کد خبر:۱۴۳۳۴۰
تبار شناسی مرد خاکستری اصلاحات - 1
نقش موسوي خوئينيها در حوادث پس از انقلاب
موسوي خوئينيها خطاب به مسئولان پرونده انفجار دفتر نخست وزيري ميگويد: شما قصد دارید سازمان مجاهدین انقلاب را محاکمه کنید، به شما اجازه نخواهم داد آقای بهزاد نبوی به اینجا بیاید، شما میخواهید همه مسئولان را دستگیر کنید.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ وقتي مي خواهيد از محمد موسوي خوئيني ها صحبت كنيد و يا نوشتاري بنويسيد بي آنكه بخواهيد، وارد حاشيه و زواياي پنهان زندگي او و سوالات بي جوابي كه هر كدام از آنها براي مشغول كردن ذهن يك جماعتي كافي است مي شويد.
سوالاتي پيرامون جلسات تفسير او از قرآن، كه به گفته حجت الاسلام شجوني و بسياري ديگر سرآغاز ترور شهيدان مطهري و مفتح بوده است، يا همكاري او با حزب كومونيست و تحصيل او در دانشگاه پاتريس لومومباي شوروي و يا اينكه چطور او با وجود داشتن محكوميت 15 ساله زندان در دوران ستم شاهي بعد از حدود 10ماه در سال 56 از زندان آزاد مي شود و هزاران سوال ديگر.
سیدمحمد موسوي خوئيني ها فرزند «سیدحسین» در 31 فروردین 1320 در قزوین به دنیا آمد و در همان قزوین درس طلبه گی را آغاز کرد، وي مانند بسیاری دیگر در سال های منتهی به انقلاب به مخالفت با نظام شاهنشاهی می پردازد و در دهه پنجاه در مسجد جوستان به تفسیر قرآن مشغول می شود.
کلاس های وی با دستگیری او توسط ساواک پایان می یابند و در دادگاه ستم شاهي به 15 سال زندان محكوم مي شود اما بعد از حدود 10 ماه حبس او از زندان آزاد مي شود و بعد از آزادی از زندان به فرانسه مسافرت می نماید و جزء حلقه یاران امام در آنجا می گردد.
در 12 بهمن با همان هواپیمای امام (ره) و همراه با بنی صدر و قطب زاده و شهید مطهری و حاج احمدآقا در خاک ایران فرود می آید.
پس از پیروزی انقلاب وی عهده دار مسئولیت نمایندگی حضرت امام و عضویت در شورای سرپرستی صدا و سیما، عضو مجلس خبرگان، نماینده تام الاختیار امام در بررسی صلاحیت داوطلبان اولین دوره ریاست جمهوری، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت رئیسه مجلس اول، نماینده امام و سرپرست حجاج ایرانی، دادستان کل کشور، عضو منتخب امام در نخستین دوره مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو منتخب امام در شورای بازنگری قانون اساسی همچنین ریاست مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری، مدیر مسئول روزنامه سلام و رئیس مجمع روحانیون مبارز می شود.
در ادامه به بررسی نقش وی در برخی از حوادث مهم انقلاب می پردازیم.
تفسير تفنگي از قرآن
مهمترین فعالیت موسوی خوئینی ها پیش از انقلاب مربوط به جلسات تفسیر وی در مسجد جوستان بود که جمعیت قابل توجهی در این جلسات حاضر می شدند، جلسات تفسیر ایشان از دو جنبه حائز اهمیت است محتوای جلسات و ثمره جلسات.
اين جلسات تفسير در سال هاي بعد از انقلاب به دليل تفسير ماديگرايانه از قرآن سروصداي زيادي برپا كرد، تا جايي كه حجت السلام علی اکبر ناطق نوری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، آن را تفسير تفنگي خواند.
وي در مصاحبه با نشریه «یادآور» پیرامون استفاده گروهک فرقان از منبرهای آقای موسوی خوئینیها در مسجد جوستان می گوید: من بعدها در دادگاه فرقان، از یکی از اینها (اعضای گروهک فرقان) سئوال کردم که شما از کجا به اینجا رسیدید؟ او گفت: ما اول تفسیر پرتوی از قرآن را خواندیم. بعد دیدیم یک کسی روشنفکرتر از او تفسیر می گوید و رفتیم به مسجد جوستان در خیابان نیاوران قدیم.
