کد خبر:۱۴۰۷۲۰
سي روز، سي گفتار
روز يازدهم؛ سفره رمضان
... اينكه ميگويند ماه رمضان، ماه ضيافت الهي است و سفره ضيافت الهي پهن است، محتويات اين سفره چه چيزهايي است؟ محتويات اين سفره كه من و شما بايد از آن استفاده كنيم، يكياش روزه است.
به گزارش گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو» پايگاه اطلاعرساني حضرت آيتالله العظمي خامنهاي در ايام ماه مبارك رمضان، به صورت روزانه گفتار و توصيههايي اخلاقي از رهبر معظم انقلاب را تحت عنوان «سي روز، سي گفتار» منتشر مي كند. عنوان مطلب روز يازدهم «سفرهي رمضان» نام دارد.
يكياش فضيلت قرآن است -قرآن را گذاشتند در اين سفره با فضيلتِ زياد، بيش از ايام ديگر؛ و به ما گفتند كه تلاوت قرآن كنيد- يكياش همين دعاهايي است كه ميخوانيم؛ «يا علي و يا عظيم»، دعاي افتتاح، دعاي ابوحمزه؛ اينها همان مائدههايي است كه سر اين سفره گذاشته شده.
* بهرهبري بيشينه
بعضي هستند كه وقتي از كنار سفره رد ميشوند، اينقدر حواسشان پرت است و متوجه جاهاي ديگرند كه اصلاً سفره را نميبينند. داريم كساني را كه اصلاً سفره ماه رمضان را نميبينند؛ يادشان نيست كه ماه رمضاني آمد و رفت. بعضي هستند كه سفره را ميبينند اما بهخاطر همان سرگرميها و اشتغال، وقت ندارند سر اين سفره بنشينند؛ ميخواهند سراغ يك سرگرمي بروند؛ كار ديگري دارند -دنبال دكان، دنبال كار، دنبال دنيا، دنبال شهوات- مجال اينكه سر اين سفره بنشينند و از آن بهره ببرند، ندارند. بعضي ديگر هم هستند كه نه، سر سفره مينشينند، سفره را ميبينند، قدرش را هم ميدانند؛ ليكن آدمهاي خيلي قانعياند؛ به كم قناعت ميكنند؛ لقمهاي برميدارند و ميروند؛ نمينشينند پاي سفره، خودشان را بهرهمند و سيراب كنند و از آنچه در سفره هست خود را محظوظ كنند؛ لقمه مختصري برميدارند و ميروند.
بعضي هستند كه احساس بيميلي ميكنند؛ يعني اشتهايشان تحريك نميشود؛ بهخاطر اينكه غذاي پوچِ بيهودهاي را خوردهاند و پاي سفره ضيافتي كه رنگين و جذاب و مقوي است، اصلاً اشتها ندارند. بعضي هم هستند كه نه، در حد اشتها -كه اشتهاشان هم زياد است- از اين سفره استفاده ميكنند و واقعاً سير نميشوند؛ چون مائده، مائده معنوي است.
تمتع به اين مائده، فضيلت است؛ چون فتوح و انفتاح و تعالي روح انساني است. هرچه انسان از اين مائده بيشتر استفاده كند، روح انسان تعالي بيشتري پيدا ميكند و به هدف خلقت نزديكتر ميشود. اين غير از موائد جسماني است. مائده جسماني براي رفع نيازي است كه بشود انسان بدن را راه ببرد. زيادهروي در آن، يك اشتباه و خطاست؛ يك غلط است. در مائده روحي و معنوي اينطور نيست؛ چون اصلاً خلقت ما براي تعالي معنوي و تعالي روحي است. مائده روحي چيزي است كه اين تعالي را براي ما امكانپذير، تسهيل و محقق ميكند. بنابراين هرچه بيشتر بتوانيم استفاده كنيم، بايد بكنيم.
