ابولهب از سنگيني داغ شكست بدر، جان داد
کد خبر:۱۴۱۹۷۹
نگاهي كوتاه بر جنگ بدر

ابولهب از سنگيني داغ شكست بدر، جان داد

پيروزي مسلمانان در جنگ بدر و شكست سنگيني كه به كفار تحميل شد چنان بر اهل مكه سنگين آمد كه در تاريخ آمده ابولهب از شدت خشم تب كرده و سه روز بعد مرد؛ بي شك پيروزي در اين جنگ بدون امداد غيبي ميسر نبود.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ ميان مكه و مدينه چاه هايي براي استفاده كاروانيان بود به نام بدر كه هنوز هم آثار آن باقي است. قريش كالاهاي تجاري خود را به شام و بالعكس از آنجا عبور مي داند.

مهاجران نتوانستد اموال و زندگي خود را به مدينه بياورند و مشركان آن اموال را تصرف كرده بودند علاوه بر اين هر روز خبر مي رسيد كه كسان مهاجران در مكه مورد آزار قرار مي گيرند و مشركان قصد حمله به مدينه را دارند.

از طرفي ديگر مادامي كه مكه در دست مشركان بود و مركز بت ها، اسلام نشو و نمايي نمي يافت. در اين شرايط خبر رسيد كه ابوسفيان پدر معاويه با چهل نفر از بزرگان قريش، كاروان تجاري مكه را به شام مي برد و به آب هاي بدر نزديك شده است.
 
مسلمانان به فكر افتادند كه اموال اين كاروان را در مقابل اموالي كه از آنان ضبط شده است، مصادره كنند.
 
ابوسفيان به قصد مسلمانان پي برد و مسير كاروان را تغيير داد. پيامبر (ص) حمله را به بعدموكول كرده و منتظر شدند تا كاروان را در مسير بازگشت از شام غافلگير كنند.

شب موعود فرا رسيد و سپاه 313 نفره اي از مدينه به سوي بدر حركت كرد. تمام دارايي اين سپاه 2 اسب و 70 شتر بود كه هر سه نفر يك شتر و آذوقه بسيار ناچيزي به همراه داشتند ولي نيروي ايمان كامل بود.
 
وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( آل عمران- 123)
 
ابوسفيان كه از حمله مسلمانان خبر دار شد شخصي را به مكه فرستاد تا قريش را از تصميم پيامبر آگاه سازد او براي تحريك احساسات مردم گوش هاي شتر خود را بريده پيراهن خود را پاره كرده و فرياد بر آورد كه محمد براي اموال شما كمين كرده است.
 
سرانجام 950 نفر مسلح به سوي بدر حركت كردند تا اين كه دو سپاه در بدر به هم رسيدند. مسلمانان ديدند به جاي 40 نفر با 950 نفر مسلح رو به رو شده اند و راه بازگشتي ندارند.
 
تا اين كه رسول خدا (ص) با ياران خود درباره اينكه آيا جنگ نكرده به مدينه بازگرديم يا به آنها با توكل بر خدا بتازيم مشورت كردند. ياران يك صدا گفتند: «هر چه امر كني همان كنيم» پيامبر(ص) دست به دعا برداشتند:
 
« بارالها! اگر اين عده معدود از بين روند ديگر كسي به عنوان مسلمان باقي نمي ماند.»
 
و خداوند نيز در قرآن مي فرمايد:

إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِينَ (انفال- 9)
 
وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ (انفال -44)
 
و به ياد آور زماني را كه چون با دشمن برخورديد، خداوند دشمنان را در نظر شما كم جلوه داد و شما را نيز در ديدگان آنان اندك نشان داد اين كار براي آن بود كه كار شدني اي كه خواست خدا بود انجام گيرد.
 
سپيده دم سپاه اسلام صف آرايي شد و دو قهرمان به نام حضرت علي (ع) و حمزه عموي پيامبر (ص) در ميدان جنگ شركت كرده و بقيه را مبارزه ترغيب مي نمودند.
 
تعداد شهداي مسلمانان در اين جنگ چهارده تن بودند و از كفار 70 نفر كشته و 70 نفر اسير شدند. در ميان كشته هاي قريش بزرگاني چون ابوجهل و عقبه ديده مي شد.
 
بعد از كشته شدن وليد و عقبه و برخي بزرگان ديگر ترس و رعب در دل كفار افتاد. ابوجهل قريش را به ادامه مبارزه تحريك مي كرد. به نقل از روايات ائمه (ع) در اين جنگ شيطان به صورت سراقه بن مالك (از سرشناسان قبيله بني كنانه) در آمده و به قريش گفت: اني جارلكم فادبغوالي رايتكم. 
 
پس از شكست، كفار مكه به او مي گفتند: «تو سبب شكست ما شدي» و او قسم مي خورد كه از مكه بيرون نيامده است و معلوم شد كه شيطان به چهره سراقه، به آنان وعده پيروزي داده و پرچم درايت كفار به دست گرفته و پيش روي صف كفار مي دويده و كفار را بر جنگ قوي دل مي كرده است و سپس فرار كرده است.

وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ (انفال-48)
 
باران باريد و زير پاي مسلمانان شنزار بود محكم تر شد. زيرپاي دشمن خاك رس بود و لغزنده گرديد!
 
باد وزيد ولي از پشت سر مسلمانان و به روي كفار و آنها را كلافه كرد. پيامبر(ص) شن ها را برداشته و به سوي آنها پرتاب كرد كه به امر خدا باد آنها را به چشم دشمن كوفت.
 
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (انفال -17)

و به اين ترتيب بود كه دشمن شكست خورده و فرار كرد.
 
به دستور پيامبر (ص) گودالي حفر شد و كشته ها را در آن ريختند سپس حضرت  خطاب به آنان فرمودند: «آنچه را خدا وعده داده حق يافتيم آيا شما ديديد آنچه خدا گفته بود؟ » سپس با غنايم و اسيران به مدينه بازگشتند.
 
اهل مكه از اين شكست چنان محزون شدند كه ابولهب از شدت خشم تب كرده و سه روز بعد مرد. بي شك پيروزي در اين جنگ بدون امداد غيبي ميسر نبود.
 
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُونَ
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» (انفال-45و46)
 
منابع

1- منتهي الاآمال . حاج شيخ عباس قمي

2- تفسير نور . جلد 2 و 4 محسن قرائتي

3- لولاك يا محمد . ابوالفضل بهرام پور
 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار