پند صاحبدلانه
کد خبر:۱۴۱۰۱

پند صاحبدلانه

وبلاگ خط سوم

گويند صاحب دلي، براي اقامه نماز به مسجدي رفت.
نمازگزاران، همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند ‏که بعد از نماز، بر منبر رود و پند گويد.
پذيرفت. 

نماز جماعت تمام شد.
چشم ‏ها همه به سوي او بود.
مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر ‏نشست.
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.

آنگاه خطاب به جماعت گفت:
اي مردم! هر کس از شما که مي‌‏داند امروز تا شب خواهد زيست و نخواهد مرد، برخيزد!
کسي برنخاست

گفت:
حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخيزد!
باز کسي برنخاست

گفت:
شگفتا از شما که به ماندن اطمينان نداريد؛ اما براي رفتن نيز آماده نيستيد!‏

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار