کد خبر:۱۴۰۶۶۳
ماجراي دعوت اهالی کوفه از امام(ع)-بخش دوم و پاياني؛

سران كوفه از يزيد اعزام فردي سخت‌گير بر اهل بيت را خواستار شدند

... نعمان بشير، حاكم كوفه در مقابل سران كوفه كه خواستار اقدام جدي با مسلم بودند از ارتكاب به گناه و معصيت دوري جست ولي آنها كه از اين رفتار خشمگين بودند، بیعت مردم با او را برای یزید گزارش کردند.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ امام حسین (ع) در جواب نامه كوفيان از جای برخاستند و بین رکن و مقام دو رکعت نماز به جای آوردند و از خدای در این مورد طلب خیر کردند. سرانجام نامه‌ای به وسیله هانی بن هانی و سعید بن عبدالله برای اهالی کوفه فرستادند كه مضمون نامه چنین بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم، نامه‌ای است از حسین بن علی (ع) به گروه بسیار مؤمنین و مسلمین. اما بعد، نامه‌های شما را آخرین فرستادگان شما یعنی هانی و سعید برای من آوردند، آنچه که برای من شرح داده و یادآور شده‌اید دریافتم. سخن اکثریت شما این بود که برای ما امام و پیشوایی نیست و گفته‌اید که به سوی شما حرکت کنم و به این وسیله خداوند ما را بر حق و هدایت گرد آورد.

در نامه امام به كوفيان: امام و پیشوا کسی است که در میان مردم به کتاب خدا حکم کند

من هم اکنون برادر و پسر عمو و کسی که در خاندانم مورد اطمینان بوده، یعنی مسلم بن عقیل را به سوی شما گسیل می‌دارم، چنانچه وی در گزارش خود اطلاع دهد که اکثریت مردم و افراد آگاه و صاحب‌نظر بر آنچه که در نامه‌های شما آمده و فرستادگان شما گفته‌اند مطابق باشد، ان‌شاءالله تعالی به زودی به نزد شما خواهم آمد.

به جان خودم سوگند، امام و پیشوا کسی است که در میان مردم به کتاب خدا حکم کند و رفتارش توأم با عدل و داد باشد. از دین حق پیروی كرده و خود را در آنچه مربوط به خدا و رضای اوست نگهداری کند؛ و السلام.»

پس امام حسین (ع) مسلم بن عقیل را خواستند و او را همراه با «قیس بن مسهر صیداوی» و دو نفر دیگر رهسپار کوفه ساختند. امام (ع) وی را به تقوی و پوشیده داشتن امر خود و عطوفت و مهربانی با مردم توصیه فرمودند و به وی گفتند: چنانچه مردم را مشاهده کند که گرد آمده و هماهنگ هستند به زودی به آن حضرت اطلاع دهد.

راهنماي مسلم در اثر تشنگي جان سپردند

مسلم به راه افتاد، ابتدا به مدینه رفت و دو نفر راهنما برای خود انتخاب کرد و راه کوفه را در پیش گرفت. آن دو مسلم را از بیراهه بردند و راه را گم کردند؛ در نتيجه تشنگی شدید بر آنان غلبه کرد و از ادامه راه بازماندند، پس از آنکه راه را پیدا کردند با اشاره علایم راه را به مسلم نشان دادند و خود در اثر تشنگی جان سپردند.

مسلم پس از پیمودن راه به محلی معروف به مضیق كه آب فراوانی داشت و قبیله بنی کلب از آن سیراب می‌شدند، رسید و نامه‌ای به امام نوشت و به وسیله «قیس بن مسهر» ارسال داشت. متن نامه مسلم به امام (ع) چنین است:

 
مسلم مرگ راهنمايان خود را به فال بد گرفته و از امام مي خواهد او را از سفر معذور دارد
 
«اما بعد، من از مدینه با دو تن راهنما به کوفه رهسپار شدم. آن دو از راه کناره گرفته و راه را گم کردند.تشنگی بر ایشان سخت شد.دیری نپایید که از دنیا برفتند.ما به راه خود ادامه دادیم، تا آنگاه که به آب رسیدیم جز رمقی مختصر برای ما نمانده بود و این آب در دره خبث است و به نام مضیق خوانده می‌شود و من این راه را به واسطه این جریان به فال بد گرفتم از این رو چنانچه اجازه دهید مرا از رفتن بدین سفر معذور دارید و دیگری را به جای من بفرستید؛ و السلام.»

امام حسین (ع) در پاسخ او نوشتند: «اما بعد، من از آن بیم دارم که چیزی جز ترس نباشد که تو را وادار به استعفا کرده است، پس اندیشه مکن و همان راهی که تو را فرستاده‌ام در پیش گیر.»

اقامت مسلم در خانه مختار در كوفه
 
همین که مسلم نامه حضرت را خواند، گفت: من هرگز از جان خود بیمناک نیستم، پس بی‌درنگ راه کوفه را در پیش گرفت.
 
