ملاك پيشرفت علمى‏مان نباید درج مقاله در ISI باشد
کد خبر:۱۴۲۹۷۹
بازخواني بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اساتيد:

ملاك پيشرفت علمى‏مان نباید درج مقاله در ISI باشد

ملاك پيشرفت علمى‏مان را درج مقالات در مجلات آى.اس.آى نبايد قرار بدهيم. ما نمي‌دانيم آنچه كه پيشنهاد مي‌شود، تشويق مي‌شود برايش، آن مقاله‏نويس احترام مي‌شود، دقيقاً همان چيزى باشد كه كشور ما به آن احتياج دارد...
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»؛ حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار خود با استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در هشتم شهریور ماه سال 1388 با بیان اینکه يك نگاه به برنامه كلى علمى در دانشگاه‏ها، نشان دهنده نداشتن نقشه‏ جامع علمى است، فرمودند: آن طورى كه در گزارش ها من به دست مى‏آورم تقسيم توان در برنامه‏ريزى رشته‏هاى گوناگون علمى، يك تقسيم عادلانه و صحيح و منطبق با نياز كشور نيست. يك جاهايى ما رشدهاى چشمگيرى داريم، يك جاهايى اصلاً حركتى مشاهده نمي شود! اين غلط است. اين ناشى از نبود نقشه جامع علمى است.
 
درست است كه در هر رشته‏اى ما پيشرفت بكنيم، مغتنم است، اما اگر مي خواهيم كشور رتبه علمى به معناى واقعى كلمه پيدا كند و علم در كشور نهادينه بشود، بايستى در رشته‏هاى گوناگون علمى - چه در آموزش، چه در پژوهش - توازن و تعادل صحيح و واقعى و عادلانه‏اى ايجاد بكنيم؛ اين جزو نيازهاى ماست.
 
در دهه پیشرفت و عدالت بدون ترديد يك پايه‏ اصلى علم است
 
در دهه پیشرفت و عدالت بدون ترديد يك پايه‏ اصلى علم است؛ گسترش علم و تعميق علم در كشور است. كما اينكه اصل اعلام اين عنوان - عنوان دهه‏ پيشرفت - به پشتگرمى پيشرفتهايى بوده كه در كشور از لحاظ علمى ديده شده؛ يعنى اين اميد بوجود آمده كه ما مي توانيم در ظرف يك دهه، يك پيشرفت چشمگير، يك حركت سريع در زمينه‏هاى علمى داشته باشيم كه بخشى از عقب‏ماندگى‏هاى ما را جبران بكند، بنابراين مسئله‏ علم مهم است. در باب علم و تحقيق، آن بخش عمده هم مربوط به تحقيق است؛ مربوط به پژوهش است.
 
پژوهش اولاً باید مورد اهتمام قرار بگيرد، ثانياً سمت و سوى پرداختن به نيازهاى كشور را پيدا كند؛ يعنى حقيقتاً پژوهشهايى بكنيم كه مورد نياز ماست. ملاك پيشرفت علمى‏مان را درج مقالات در مجلات آى.اس.آى نبايد قرار بدهيم. ما نمي دانيم آنچه كه پيشنهاد مي شود، تشويق مي شود، برايش، آن مقاله‏نويس احترام مي شود، دقيقاً همان چيزى باشد كه كشور ما به آن احتياج دارد.
 
ما خودمان بايد مشخص كنيم كه درباره چى مقاله مي نويسيم، درباره‏ چى تحقيق مي كنيم. البته انعكاس در مجامع جهانى لازم است، ضرورى است و انعكاس هم پيدا خواهد كرد. مقصود اين است كه ما پژوهش را تابع نياز خودمان قرار بدهيم.
 
بسيارى از مباحث علوم انسانى مبتنی بر فلسفه‌هایی است که مبانی آن حيوان انگاشتن انسان است
 
در بين اين مجموعه‏ى عظيم دانشجويى كشور كه حدود سه ميليون و نيم مثلاً دانشجوى دولتى و آزاد و پيام نور و بقيه‏ى دانشگاه‏هاى كشور داريم، حدود دو ميليون اينها دانشجويان علوم انسانى‏اند! اين به يك صورت، انسان را نگران مي كند. ما در زمينه‏ى علوم انسانى، كار بومى، تحقيقات اسلامى چقدر داريم؟ كتاب آماده در زمينه‏هاى علوم انسانى مگر چقدر داريم؟ استاد مبرزى كه معتقد به جهان‏بينى اسلامى باشد و بخواهد جامعه‏شناسى يا روانشناسى يا مديريت يا غيره درس بدهد، مگر چقدر داريم، كه اين همه دانشجو براى اين رشته‏ها مي گيريم؟ اين نگران كننده است.
 
بسيارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‏هايى هستند كه مبنايش ماديگرى است، مبنايش حيوان انگاشتن انسان است، عدم مسئوليت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، اين علوم انسانى را ترجمه كنيم، آنچه را كه غربى‏ها گفتند و نوشتند، عيناً ما همان را بياوريم به جوان خودمان تعليم بدهيم، در واقع شكاكيت و ترديد و بى‏اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزش هاى خودمان را در قالب هاى درسى به جوان ها منتقل كنيم؛ اين چيز خيلى مطلوبى نيست.
 
بعضى از دوستان، اينجا گفتند: ساز و كارهاى كنونى دستگاه‏هاى علمى و فرهنگى كشور، جوابگوى نياز كشور نيست. من به تجربه مي خواهم عرض بكنم، افزايش تشكيلات كمكى به حل مشكلات نمي كند. ما يك تشكيلات ديگر درست كنيم، يك مجموعه‏ى خبرگان دانشگاهى فرض كنيد ايجاد كنيم، اين تراكم منظمه‏هاى گوناگون و تشكل هاى گوناگون دولتى و ادارى براى رسيدن به اين اهداف حقيقتاً كارساز نيست همين تشكل هاى موجود، سازمان هاى موجود را بايد كارآمد كرد.
 
حمايت از دانشگاهيان بايد سياست هميشگى باشد
 
حقيقتاً حمايت از دانشگاهيان بايد سياست هميشگى باشد، اما توجه بشود كه دانشگاهيان در سايه‏ اين حمايتى كه از آنها مي شود - چه حمايت معنوى، چه حمايت مادى - حقيقتاً خودشان را در قبال نسل دانشجو، در قبال آينده علم در كشور، در قبال اصلاح نظام آموزشى - كه حتماً نياز به اصلاح دارد - مسئول بدانند؛ حضورشان را در دانشگاه‏ها تقويت كنند؛ خودشان را در معرض استفاده‏ معنوى و علمى فكرى دانشجويان قرار بدهند.
 
اعتقاد ما به آزادى يك مسئله تاكتيكى نيست؛ يك مسئله‏ى واقعى است. آزادى به همان معنايى كه جمهورى اسلامى تعريف مي كند، نه به معنايى كه غربى‏ها تعريف مي كنند، كه آن، به نظر ما انحراف است. آنجايى كه بايد آزادى باشد، نيست؛ آنجايى كه بايد محدوديت باشد، قيدها گسسته است و آزادى هست! آن را ما مطلقاً قبول نداريم؛ تو رودربايستى غرب هم گير نميكنيم. ما آزادى را با همان مفهوم اسلامى خودش قبول داريم، كه البته تو آن آزادى بيان هست، آزادى رفتار هست، آزادى فكر هست - اين حوادث چندان خلاف انتظار نيست.
 
استادان فرماندهان جنگ نرم هستند
 
اگر در زمينه‏هاى مسائل اجتماعى، مسائل سياسى، مسائل كشور، دانشجوى ما، افسر جوان است، شما كه استاد او هستيد، رتبه‏ى بالاترِ افسر جوانيد؛ شما فرمانده‏اى هستيد كه بايد مسائل كلان را ببينيد؛ دشمن را درست شناسائى بكنيد؛ هدفهاى دشمن را كشف بكنيد؛ احياناً به قرارگاه‏هاى دشمن، آنچنانى كه خود او نداند، سر بكشيد و بر اساس او، طراحى كلان بكنيد و در اين طراحى كلان، حركت كنيد.
 
توقع از اساتيد محترم اين است. جوان هايتان را توجيه كنيد. منظورم اين نيست كه بنشينيد زيد و عمرو سياسى را برايشان معرفى كنيد، نه، به اينها قدرت تحليل بدهيد فضاى كلاس را، فضاى محيط درس و دانشگاه را فضاى اميد كنيد؛ اميد به آينده. بدترين بلايى كه ممكن است بر سر يك نسل در يك كشور بيايد، نااميدى است، يأس است.
 
اميد، آن نيروى عظيمى است كه انسان را پيش مي برد. جوان ما را نااميد كنند از كشورش، از انقلابش، از آينده‏اش، از دولتش، از دانشگاهش، از آينده علمى‏اش، از آينده شغلى‏اش. اين خيلى مضر است. اين كارى است كه در برنامه‏هاى دشمنان ما و مخالفين نظام وجود دارد.
 
به نظر من يكى از كارهاى اساسى اين است. محيط را براى دانشجو، محيط نشاط، محيط اميد، محيط حركت به جلو قرار دهيد.
 
يكى ديگر از كارهايى كه بايد در زمينه مسائل گوناگون اجتماعى و سياسى و علمى انجام بگيرد، ميدان دادن به دانشجوست براى اظهارنظر. از اظهارنظر هيچ نبايد بيمناك بود. اين كرسى‏هاى آزادانديشى كه ما گفتيم، در دانشگاه‏ها بايد تحقق پيدا كند و بايد تشكيل بشود.
 
اگر چنانچه بحث هاى مهم تخصصى در زمينه ‏سياسى، در زمينه‏هاى اجتماعى، در زمينه‏هاى گوناگون حتّى فكرى و مذهبى، در محيط هاى سالمى بين صاحبان توان و قدرتِ بحث مطرح بشود، مطمئناً ضايعاتى كه از كشاندن اين بحث ها به محيط هاى عمومى و اجتماعى ممكن است پيش بيايد، ديگر پيش نخواهد آمد.
 
محيط دانشگاه باید محيط معنويت باشد
 
راجع به معنويت بنده صددرصد موافقم با اينكه بايد محيط دانشگاه، محيط معنويت باشد. اين امنيت و احساس امنيتى هم كه بعضى از دوستان بدرستى بيان كردند، يقيناً با معنويت به دست خواهد آمد. جوان ها را هر چه مي توانيم با خدا، با ياد خدا، با توجه به عالم غيب، با تعبد به مبانى دين و احكام دين و شريعت و تسليم در مقابل احكام الهى، ظرفيت معنويشان را بيشتر كنيم.
 
هرچه اين جوان ما بيشتر متعهد باشد، بيشتر متدين باشد، بيشتر به ياد خدا باشد، بيشتر به خدا احساس نياز كند و دست نياز به سوى خدا بيشتر دراز بكند، عمل او، رفتار او، فكر او، از آسيب كمترى برخوردار خواهد بود و جامعه از او بهره‏ بيشترى خواهد برد. 
پربازدیدترین آخرین اخبار