کد خبر:۱۴۳۲۶۴
بازخواني بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اساتيد:
مسئله علم نبايد به لوكوموتيو غرب متصل باشد
نبايد در مسئله علم، واگن خودمان را به لوكوموتيوغرب ببنديم، اگر اين وابستگى ايجاد شود، يك پيشرفتهايى پيدا خواهد شد؛ ليكن دنبالهروى، نداشتن ابتكار، زير دست بودن معنوى، لازمه قطعى اين چنين پيشروى است؛ و اين جايز نيست.
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»؛ حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار خود با استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در سوم مهر سال 1387 فرمودند: «ما چند پيشفرض داريم. يكى اين است كه پيشرفت علمى، ضرورت حياتى كشور در علوم مختلف است؛ البته رتبهبندى علوم را بعد عرض مي كنيم، كه يكى از كارهاى مهم است.
پيشفرض دوم اين است كه اين پيشرفت علمى، اگرچه كه با فراگيرى علم از كشورها و مراكز پيشرفتهتر علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشك اين است - اما فراگيرى علم يك مسئله است، توليد علم يك مسئله ديگر است.
نبايد ما در مسئله علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم. البته اگر اين وابستگى ايجاد شود، يك پيشرفت هايي پيدا خواهد شد؛ در اين شكى نيست؛ ليكن دنبالهروى، نداشتن ابتكار، زير دست بودن معنوى، لازمه قطعىِ اين چنين پيشروى است؛ و اين جايز نيست.
بنابراين، ما بايد علم را خودمان توليد كنيم و آن را بجوشانيم. هر پلهاى از پلهها كه انسان در مدارج علم بالا برود، او را آماده مي كند براى برداشتن گام بعدى و رفتن به يك پله بالاتر كه اين حركت را بايستى ما از خودمان، در درون خودمان، با استفاده از منابع فكرى و ذخائر ميراث فرهنگى خودمان ادامه بدهيم و داشته باشيم.
سوم اينكه اين پيشرفت علمى بايستى با خودباورى اولاً؛ اميد به موفقيت ثانياً؛ حركت جهادگونه ثالثاً؛ همراه باشد. چون ما فرض را بر اين گذاشتيم كه پيشرفت علمى، بايستى با نگاه بومى و با تكيه به فرهنگ خودمان باشد - فرهنگ ما يعنى اسلام و مواريث ملىِ پسنديدهى ما - و نيز ناظر به نيازهاى كشور.
اين، بايستى مجموعه حركت علمى ما را تشكيل بدهد. ممكن است بعضى خدشه كنند كه آقا مگر مي شود؟ ما بايد اين باور را پيدا كنيم - همين طور كه حالا بعضى از آقايان فرمودند - كه مي توانيم. بدانيم كه وقتى حركت انجام گرفت، اميد رسيدن به موفقيت وجود دارد.
و چهارم اينكه در اين حركت، تنبلى و تنآسائى و محول كردن كار به يكديگر جايز نيست؛ حركت جهادگونه بايد كرد. جهاد فقط در ميدان جنگ نيست، در ميدان علم هم مثل بقيه ميادين زندگى، جهاد لازم است. جهاد يعنى تلاش بىوقفه، همراه با خطرپذيرى - در حد معقول البته - و پيشرفت و اميد به آينده.
پيش رفت در مرزهاي دانش جز تفكرات جامعه علمي كشور است
اينها پيشفرض هاى ماست كه روى اينها چون زياد بحث كردهايم، بارها گفتهايم، تلقى به قبول شده از طرف دانشمندان و اساتيد - امروز هم ملاحظه گرديد كه بعضى از دوستانى كه اينجا بياناتى كردند، به آنچه كه مطالبات اين سال هاى اخير بوده، اشاره كردند - نشاندهنده اين است كه به عنوان يك تفكر، اين پيشرفت علم، فتح قلههاى تازه در علم، نگاه نوآورى در مرزهاى دانش و پيشرفت در مرزها، جزو تفكرات جامعه علمى امروز ماست، كه در او بحثى نيست.
حالا بر اين اساس، نقش استاد چيست؟ اين، بايستى مورد ملاحظه قرار بگيرد. استاد نقش دارد. در دانشگاهها و همچنين در مراكز پژوهشى - يعنى پژوهشكدهها و پژوهشگاهها - استاد داراى نقش زيادى است.
همچنان كه دستگاههاى اجرائى و دولتى هم نقش دارند. ما نمي توانيم نه فقط دستگاههاى دولتى را مخاطب قرار بدهيم، از نقش استاد كه نيروى مياندارِ حاضر در صحنه است، غافل باشيم، نمي توانيم هم به استاد يا مدير آموزشى يا مدير گروه آموزشى خطاب بكنيم و از نقش دستگاههاى اجرائىِ دولتى كه در واقع پيمانكار آن پروژه عظيم علم و پيشرفت علم هستند، غافل بشويم.
تعالي در ميدان علم پروژه عظيم ملي است
يك پروژه عظيمى بناست در كشور اجراء شود و او عبارت است از پيشرفت علمى، تعالى در ميدان علم؛ پيمانكارش، دستگاههاى دولتىاند؛ وزارت آموزش عالى است، وزارت بهداشت و امور پزشكى است و دستگاههاى ذىربط علمى.
اينها بايستى كار را تحويل بگيرند، برايش برنامهريزى كنند، زمينههاى كار را فراهم بكنند؛ كه حالا آنچه را كه دوستان به عنوان مطالبات ذكر كردند كه من يادداشت كردم بعضى از آنها را، بخشى از كارهائى است كه دستگاههاى دولتى بايد انجام بدهند؛ وظائف ديگر هم دارند.
بنابراين، هر كدام يك نقشى دارند. من نمي خواهم حالا نقش استاد را تشريح كنم يا نقش دستگاههاى اجرائى را؛ چون طولانى خواهد - البته يادداشت هايى در اينجا هست - ليكن در اين زمينه توصيههايى ميخواهم عرض بكنم.
دستگاه هاي مديريتي و اساتيد خودباوري در دانشگاه ها را ترويج دهند
يك توصيه اين است كه هم دستگاههاى مديريتى، هم اساتيد، در داخل دانشگاهها خودباورى را ترويج كنيد. جوانى كه تحت تربيت و تحت آموزش و تعليم شماست، بايد به خود اعتماد داشته باشد - آن اعتماد به نفس ملى كه عرض كرديم.
بحثِ اين نيست كه شخصى به خودش اعتماد دارد، بحث اين است كه ما به خصال ملى خودمان، به امكانات ملى خودمان، به ذخائر فرهنگى خودمان، يك اعتماد به نفس عمومى داشته باشيم كه به آن گفتيم اعتماد به نفس ملى - اين حالت بايست در يكايك جوان هاى ما بروز پيدا كند؛ يعنى جوان ما وقتى كه مىايستد اينجا حرف مي زند، بايد اعتماد به نفس ملى خود داشته باشد؛ چون جوان، مظهر اميد است.
من حالا با دانشجوها هم چند روز ديگر ملاقات دارم؛ جوان ها مىآيند اينجا مىايستند و حرف ميزنند. بايد هيچ نشانهاى از يأس و ترديد در دستيابى به اهداف در اين حرف محسوس نباشد؛ بايد سرشار از اميد باشد.
كما اينكه واقعيت ها هم همين را تأييد مي كند. شما در قبال اين، مسئوليد. البته عوامل اجتماعى گوناگونى دارد؛ عوامل سياسى، اجتماعى، غيره؛ اما استاد در كلاس يا در آزمايشگاه يا در كارگاه آموزشى تأثير خيلى زيادى دارد. باور به خود و اميد به آينده را بايستى در جوان تزريق كنيد.
دوم، از چيزهائى كه من به عنوان توصيه عرض مي كنم - چون مسئولان هم اينجا تشريف دارند - نيازها و اولويت هاى علمى را ما تشخيص بدهيم و اين را در برنامهريزىهاى آموزشىمان دخالت بدهيم.
حالا درباره علوم انسانى، درباره علوم پايه، درباره بخش هاى مختلفى از علوم تجربى يا سطوح مختلفى از تحقيق ممكن است يك اولويت هايى در مطالعه و بررسى كامل آشكار بشود؛ اين ها بايد ملاحظه بشود و در برنامهريزىها دخالت داده بشود.
ما با امكانات محدود و با نيازهاى فراوان، نبايد به خودمان اجازه بدهيم كه در كارى كه از اولويت برخوردار نيست، سرمايهگذارى فكرى و پولى و وقتى و انسانى بكنيم. اين هم يك مسئله است.
روحيه پژوهش و جويندگي در دانشجويان تقويت شود
يك مسئله، مسئله تقويت روحيه پژوهش و جويندگى در دانشجوست. حالا بحث تحول در نظام آموزشى كشور و نظام آموزش عالى، يك بحث خيلى مهم و طولانى است كه بايد هم در اين جلسات مطرح شود، كه الان مجال نيست.
من مي خواهم عرض بكنم كه در همين زمينه تحول نظام آموزشى، از جمله كارهائى كه بايد انجام بگيرد، اين است كه جورى نظام آموزشى بايد طراحى بشود كه جوان ما به تحقيق، طلبگارى در تعميق علم و دانش علاقهمند بشود.
حفظ محورى، غلط است. ما هنوز در دانشگاههايمان متأسفانه - مىبيند انسان، من گاهى با بعضى از جوان هايى كه با ما مرتبطند، برخورد مي كنم - مىبينيم كه معلم چند صد صفحه كتاب را براى يك واحد درسى داده كه اين دانشجو بخواند. چرا؟ حفظ كردن حرف ها و گفتهها و نوشتههايى كه معلوم نيست همهاش چقدر فايده داشته باشد و درگير كردن ذهن جوان به چيزى كه غير لازم است.
بايد فكر كرد؛ بايد افراد برگزيده و شاخص بنشينند نظامى را طراحى كنند كه جوان ما ميل به پژوهش، تعمق و تحقيق پيدا كند؛ با اين استعدادى كه جوان هاى ما دارند. انصافاً استعداد جوان هاى ما، استعداد برجستهاى است. استعداد متوسط كشور، استعداد بسيار بالائى است.
يكى از بحث هاى رايج ما، بحث استاد پيشكسوت و استاد تازهنفس است. نگذاريم اين به يك مسئله مورد اختلاف تبديل شود.
نياز دانشگاهها به اساتيد پيشكسوت و تازه نفس
اگر از من سؤال شود، من مي گويم ما به استاد پيشكسوت و سابقهدار نياز داريم؛ به استاد جوان و تازهنفسِ بانشاط هم نياز داريم؛ به همه اينها نياز داريم. البته من طرفدار اين نيستم كه در عالم تدريس، حلقههاى بستهاى درست شود كه جوان هايى كه فرزندان آن اساتيد هستند و مي خواهند وارد ميدان شوند، راهى به آنها داده نشود؛ نه، بايستى از تشكيل حلقههاى بسته در سطوح هيئت علمى و آموزشى مانع شد؛ بايد اجازه داد جوان ها بيايند.
اما اساتيد پيشكسوت، اساتيد باتجربه، سابقهدار در رشتههاى مختلف، از ذخائر نظام هستند؛ از اينها بايد حداكثر استفاده بشود. طراحىِ اينكه ما چگونه جمع كنيم بين استاد مجربى كه سال هاى متمادى در اين رشته كار كرده و پخته شده و تجربه پيدا كرده و يك ذخيرهاى است براى كشور و آن جوان تازهنفسى كه تازه دورهى دكترى خودش را در يك دانشگاه برجستهاى گذرانده و الان حاضر و آماده است كه با نشاط و گرماگرم در همان رشته تدريس كند - از هيچ كدام نميشود گذشت.
به آن پير مجرب سابقهدار و پيشكسوت هم نياز داريم، به اين جوانِ تازه از راه رسيده گرمِ متلألئ از تحرك علمى و نشاط علمى و مايل به اينكه كار كند و تلاش كند هم احتياج داريم - بايد جورى انجام بگيرد كه از هر دو استفاده كنيم.
ما به نيروى انسانى نياز داريم و به نظر من اگر ما توسعه مراكز آموزشى و پژوهشى را در دستور كار قرار بدهيم، مي توان از هر دو مجموعه استفاده كرد و بهعلاوه مي توان براى دانشجويانِ آمادهى كار، اشتغال علمى فراهم كرد و نخبگان را جذب كرد. اين هم يكى از كارهاست.»
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