از «کیروشیپور» تا منتقد امروز؛ این استاندارد دوگانه چیست؟
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، هیچکس منکر حق نقد نیست. اتفاقاً تیم ملی، کادر فنی و حتی فدراسیون فوتبال به ریاست مهدی تاج باید در برابر عملکرد خود پاسخگو باشند و نقد فنی و منطقی لازمه پیشرفت فوتبال است. اما میان نقد و تخریب تفاوت وجود دارد.
اگر تیم ملی عملکرد خوبی ارائه میدهد، باید همانقدر که از نقاط ضعفش صحبت میکنیم، نقاط قوتش را هم ببینیم. برای مثال، پس از بازی ایران و بلژیک، میشد گفت ایران نمایش قابل قبولی داشت؛ اما اینکه برای کمرنگ کردن عملکرد تیم، صرفاً گفته شود «بلژیک تیم ضعیفی بوده و در کشور خودش هم مورد انتقاد قرار میگیرد»، بیشتر شبیه تلاش برای بیارزش جلوه دادن نتیجه است تا یک تحلیل منصفانه.
این نگاه، نوعی استاندارد دوگانه ایجاد میکند؛ یعنی اگر تیم ملی ببرد یا خوب بازی کند، باز هم باید مورد حمله قرار بگیرد، چون نتیجه با روایت از پیش تعیینشده برخی تحلیلها همخوانی ندارد. این رویکرد نه به فوتبال ایران کمک میکند و نه به افزایش آگاهی مخاطب.
نکته دیگر اینکه اگر معیار، فوتبال زیبا و پیشرفت فنی است، چرا در دوران کارلوس کیروش بسیاری از همین نقدها مطرح نمیشد؟ مگر فوتبال ایران در آن دوره به فوتبال هجومی و جذاب مشهور بود؟ تیم ملی آن زمان نیز بارها به دلیل سبک دفاعی و محتاطانه مورد انتقاد کارشناسان قرار میگرفت، اما عادل فردوسیپور معمولاً از کیروش حمایت میکرد؛ تا جایی که برخی منتقدان لقب «کیروشیپور» را برای او انتخاب کردند.
انتقاد زمانی ارزشمند است که برای همه یک معیار داشته باشد؛ نه اینکه بسته به افراد و سلیقهها تغییر کند. اگر امروز تیم ملی، فدراسیون یا سرمربی شایسته نقد هستند، باید نقد شوند؛ اما اگر عملکرد مثبتی هم دارند، انصاف حکم میکند همان را نیز بیان کنیم. فوتبال بیش از هر چیز به تحلیل منصفانه نیاز دارد، نه قضاوتهای از پیش تعیین شده.
انتهای پیام/