کد خبر:۱۴۲۴۶۵
به مناسبت سالروز شهادت اسدلله لاجوردي؛
لاجوردي سپر بلاي رهبري شد
لاجوردي به دليل سختگيري با منافقين مورد انتقاد افرادي چون منتظري و باند مهدي هاشمي بود؛ در حاليكه اين اقدامات به دستور مستقیم امام بود و به رغم آنکه امام فرموده بودند که به شورای عالی قضایی بگوید این دستور از جانب ایشان است اما معتقد بود که وي باید سپر بلای رهبری باشد و نه بالعکس.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ شهید لاجوردي نه تنها در دوران اوايل انقلاب مظلوم بود و مورد انتقاد افراد بسياري قرار گرفت، بلكه هنوز هم مظلوم است؛ چرا كه مجيد انصاري مدعي شده بود كه لاجوردي به دليل برخي تندرويها از سوي امام كنار گذاشته شد.
وي در خاطراتش میگوید: وقتی که مسئله امام مطرح شد واقعاً مثل خورشیدی که تمام زوایای تاریک را روشن کند برای من امام اینگونه بود؛ به طوری که اصل دید و بینش من نسبت به مسائل سیاسی بصورت دیگری در آمده بود.
به دستور حضرت امام خمینی (ره) جمع وي و یارانش در کنار دو گروه مبارز دیگر قرار گرفت و «موتلفه اسلامی» را تشکل داد و دوران فعالیت وي در موتلفه اسلامی دوران اعتماد مکرر امام به او و یارانش و وفاداری مکرر ایشان به امام بود.
شهید لاجوردی در خصوص آغاز به کار موتلفه و همراهی با افراد دیگر گروهها میگوید: خیلی سریع توانستیم با اینها جوش بخوریم و ائتلاف کنیم و این به خاطر توصیههای مکرر امام بود.
لاجوردي مصمم در قطع دست منافقین بود
شهید لاجوردی در دوران پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی با پیشنهاد شهید آیت الله دکتر بهشتی و اعتماد بنیادنگذار کبیر انقلاب به یکی از پرخطرترین سنگرها برای حفظ نظام اسلامی رفت و دادستانی انقلاب اسلامی مرکز را بر عهده گرفت.
لاجوردي با توجه به اينكه مدتها در زندان بسر برده بود و منافقين را از نزديك ميشناخت، شخص مناسبي براي اين پست به حساب ميآمد و بهرغم بی مهری برخی مسئولان، با حمایتهای امام(ره) به قطع دست منافقین و تلاش برای باز گرداندن فریب خوردگان به دامان اسلام پرداخت.
لاجوردي معتقد بود بايد سپر بلاي رهبري باشد
لاجوردي در برخورد با سازمان مجاهدين خلق سرسخت بود و خطر تبديل سازمان مجاهدين انقلاب را از قبل هشدار داده بود؛ لذا سرسختی او در سفارشناپذیری و برخورد برابر با تمام متهمان بدون در نظر گرفتن وابستگی آنها باعث شد، چهرههایی همچون منتظری و برخی از مسئولان قضایی وقت بدنبال عزل وي برآیند؛ اتفاقی که سرانجام دیماه 1363 افتاد.
وي به سبب برخی از اقداماتش که به دستور مستقیم امام انجام داده بود، مورد انتقاد قرار گرفت، ولی به رغم آنکه رهبر فقیه انقلاب خود فرموده بودند که به شورای عالی قضایی بگوید این دستور از جانب ایشان است، لاجوردی معتقد بود که وي باید سپر بلای رهبری باشد و نه بالعکس؛ موضوعی که بعدها یادگار امام بدان شهادت داد.
