دستور ساخت مسجد جمكران در حالت رؤيا يا بيداري؟
کد خبر:۱۴۱۸۲۶
به مناسبت سالروز ساخت مسجد مقدس جمكران؛

دستور ساخت مسجد جمكران در حالت رؤيا يا بيداري؟

حسن بن مثله جمكراني پس از اينكه از خواب بيدار شد به دم در رفت جمعي را ديد كه او را به مكان امروزي مسجد راهنمايي كردند؛ در آنجا امام زمان(عج) را ديد كه به همراه حضرت خضر منتظر وي بودند سپس به او دستور ساخت مسجد را دادند ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ مسجد جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ اسلامی دارد؛ اعتبار و اهمیتی که اسلام به مسجد به عنوان پایگاه معنوی و توحیدی داده، به هیچ نهادی نداده و مسجد را خانه‌اي براي خداي لامكان معرفي كرده است كه براي مردم مي باشد.

مسجد كانون انجام همه فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی

پس از هجرت پيامبر به مدينه اولين بنيادي كه ساخته مي‌شود مسجد است و كانون انجام همه فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی نظامی به شمار می‌رفت و می‌توان گفت که مسجد، قلب تپنده جامعه اسلامی بود.
 
بعضي از مساجد به دستور وليي از اولياي خدا ساخته شده كه همين امر موجب عظمت آن شده است از جمله اين موارد مسجد مقدس جمكران است كه نام آن همواره يادآور نام گرامي حضرت بقيه‌الله است.

مهم‌ترین‌ پایگاه‌ شیعیان‌ شیفته‌ و عاشقان‌ دل‌ سوختة‌ حضرت‌ بقیة‌ الله، ارواحنا فداه‌، مسجد مقدس‌ جمكران‌، در شش‌ كیلومتری‌ شهر مذهبی‌ قم‌ است‌. مطابق‌ آمار، همه‌ ساله‌، بیش‌ از پانزده‌ میلیون‌ عاشق‌ دل‌ باخته‌، از سر تا سر میهن‌ اسلامی‌ و جهان‌، در این‌ پایگاه‌ معنوی‌، گرد می‌آیند و با مولاي خود راز و نياز مي‌كنند.
 
تأسیس مسجد در بیداری‌ روي داده نه‌ در خواب‌

این‌ مسجد، بیش‌ از یك‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ فرمان‌ حضرت‌ بقیة‌ الله (عج) در بیداری‌، نه‌ در خواب‌ تأسیس‌ گردید و در طول‌ قرون‌ و اعصار، پناهگاه‌ شیعیان‌ و پایگاه‌ منتظران‌ و تجلّی‌گاه‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌ (عج) بوده‌ است‌.
 
شیخ‌ فاضل‌، حسن‌ بن‌ محمد بن‌ حسن‌ قمی‌، معاصر شیخ‌ صدوق‌، در كتاب‌ تاریخ‌ قم‌ از كتاب‌ مونس‌ الحزین‌ فی‌ معرفة‌ الحق‌ و الیقین‌ ـ از تألیفات‌ شیخ‌ صدوق‌ـ بنای‌ مسجد جمكران‌ را به‌ این‌ عبارت‌ نقل‌ كرده‌ است‌:

شیخ‌ عفیف‌ صالح‌ «حسن‌ بن‌ مثلة‌ جمكرانی»‌ می‌گوید:

شب‌ سه‌ شنبه‌، هفدهم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ 393 هجری‌، در سرای‌ خود خوابيده‌ بودم‌ كه‌ جماعتی‌ به‌ درِ سرای‌ من‌ آمدند. نيمی‌ از شب‌ گذشته‌ بود؛ مرا بیدار كردند و گفتند: «برخیز و امر امام‌ مهدی‌ (عج)‌ را اجابت‌ كن‌ كه‌ تو را می‌خواند.»

حسن‌ بن‌ مثله‌ به نزد امام زمان (عج) و حضرت خضر در مكان مسجد رفت.