در میان راه به محلی رسید که آب فراوانی داشت و نزدیک قبیله طی بود؛ از آنجا نیز گذشت مردی را دید که مشغول تیراندازی است و آهویی را شکار کرده است. رو کرد به او و گفت: امیدوارم ان‌شاءالله تو نیز با ما هماهنگ شوی تا دشمن را از پای درآوریم.سرانجام وارد کوفه شد و در خانه مختار اقامت کرد.

پيام مسلم به امام: اکثر مردم کوفه با شما دست بیعت داده‌اند

مردم دسته دسته به دیدن او آمدند، همین که گروهی در آنجا فراهم شدند، مسلم نامه حسین بن علی (ع) را بر ایشان خواند و آنان گریستند و با او بیعت کردند. سرانجام تعداد کسانی که با وی بیعت کردند به هیجده هزار نفر رسید.

مسلم بی‌درنگ نامه‌ای به امام (ع) نوشت: «رهبر یک گروه هرگز به همراهان خود دروغ نمی‌گوید. اکثر مردم کوفه با شما دست بیعت داده‌اند و هیجده هزار نفر تا کنون بیعت خود را اعلام کرده اند؛ شما با وصول این نامه هر چه زودتر به طرف کوفه حرکت فرمایید. و السلام»

مردم همچنان به خانه مسلم رفت و آمد می‌کردند تا آنجا که محل اقامت او آشکار گردید. نعمان بن بشیر که از طرف معاویه فرماندار کوفه بود و یزید نیز او را بر همان منصب به جای نهاده بود از این امر آگاه شد. (نعمان که از اصحاب رسول الله (ص) بود كه در نبرد صفین با معاویه همراه شده و در ردیف پیروان او درآمد اما سرانجام در فتنه ابن زبیر اهالی حمص وی را به قتل رساندند؛ در حالی که خود والی این شهر بود.)

عبدالله بن مسلم بن سعید حضرمی در پيام به يزيد: مرد نیرومندی را به طرف کوفه روانه ساز تا فرمان تو را به انجام رساند

پس نعمان بر منبر رفت و خطاب به مردم گفت: «از فتنه و آشوب بر حذر باشید. در این اثنا عبدالله بن مسلم بن سعید حضرمی، هم‌پیمان بنی‌امیه، از جای برخاست و با تندی به نعمان گفت: «کار ناروایی مرتکب شده‌ای و آنچه تو در این مورد می‌پنداری سخن کسانی است که از روی ضعف و ناتوانی می‌گویند.»

نعمان به او گفت: «چنانچه من در اطاعت و پیروی از خدا ناتوان باشم بهتر از آن است که در موضع قدرت باشم، اما در برابر خداوند به گناه و معصیت آلوده گردم.» این را بگفت و از منبر به زیر آمد.

نعمان بن بشیر مردی ضعیف و ناتوان است
 
عبدالله بن مسلم ضمن نامه‌ای، ورود مسلم به شهر کوفه و بیعت مردم با او را برای یزید گزارش کرد و در نامه خود به وی اطلاع داد و گفت: «چنانچه بخواهی کوفه در فرمان تو باشد، مرد نیرومندی را به طرف کوفه روانه ساز تا فرمان تو را به انجام رساند و مانند خودت درباره دشمنت رفتار کند؛ زیرا که نعمان بن بشیر مردی ضعیف و ناتوان است و یا خود را به ناتوانی می‌زند.»

پس از او «عماره بن ولید بن عقبه» و «عمر بن سعد» نیز شبیه به نامه عبدالله بن مسلم برای یزید ارسال داشتند. همین که نامه‌ها به یزید رسید، وی «سرجون رومی» غلام معاویه را خواست. (سرجون با اينكه از خدمت‌گذاران معاویه بود، اما در زمان حیات معاویه بر او چیرگی داشت) پس یزید به وی گفت: درباره والی کوفه رأی تو چیست؟

 
در مشاوره سرجون رومي، عبيدلله حاكم كوفه انتخاب شد
 
سرجون به یزید گفت: «چنانچه معاویه زنده بود و در این مورد رأی می‌داد آن را می‌پذیرفتی؟ یزید گفت: آری، سرجون حکم فرمانداری عبیدالله بن زیاد را برای کوفه به یزید نشان داد. بدین ترتیب یزید حکومت بصره و کوفه را به عبیدالله واگذار کرد.

يزيد با نامه‌ای که به وسیله مسلم بن عمرو باهلی برای عبیدالله فرستاد به وی گوشزد کرد و گفت: «پیروان من از کوفه به من اطلاع داده‌اند که مسلم بن عقیل در کوفه مردم را گرد آورده تا در میان مسلمانان ایجاد اختلاف کند. از این رو با خواندن این نامه به طرف کوفه حرکت کن و به هر طریق که می‌دانی در جستجوی او باش تا بر او دست یابی، پس او را در بند کن، یا به قتل رسان و یا از شهر بیرونش کن. والسلام.»

مسلم بن عمرو به راه افتاده تا در بصره به عبیدالله رسید. عبید الله بی‌درنگ دستور داد توشه سفر بردارند و آماده حرکت شوند و فردای آن روز به جانب کوفه روان شدند.
منبع: سیره معصومان، ج 4، سید محسن امين
پربازدیدترین آخرین اخبار