بندگان مؤمن و مخلصي كه ما اسمهاي اينها را شنيدهايم، حتي وقتي كارهاي اينها را براي ما نقل ميكنند، براي ما درست مفهوم نيست؛ اما واقعاً شگفتآور است. دو سه ساعت به اذان صبح بيدار شوند و شبهاي ماه رمضان اشك بريزند. نقل ميكنند مرحوم آميرزا جواد آقاي ملكي وقتي بيدار ميشد، سر حوض آب مينشست تا وضو بگيرد، به آب نگاه ميكرد، دعا ميخواند و گريه ميكرد و تضرع ميكرد؛ آب برميداشت روي صورتش ميريخت، گريه و تضرع ميكرد؛ به آسمان نگاه ميكرد، دعا ميخواند، گريه و تضرع ميكرد؛ تا وقتي كه بيايد سر سجاده بايستد و آن نماز شب و آن تهجد پُرفيض و پُرحال و پُرطراوت را با عشق و شور انجام بدهد. مرحوم حاج ميرزا علي آقاي قاضي هم همينطور بود. از ماه رمضانش، روزهاش، توجهش، تذكرش، نمازش، حكايتهايي نقل ميكنند. اين چيزها براي ما واقعاً درست مفهوم نيست؛ منتها خط روشني را به ما نشان ميدهد و ما بايد حداكثر استفاده را بكنيم.
* تلاوت و تدبر
دوستان سعي كنند در همه اوقات –بهخصوص در ماه رمضان- تلاوت قرآن را از ياد نبرند. قرآن نبايد از زندگيتان حذف شود. تلاوت قرآن را حتماً داشته باشيد؛ هرچه ممكن است. تلاوت قرآن هم با تأمل و تدبر اثر ميبخشد. تلاوت عجلهاي كه همينطور انسان بخواند و برود و معاني را هم نفهمد يا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نيست؛ نه اينكه بيفايده باشد. بالاخره انسان همينكه توجه دارد اين كلام خداست، نفس اين يك تعلق و يك رشته ارتباطي است و خود همين هم مغتنم است و نبايد كسي را از اينطور قرآن خواندن منع كرد ليكن تلاوت قرآني كه مطلوب و مرغوب و مأمورٌبه است، نيست. تلاوت قرآني مطلوب است كه انسان با تدبر بخواند و كلمات الهي را بفهمد كه به نظر ما ميشود فهميد.
اگر انسان لغت عربي را بلد باشد و آنچه را هم كه بلد نيست به ترجمه مراجعه كند و در همان تدبر كند؛ دو بار، سه بار، پنج بار كه بخواند، انسان فهم و انشراح ذهني نسبت به مضمون آيه پيدا ميكند كه با بيان ديگري حاصل نميشود؛ بيشتر با تدبر حاصل ميشود؛ اين را تجربه كنيد. لذا انسان بار اول وقتي مثلاً ده آيه مرتبط به هم را ميخواند، يك احساس و يك انتباه دارد؛ بار دوم، پنجم، دهم كه همين را با توجه ميخواند، انتباه ديگري دارد؛ يعني انسان انشراح ذهن پيدا ميكند. هرچه انسان بيشتر انس و غور پيدا كند، بيشتر ميفهمد؛ و ما به اين احتياج داريم.
* آنها كه لغزيدند...
عزيزان من! كساني كه پايشان لغزيد، خيلي از مواردش را كه ما ديديم، ناشي بود از عدم تعمق در امر دين و معارف اسلامي؛ شعائري بود، شعارهايي بود، احساساتي بود، بر زبانشان بود اما در دلشان عمق نداشت. لذا در گذشته ما كساني را ديديم كه آدمهاي خيلي تند و داغ و پُرشوري هم بودند، بعد صدوهشتاد درجه وضع اينها عوض شد. سالهاي اول انقلاب كساني بودند -من با خصوصيات، آدمهايش را ميشناسم؛ يعني كليات نيست- كه افرادي مثل شهيد بهشتي را راحت و صريح از نظر انقلابي بودن و فهم درستش از انقلاب و از راه امام، نفي ميكردند. بعد از گذشت مدتي، مشي اينها آنچنان شد كه مباني انقلاب و نظام را انكار كردند! بعضي از آنها كه آدمهاي با انصافتري بودند، صريحاً و بعضيشان ملتوياً و مزوراً انكار كردند. آدمهاي بيانصافترشان اينها هستند كه به يك معانياي هم تظاهر ميكنند اما باطنشان اينطور نيست. اين بهخاطر اين بود كه اينها عمق نداشتند. البته اين يكي از عوامل است؛ يك عامل هم شهوات و دنياطلبي و امثال اينهاست كه كساني را هم كه عمق دارند، منحرف ميكند. بسيار كساني بودند كه عمق نداشتند. يكي از راههايي كه اين عمق را در اعتقادات انسان، در مباني فكري انسان، در روح انسان، در ايمان انسان ايجاد ميكند، انس با قرآن است. بنابراين در زندگي حتماً قرآنِ با تدبر را در نظر داشته باشيد و نگذاريد حذف شود.
* معارف استثنائي
يكي هم اين دعاهاست. در دعاهاي معتبر خيلي معارف وجود دارد كه انسان اينها را در هيچجا پيدا نميكند؛ جز در خود همين دعاها. از جمله اين دعاها، دعاهاي صحيفه سجاديه است. در منابع معرفتي ما چيزهايي وجود دارد كه جز در صحيفه سجاديه يا در دعاهاي مأثور از ائمه عليهمالسّلام انسان اصلاً نميتواند اينها را پيدا كند. اين معارف با زبان دعا بيان شده. نه اينكه خواستند كتمان كنند؛ طبيعت آن معرفت، طبيعتي است كه با اين زبان ميتواند بيان شود؛ با زبان ديگري نميتواند بيان شود؛ بعضي از مفاهيم جز با زبان دعا و تضرع و گفتگو و نجواي با پروردگار عالم اصلاً قابل بيان نيست. لذا ما در روايات و حتّي در نهجالبلاغه از اينگونه معارف كمتر ميبينيم؛ اما در صحيفه سجاديه و در دعاي كميل و در مناجات شعبانيه و در دعاي عرفه امام حسين و در دعاي عرفه حضرت سجاد و در دعاي ابوحمزه ثمالي از اينگونه معارف، فراوان ميبينيم.
* روح خستگيناپذيري
از دعاها غفلت نكنيد؛ به دعاها بپردازيد. دعا هم بكنيد. شما بارهاي سنگيني بر دوش داريد؛ دشمنهاي زيادي هم داريد؛ مخالفان زيادي هم داريد؛ دولت اسلامي هميشه همينطور بوده. از اول انقلاب دولتهاي ما، بهخصوص وقتي كه تازهنفساند، مخالفاني دارند؛ هم مخالفان بيروني، هم مخالفان داخلي. جوّسازي ميكنند، شايعهپراكني ميكنند، منفيبافي ميكنند، دروغ پخش ميكنند، احياناً در صحنه عمل و در كارهاي ميداني كارشكني ميكنند. مقابله با اين مخالفتها يك مقدار عزم و تصميم قاطع و جدّ در عمل و خسته نشدن و دنبال كار را گرفتن ميخواهد؛ يك مقدار هم توسل و توجه و تضرع و از خدا كمك خواستن لازم دارد. اگر از خداي متعال استمداد و استعانت كنيم، روح خستگيناپذيري را در ما بهوجود خواهد آورد. يكي از نعمتهاي بزرگ خدا اين است كه آدم خسته نشود و حوصلهاش سر نرود. در راههاي طولاني گاهي انسان قوّه هم دارد، زانو و پاها اصلاً خسته نشده اما آدم از حركت، خسته روحي ميشود. اين خستگي روحي، انسان را از رسيدن به اهداف بازميدارد. براي اينكه اين خستگي روحي پيش نيايد -كه از خستگي جسمي گاهي خطرش هم بيشتر است- استمداد از پروردگار، توكل به خدا و اميدواري به كمك الهي لازم است؛ اين را از دست ندهيد و اين را داشته باشيد.
من و شما پيش خداي متعال عزيزتر نيستيم از كساني كه قبل از ما بودند و از كساني كه بعد از ما خواهند آمد؛ مگر اينكه عملمان خوب باشد و تقوايمان بيشتر از آنها باشد؛ اين را توجه داشته باشيد. اگر تقواي بيشتري به خرج داديم، از خودمان بيشتر مراقبت كرديم، بهتر كار كرديم، بهتر به وظايفمان عمل كرديم، به قانون بيشتر احترام گذاشتيم و در جهت اين اهداف، بيشتر پيش رفتيم، پيش خداي متعال عزيزتر خواهيم بود؛ اما بدون آن، نخير. بايد تلاشمان را در اين جهت متمركز كنيم. مواظب باشيم در دامهايي كه ديگران افتادند، ما نيفتيم. هر كس در آن دامها بيفتد، همان بلاها و همان عواقب برايش متصور است؛ لذا فرقي بين ما و آنها نيست.
سخنراني در ديدار اعضاي هيأت دولت؛ 17/7/1384
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