حسن‌ بن‌ مثله‌ می‌گوید: «من‌ برخاستم‌ و آماده‌ شدم‌» چون‌ به‌ در سرای‌ رسیدم‌، جماعتی‌ از بزرگان‌ را دیدم‌، سلام‌ كردم‌. جواب‌ دادند و خوشامد گفتند و مرا به‌ آن‌ جایگاه‌ كه‌ اكنون‌ مسجد (جمكران‌) است‌، آوردند.»

چون‌ نیك‌ نگاه‌ كردم‌، دیدم‌ تختی‌ نهاده‌ و فرشی‌ نیكو بر آن‌ تخت‌ گسترده‌ و بالش‌های‌ نیكو نهاده‌ و جوانی‌ سی‌ ساله‌، بر روی‌ تخت‌ بر چهار بالش‌ تكیه‌ كرده‌، پیر مردی‌ هم در مقابل‌ او نشسته‌، كتابی‌ در دست‌ گرفته‌ بر آن‌ جوان‌ می‌خواند.

بیش‌ از شصت‌ مرد كه‌ برخی‌ جامة‌ سفید و برخی‌ جامة‌ سبز بر تن‌ داشتند، برگرد او روی‌ زمین‌ نماز می‌خواندند.

 آن‌ پیر مرد كه‌ حضرت‌ خضر (ع) بود، مرا نشاند؛ حضرت‌ مهدي‌ (عج) مرا به‌ نام‌ خود خواند و فرمود: «برو به‌ حسن‌ مسلم بگو: «تو، چند سال‌ است‌ كه‌ این‌ زمین‌ را عمارت‌ می‌كنی‌ و ما خراب‌ می‌كنیم‌. پنج‌ سال‌ زراعت‌ كردی‌ و امسال‌ دیگر باره‌ شروع‌ كردی‌، عمارت‌ می‌كنی‌، رخصت‌ نیست‌ كه‌ تو دیگر در این‌ زمین‌ زراعت‌ كنی‌، باید هرچه‌ از این‌ زمین‌ منفعت‌ برده‌ای‌، برگردانی‌ تا در این‌ موضع‌ مسجد بنا كنند.»

حق‌ تعالی‌ زمين جمكران را از زمین‌های‌ دیگر برگزیده‌ و شریف‌ گردانيده‌ است‌

به‌ حسن‌ مسلم‌ بگو: «این‌ جا، زمین‌ شریفی‌ است‌ و حق‌ تعالی‌ این‌ زمین‌ را از زمین‌های‌ دیگر برگزیده‌ و شریف‌ كرده‌ است‌، تو آن‌ را گرفته‌ به‌ زمین‌ خود ملحق‌ كرده‌ای‌! خداوند، دو پسر جوان‌ از تو گرفت‌ و هنوز هم‌ متنبّه‌ نشده‌ای‌! اگراز این‌ كار بر حذر نشوی‌، نقمت‌ خداوند، از ناحیه‌ای‌ كه‌ گمان‌ نمی‌بری‌ بر تو فرو می‌ریزد.»

حسن‌ بن‌ مثله‌ عرض‌ كرد: «سیّد و مولای‌ من‌! مرا در این‌ باره‌، نشانی‌ لازم‌ است‌؛ زیرا مردم‌ سخن‌ مرا بدون‌ نشانه‌ و دلیل‌ نمی‌پذیرند» امام‌ (عج) فرمود: «تو برو رسالت‌ خود را انجام‌ بده‌، ما خودمان نشانه‌هايي براي آن قرار مي‌دهيم.»

به‌ نزد سیّد ابوالحسن‌ برو و بگو تا برخیزد حسن مسلم را احضار كند و منفعت‌ چند ساله‌ را از او بگیرد و به‌ دیگران‌ دهد تا با آن بنای‌ مسجد بنهند و باقی‌ وجوه‌ را از رهق به‌ ناحیة‌ اردهال‌ كه‌ ملك‌ ما است‌، بیاورد و مسجد را تمام‌ كند و نصفِ رهق‌ را بر این‌ مسجد وقف‌ كردیم‌ كه‌ هر ساله‌ وجوه‌ آن‌ را بیاورند و صرف‌ عمارت‌ مسجد كنند.

امام زمان: به مردم‌ بگو این‌ مكان را عزیز بدارند و چهار ركعت‌ نماز در آن بگذارند
 
به مردم‌ بگو به‌ این‌ موضع‌ رغبت‌ كنند و آن را عزیز بدارند و چهار ركعت‌ نماز در این‌ جا بگذارند؛ دو ركعت‌ به نيت نماز تحیّت‌ مسجد، در هر ركعتی یك‌ بار «سورة‌ حمد» و هفت‌ بار سورة‌ «قل‌ هو الله احد» بخوانند و تسبیح‌ ركوع‌ و سجود را، هفت‌ بار بگویند.

همچنين دو ركعت‌ نماز به نيت صاحب‌ الزمان‌ بگذارند، بدين صورت‌ كه‌ سورة‌ حمد را شروع مي‌كنيم چون‌ به‌ «ایّاك‌ نعبد و ایّاك‌ نستعین‌» برسند، آن‌ را صد بار بگویند و بعد از آن‌ فاتحه‌ را تا آخر بخوانند. ركعت‌ دوم‌ را نیز به‌ همین‌ طریق‌ انجام‌ دهند. تسبیح‌ ركوع‌ و سجود را نیز هفت‌ بار بگویند. هنگامی‌ كه‌ نماز تمام‌ شد، تهلیل‌ (یعنی‌، لا إله‌ الاّ الله) بگویند و تسبیح‌ فاطمة‌ زهرا (ع) را بگویند. آن‌ گاه‌ سر بر سجده‌ نهاده‌، صد بار صلوات‌ بر پیغمبر و آل‌اش‌، صلوات‌ الله علیهم‌، بفرستند.»

امام مهدي (عج): نماز خواندن در مسجد جمكران همانند نماز در خانة‌ كعبه‌ است‌
 
آنگاه امام مهدي (عج) فرمودند: «فَمَنْ صلاّهما، فكأنّما صلّی‌ فی‌ البیت‌ العتیق‌»؛ هركس‌ این‌ دو ركعت‌ (یا این‌ دو نماز) را بخواند، گویی‌ در خانة‌ كعبه‌ آن‌ را خوانده‌ است‌.

حسن‌ بن‌ مثله‌ می‌گوید: «در دل‌ خود گفتم‌ كه‌ تو این‌ جا را یك‌ زمین‌ عادی‌ خیال‌ می‌كنی‌، این‌ جا مسجد حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌ (عج) است‌.» پس‌ آن‌ حضرت‌ به‌ من‌ اشاره‌ كردند كه‌ برو!

چون‌ مقداری‌ راه‌ پیمودم‌، بار دیگر مرا صدا كردند و فرمودند: «در گلّة‌ جعفر كاشانی، بُزی‌ است باید آن‌ بز را بخری‌. اگر مردم‌ پول‌اش‌ را دادند، با پول‌ آن‌ خریداری‌ كن‌ و گرنه‌ پول‌اش‌ را خودت‌ پرداخت‌ كن‌. فردا شب‌ آن‌ بُز را بیاور و در این‌ موضع‌ ذبح‌ كن‌. آن‌ گاه‌ روز چهارشنبه‌ هجدهم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌، گوشت‌ آن‌ بُز را بر بیماران‌ و كسانی‌ كه‌ مرض‌ صعب‌ العلاج‌ دارند، انفاق‌ كن‌ كه‌ حق‌ تعالی‌ همه‌ را شفا دهد.

آن‌ بُز، ابلق‌ است‌. موهای‌ بسیار دارد. هفت‌ نشان‌ سفید و سیاه‌، هر یكی‌ به‌ اندازة‌ یك‌ درهم‌، در دو طرف‌ آن‌ است‌ كه‌ سه‌ نشان‌ در یك‌ طرف‌ و چهار نشان‌ در طرف‌ دیگر آن‌ است‌.»

آن‌ گاه‌ به‌ راه‌ افتادم‌. یك‌ بار دیگر مرا فرا خواند و فرمود: «هفت‌ روز یا هفتاد روز ما در اینجاییم‌.»

حسن‌ بن‌ مثله‌ می‌گوید: «من‌، به‌ خانه‌ رفتم‌ و همة‌ شب‌ را در اندیشه‌ بودم‌ تا صبح‌ طلوع‌ كرد. نماز صبح‌ خواندم‌ و به‌ نزد «علی‌ المنذر» رفتم‌ و ماجرا‌ را با او در میان‌ نهادم‌ و همراه‌ علی‌ منذر به‌ جایگاه‌ دیشب‌ رفتیم‌. پس‌ او گفت‌: «به‌ خدا سوگند كه‌ نشان‌ و علامتی‌ كه‌ امام‌ (عج)  فرموده‌ بود، این‌ جا نهاده‌ است‌ و آن‌، این‌ كه‌ حدود مسجد، با میخ‌ها و زنجیرها مشخص‌ شده‌ است‌.»

آن‌ گاه‌ به‌ نزد سیّد ابوالحسن‌ الرضا رفتیم‌؛ چون‌ به‌ سرای‌ وی‌ رسیدیم‌ خادمان‌ او‌ گفتند: «شما از جمكران‌ هستید؟» گفتیم‌: «آری‌». پس‌ گفتند: «سيد ابوالحسن از سحر ‌در انتظار شما است‌.»

پس‌ وارد شدم‌ و سلام‌ گفتم‌. جواب‌ نیكو داد و بسیار احترام‌ كرد و مرا در جای‌ نیكو نشانید. پیش‌ از آن‌ كه‌ من‌ سخن‌ بگویم‌، او سخن‌ آغاز كرد و گفت‌: «ای‌ حسن‌ بن‌ مثله‌! من‌ خوابیده‌ بودم. شخصی‌ در عالم‌ رؤیا به‌ من‌ گفت‌:

«شخصی‌ به‌ نام‌ حسن‌ بن‌ مثله‌، بامدادان‌ از جمكران‌ پیش‌ تو خواهد آمد، آن‌ چه‌ بگوید اعتماد كن‌ و گفتارش‌ را تصدیق‌ كن‌ كه‌ سخن‌ او، سخن‌ ما است‌. هرگز، سخن‌ او را ردّ نكن‌». از خواب‌ بیدار شدم‌ و تا این‌ ساعت‌ در انتظار تو بودم‌.

حسن‌ بن‌ مثله‌، داستان‌ را مشروحاً برای‌ او نقل‌ كرد. سید ابوالحسن‌، دستور داد بر اسب‌ها زین‌ نهادند و بيرون آوردند و به‌ سوی‌ دِه‌ (جمكران‌) رهسپار گردیدند؛ و‌ به‌ نزدیك‌ دِه‌ رسیدند، جعفر شبان‌ را دیدند كه‌ گله‌اش‌ را در كنار راه‌ به‌ چرا آورده‌ بود.
 
در مكان مسجد گوسفندي ذبح شد كه گوشت آن هر مرضي را شفا مي داد
 
حسن‌ بن‌ مثله‌، به‌ میان‌ گله‌ رفت‌ آن‌ بز كه‌ از پشت‌ سر گله‌ مي‌آمد، به‌ سویش‌ دوید. حسن‌ بن‌ مثله‌، آن‌ بُز را گرفت‌ و خواست‌ پولش‌ را پرداخت‌ كند كه‌ جعفر گفت‌: «به‌ خدا سوگند! تا به‌ امروز، من‌ این‌ بز را ندیده‌ بودم‌ و هرگز در گلة‌ من‌ نبود، جز امروز كه‌ در میان‌ گله‌، آن‌ را دیدم‌ و هرچند خواستم‌ كه‌ آن‌ را بگیرم‌، میسّر نشد.»

آن‌ بُز را به‌ جایگاه‌ آوردند و در آن‌ جا سر بریدند.

سید ابوالحسن‌ الرضا به‌ آن‌ محل‌ معهود آمد و حسن‌ بن‌ مسلم‌ را احضار كرد و منافع‌ زمین‌ را از او گرفت‌.

آن‌ گاه‌ وجوه‌ رهق‌ را نیز از اهالی‌ آن‌ جا گرفتند و به‌ ساختمان‌ مسجد پرداختند و سقف‌ مسجد را با چوب‌ پوشانیدند.

سید ابوالحسن‌ الرضا، زنجیرها و میخ‌ها را به‌ قم‌ آورد و در خانة‌ خود نگهداری‌ كرد. هر بیماری‌ صعب‌ العلاجی‌ كه‌ خود را به‌ این‌ زنجیرها می‌مالید، فورا شفا می‌یافت‌ ولي پس از فوت سيد ابوالحسن‌، وفات‌ كرد آن زنجیرها پنهان گشته و ديگر كسي آنها را نديد.

منبع‌شناسی‌ مسجد جمكران‌

منابع‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ به‌ فرمان‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌، ارواحنا فداه‌ بر اساس‌ تسلسل‌ زمانی‌، به‌ شرح‌ زیر است‌:

 1. نخستین‌ كسی‌ كه‌ این‌ داستان‌ را در كتاب‌ خود آورده‌، ابو جعفر محمد بن‌ علی‌ بن‌ بابویه‌، مشهور به‌ شیخ‌ صدوق‌ (متوفای‌ 381هجری‌) است‌. ایشان‌، مشروح‌ آن‌ را در كتاب‌ مونس‌ الحزین‌ فی‌ معرفة‌ الحق‌ و الیقین‌ درج‌ كرده‌ است‌.

باتوجه‌ به‌ این‌ كه‌ تأسیس‌ این‌ مسجد در عصر شیخ‌ صدوق‌ واقع‌ شده‌ و ایشان‌ در قم‌ زندگی‌ می‌كرد، طبعاً همة‌ جزئیات‌ آن‌ را بدون‌ واسطه‌ از حسن‌ بن‌ مثله‌، و سیّد ابوالحسن‌ الرضا و دیگر شاهدان‌ عینی‌، شنیده‌ و نقل‌ كرده‌ است‌.
 
كتاب‌ مونس‌ الحزین‌، همانند ده ها اثر گران‌ بهای‌ دیگر شیخ‌ صدوق‌، در طول‌ زمان‌، از بین‌ رفته‌ و به‌ دست‌ ما نرسیده‌ است‌.

2. حسن‌ بن‌ محمد بن‌ حسن‌ قمی‌، معاصر شیخ‌ صدوق‌، صاحب‌ كتاب‌ گران‌ سنگ‌ تاریخ‌ قم‌، شرح‌ آن‌ واقعه‌ را از كتاب‌ شیخ‌ صدوق‌ نقل‌ كرده‌ است‌.

كتاب‌ تاریخ‌ قم‌ در عصر شیخ‌ صدوق‌، به‌ سال‌ 378 هجری‌، در بیست‌ باب‌ به‌ رشتة‌ تحریر درآمده‌ است‌.
 
3. حسن‌ بن‌ علی‌ بن‌ حسن‌ بن‌ عبدالملك‌ قمی‌، به‌ سال‌ 865 هجری‌ آن‌ را به‌ فارسی‌ ترجمه‌ كرده‌ است‌. 
 
4. متن‌ عربی‌ كتاب‌، به‌ دست‌ مولی‌ محمد باقر مجلسی‌، (متوفای‌ 1110 هجری‌) نرسیده‌، ولی‌ ترجمة‌ فارسی‌ آن‌ به‌ دست‌ ایشان‌ رسیده‌ و احادیث‌ مربوط‌ به‌ قم‌ را در جلد «السماء و العالم‌» از آن‌ روایت‌ كرده‌ است‌. 

5. سید نعمت‌ الله جزائری‌، صاحب‌ انوار نعمانیه‌ (متوفای‌ 1112هجری‌) ترجمة‌ فارسی‌ آن‌ را دیده‌ و داستان‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را با خط‌ خود، از آن‌ استنساخ‌ كرده‌ است‌. 

6. شاگرد فرزانة‌ علامه‌ مجلسی‌، میرزا عبدالله افندی‌، (متوفای‌ 1130هجری‌) نسخه‌ای‌ از ترجمة‌ فارسی‌ آن‌ را در بیست‌ باب‌، در قم‌ مشاهده‌ كرده‌ و گزارش‌ آن‌ را در تألیف‌ گران‌ های‌ خود آورده‌ و تصریح‌ كرده‌ كه‌ این‌ ترجمه‌، به‌ سال‌ 865 هجری‌، به‌ دستور خواجه‌ فخرالدین‌ ابراهیم‌، انجام‌ یافته‌ است‌. 

7. سید امیر محمد اشرف‌، معاصر و شاگرد علامه‌ مجلسی‌، صاحب‌ كتاب‌ فضائل‌ السادات‌ (متوفای‌ 1145هجری‌) متن‌ عربی‌ آن‌ را دیده‌ و از آن‌ نقل‌ كرده‌ است‌. 

8. سید محمد بن‌ محمد هاشم‌ رضوی‌ قمی‌، به‌ سال‌ 1179 هجری‌، بنا به‌ خواهش‌ محمد صالح‌ معلم‌ قمی‌، كتابی‌ در این‌ رابطه‌ تألیف‌ كرده‌ و آن‌ را خلاصة‌ البلدان‌ نام‌ نهاده‌ است‌. این‌ كتاب‌، احادیث‌ مربوط‌ به‌ شرافت‌ قم‌ و تاریخچة‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را در بر دارد. 

9. محمد علی‌ كرمانشاهی‌، فرزند وحید بهبهانی‌، (متوفای‌ 1216 هجری‌) به‌ متن‌ عربی‌ تاریخ‌ قم‌ دست‌ رسی‌ داشته‌ و در حاشیة‌ خود بر كتاب‌ نقد الرجال‌ تفرشی‌، شرح‌ حال‌ «حسن‌ بن‌ مثله‌» و خلاصة‌ داستان‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را به‌ نقل‌ از متن‌ عربی‌ آن‌ آورده‌ است‌. 

10. محقق‌ و متتبع‌ بی‌نظیر، میرزا حسین‌ نوری‌، موفای‌ 1320هجری‌، پس‌ از جست‌ و جوی‌ فراوان‌، به‌ هشت‌ باب‌ از ترجمة‌ تاریخ‌ قم‌ دست‌ یافته‌ (جنة‌ المأوی‌، ص‌ 47 و بحار، ج‌ 53، ص‌ 234) و مشروح‌ داستان‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را از ترجمة‌ تاریخ‌ قم‌، از روی‌ دست‌ خط‌ سید نعمت‌ الله جزائری‌، در آثار ارزش‌مند خود آورده‌ است‌.

11. شیخ‌ محمد علی‌ كچویی‌ قمی‌ (متوفای‌ 1335هجری‌) مشروح‌ آن‌ را از كتاب‌های‌ خلاصة‌ البلدان‌، نجم‌ ثاقب‌، كلمة‌ طیّبه‌، در كتاب‌ ارزش‌مند أنوار المشعشعین‌، چاپ‌ قم‌، كتابخانة‌ آیت‌ الله مرعشی‌، 1423 هجری‌، ج‌ اول‌، ص‌ 441 ـ 449 (چاپ‌ سنگی‌ 1327 هجری‌، جلد اول‌، ص‌ 184 ـ 189)، نقل‌ كرده‌ است‌.

12. حاج‌ شیخ‌ علی‌ یزدی‌ حائری‌ (متوفای‌ 1333هجری‌) مشروح‌ آن‌ را در كتاب‌ الزام‌ الناصب‌، چاپ‌ بیروت‌، مؤسسة‌ اعلمی‌، 1397 هجری‌، جلد دوم‌، ص‌ 58 ـ 62، به‌ نقل‌ از محدث‌ نوری‌، از ترجمه‌ تاریخ‌ قم‌ آورده‌ است‌.
 
13. همة‌ كسانی‌ كه‌ بعد از محدث‌ نوری‌ دربارة‌ تاریخ‌ قم‌ كتاب‌ نوشته‌اند، مشروح‌ داستان‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را از ایشان‌ نقل‌ كرده‌اند. شیخ‌ محمد حسن‌ ناصر الشریعه‌، متوفای‌ 1380 هجری‌، در تاریخ‌ قم‌، چاپ‌ قم‌، مؤسسة‌ مطبوعاتی‌ دار العلم‌ 1342 شمسی‌، ص‌ 147 ـ 156، یكی‌ از آن‌ افراد است‌.

منبع: كتاب «مسجد مقدس جمكران؛ تجلي‌گاه صاحب‌الزمان»؛‌ سيد جعفر ميرعظيمي
 
پربازدیدترین آخرین اخبار