لاجوردی در مراسم تودیع خود چنین ميگويد: «شما هم میدانید که من آدمی نیستم که کوتاه بیایم فقط یک جا کوتاه میآیم که این را هم بارها گفتم امام اگر به من بگوبد برو در آتش- من دلم میخواهد یک دفعه امام این را امتحان کنند، اگر آتش روشن بکنند این وسط هم به من بگویند برو در آتش- بدون پروا میروم در آتش.»
امام(ره) لاجوردي را سنگ محک مقابله با منافقین مطرح كردند
اگر چه امام به دليل مصالح نظام در آن مقطع زماني سکوت فرمودند، اما وقتی زمان آن فرا رسید به بهانه دفاع از فرزندشان – سيد احمد - در برابر اتهام همفکری با منافقین، لاجوردی را بعنوان سنگ محک مقابله با منافقین مطرح كرده و فرمودند: «در امور سیاسی مدتی تهمتها زده شد که احمد طرفدار منافقین است و من در طول مدت انقلاب مخالفتهایی از او دیدم که دیگران بر آن شدت و قاطعیت نبودند و در این آخر که قضیه زندان اوین پیش آمد و شکایاتی از آقای لاجوردی شد و مخالفتهایی میشد، غیر از احمد کسی را ندیدم که بیشتر از آقای لاجوردی طرفداری کند و دفاع نماید و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریباً فاجعه میدانست.»
مقام معظم رهبري: شهید لاجوردی، مرد پولادین است
شهید لاجوردی در دوران رهبر معظم انقلاب نیز در اوج ولایت پذیری بود؛ طوريكه مقام معظم رهبری در خصوص سابقه دولتی با شهید لاجوردی در جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه تربيت مدرس در شهريور سال 1377 میفرمایند: «من از وقتی که آشنایی با مرحوم شهید لاجوردی را به یاد میآورم که خیال میکنم از نزدیک و به صورت مشخص از اواسط دهه چهل بود، ایشان را در حال مبارزه صادقانه بیاد میآورم.
من یادم است که آن وقتها جریانی اتفاق افتاده بود و مرحوم لاجوردی جایی حمله کرده بودند، بعد از مدت کوتاهی دستگیر شدند در جمع دوستان ما گفته میشد که این مرد، مرد پولادین است؛ آدم خسته نشو است. تصویری که از آقای لاجوردی در ذهن ما بود تصویر یک انسان خسته نشو، صادق و با استقامت بود، البته دوستان ما در آن زمان خیلی بودند و آدمهای صادق، مومن و ثابت قدم در این میانه کم نبودند؛ مرحوم لاجوردی چهرهای برجسته بود. بعد از انقلاب هم همینطور بود.»
شهید لاجوردی در دوران بعد از انقلاب و پیش از رهبری معظم له نیز ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با ایشان داشت که یکی از مظاهر آن حضور در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بود.
لاجوردی تا آخرین لحظات به توصیه درباره رهبر معظم انقلاب پرداخت
با این حال لاجوردی در اوج ادب در برابر ولایت بود تا آنجا که خانواده او نقل میکنند که پای خود را به سوی عکس رهبر فرزانه انقلاب نیز دراز نمیکرد.
وي تا آخرین لحظه عمرش نیز به توصیه درباره رهبر معظم انقلاب پرداخت، آنچنان که همراه لحظههای عروج وی میگوید در پاسخ شهید رئیس اسماعیلی که از برخی برخوردها در جهت تضعیف رهبری در آستانه انتخابات خبرگان گلایه مینماید، میگوید: «همه این گروههایی که به ظاهر هم صدا شدهاند هیچکدام یکدیگر را قبول ندارند و به قدری تضاد در بین اینهاست که اگر این استوانهای که علیه آن شوریدهاند نباشد بدتر از افغانستان خواهد شد.
آقا خیلی با اینها مدارا کردند و تلاش کردند تا به نحوی همه را جذب نمایند و به نوعی از همه گروهها استفاده شود. وجود ایشان است که همه را حفظ کرده است.»
رهبر معظم انقلاب درباره اين شهيد بزرگوار فرمودند: «ایشان از اول انقلاب تا همین شهادتشان همیشه در صراط مستقیم حرکت کرد و ذرهای از طریق مستقیم و خط صحیح انحراف پیدا نکرد. ایشان کار را برای خدا میکرد و اهل تظاهر و اهل نشان دادن نبود.
کار را برای خدا قبول میکرد و برای خدا انجام میداد برای همین بود که هیچ ملاحظهای نمیکرد. بعضیها در کار ممکن است ملاحظه وجهه را بکنند ملاحظه شـأن و آبرو را بکنند بعضیها هستند که این ملاحظه را نمیکنند و شهید عزیز ما شهید لاجوردی از این قبیل بود.»
حقیقتاً اخلاصی که ایشان داشت اخلاص خیلی بالایی بود...
کار لاجوردی دراین مراحل اخلاص به حدی رسید که مقام معظم رهبري نسبت به آن ابراز غبطه کرده و فرمودند: «حاصل مطلب این است که سرنوشت افتخار آمیزی که آقای لاجوردی پیدا کردند؛ سرنوشتی است که مورد حسرت و غبطه همه کسانی است که در این راه بودند. بنده از شهادت آقای لاجوردی خیلی متاثر شدم، از دست دادن و فقدان آسایش برای ما سنگین بود.
یک عنصر مومن، کارآمد، صادق، ریشهدار در این و زمینه انقلابی و مبارزات ایشان، واقعاً عناصر بسیار کمیاب و مغتنمی هستند و از دست دادنشان سخت است و لیکن در عین حال به نظرم رسید که حیف بود آقای لاجوردی جور دیگری از دنیا برود، آقای لاجوردی شایسته این مقام والای شهادت بود.
مقام معظم رهبری در پیام تسلیت رسمی خود شاخصههای این شهید والا مقام را مورد اشاره قرار دادند. ویژگیهایی همچون «سرباز دیرین اسلام»، «مبارز سختکوش راه آزادی»، «اخلاص»، «روشن بین»، «حضور در میدانهای سخت»، «خدمتگذاری برای مردم»، «ادای وظیفه با قدرت، ایثار و به دور از مطامع مادی»، «مومن» و ...
آخرین شهادت ولایت در خصوص مظلومیت لاجوردي
مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه تاسوعای 1379 این گونه بیان درد میفرمایند: «من این درد درونی خودم را فراموش نمیکنم که در یک سال و نیم پیش وقتی که شهید عالی مقام و سید عزیز و بزرگوار شهید لاجوردی به شهادت رسید- کسی که خیلی درخشانی بود، خیلی از مجاهدت او در دوران مبارزات و در دوران اختناق خبر ندارند که این مرد چه کرد و کجاها بود و چگونه زندگی کرد، چه زندانهایی کشید و چه زحمت هایی متحمل شد.
بعد از انقلاب هم بی تظاهرترین کار که سخت ترین هم بود بر دوش گرفت و آخر هم شهید شد – در همان روزها یکی از روزنامه های آلمان نوشت ترور لاجوردی ترور نیست! یعنی آنها هم عنوان ترور را عوض کردند؛ چرا چون به وسیله چهره ناراضیان داخلی انجام گرفته است. تبلیغات رسانه های دنیا این است؟»
مظلوميت لاجوردي نه تنها در رسانههاي خرجي كه در رسانه داخلي هم ...
گویا رهبری همانگونه که لاجوردی در آخرین لحظات گفته بود چشم بر رسانههای داخلی هم داستان با رسانه های خارجی بستند و باز نیز با آنها مدارا کردند، اما مظلومیت لاجوردی در رسانه های داخلی نیز کمتر نبود.
مظلومیتی که همچنان ادامه دارد و منافقین انقلاب به سبب کینهای که از افشاگریهای او در سینه دارند، همچنان این راه را در رسانههایشان در داخل دنبال نمودهاند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