آقای ناطق نوری در ادامه از قول این عضو گروهک فرقان اضافه میکند: بعد دیدیم یکی انقلابی تر از همه اینها آمده و روشنفکرتر از همه اینهاست و او اکبر گودرزی -او يكي از شاگردان خوئيني ها در جلسات تفسير بود !- است، مسیر را ملاحظه می کنید.
مجاهدین خلق هم بیشتر بچه ها را از همین طریق گول میزدند. هم در زندان و هم در بیرون از زندان، آنها هم تفسیرهای تفنگی می کردند.
هاشم صباغیان از اعضای نهضت آزادی، هم درباره جلسات آقای خوئینی ها و گروه فرقان مي گويد: خود من بعدها ماهیت فرقانی ها را فهمیدم و متوجه شدم که از محصولات جلسه تفسیری آقای موسوی خوئینی ها هستند.
شايد به همين دليل است كه بسياري وي را از متهمان پرونده ترور شهيد مطهري مي نامند.
مدارك محرمانه از بني صدر و تاييد وي
اما پر ابهام ترين قسمت زندگي وي، نقش وي در تسخير لانه جاسوسي و تاييد و عدم كفايت بني صدر است.
اگر بخواهيم نقش او را در كسب تكليف نكردن از حضرت امام (ره) در تسخير سفارت آمريكا ناديده بگيريم، نمي توانيم از نقش پررنگ وي در تاييد صلاحيت بني صدر در انتخابات دور اول رياست جمهوري چشم پوشي كنيم.
همانطور كه قبلا ذكر شد او در ابتداي انقلاب از سوي حضرت امام (ره) به عنوان نماینده تام الاختیار در بررسی صلاحیت داوطلبان اولین دوره ریاست جمهوری انتخاب شده بود.
وي در حالي بني صدر را براي دوره اول انتخابات رياست جمهوري تاييد صلاحيت كرده بود كه در جلسه عدم كفايت او، از اسناد و مدارك محرمانه اي كه در تسخير لانه جاسوسي كشف شده بود نام مي برد.
او هيچ گاه از اينكه چرا با وجود اين مدارك او را تاييد صلاحيت كرده است سخني به ميان نياورد و كسي هم از او به دليل اين تخلف محرز كه به مشكلات بسيار در دفاع مقدس و انقلاب نوپاي كشور شده بود سوالي نكرد .
وي در جلسه عدم كفايت بني صدر در يك نطق طولاني به ابعاد مختلف بي كفايتي بني صدر اشاره مي كند و در جايي از نطق خود مي گويد : ... این یک نمونه است از ناشیگری سیاسی آقای بنی صدر و ما در آن زمان که در لانه جاسوسی با برادران و خواهران بودیم نمونه های مکرر از این بی کفایتی وي دیدیم.
عامل نجات متهمين پرونده نخست وزيري
در موارد ديگر مثل انفجار دفتر نخست وزيري كه به شهادت آقايان رجايي و باهنر انجاميد در بسته شدن موقت و يا مختومه شدن آن از نقش مهم آقاي خوئيني ها - آن زمان دادستان كل كشور بود- ياد مي كنند.
در رابطه با اين پرونده، خسرو تهرانی و حسن کامران دستگیر و بازجویی از آنها آغاز گردید در این بین بود که تقی محمدی از متهمین پرونده که اطلاعات خوبی را در اختیار بازجوی خود گذاشته بود، قبل از آنکه اقاریر خود را مکتوب کند، در اتاق محل بازداشت خود، خودکشی می نماید.
خوئینی ها پس از دریافت گزارش خودکشی تقی محمدی مسئولان پرونده را تحت فشار می گذارد که «وضعیت به این صورت زیاد قابل دوام نیست.»
در ادامه مسیر رسیدگی نیاز به حضور سعید حجاریان و بهزاد نبوی برای بازجویی به موسوی خوئینی ها اعلام می گردد اما او به شدت موضع گیری و دوباره ادعای سیاسی بودن این ماجرا را مطرح می کند.
او خطاب به مسئولان پرونده مي گويد: شما قصد دارید سازمان مجاهدین انقلاب را محاکمه کنید. همچنین بیان می دارد که اجازه نخواهم داد آقای بهزاد نبوی به اینجا بیاید، شما می خواهید همه مسئولان را دستگیر کنید، خودم از وی تحقیق می کنم.
در این میان موسوی خوئینی ها خواستار آزادی متهمین با قرار وثیقه و تامین می گردد که با توجه به محرز بودن جرم، جز درباره 2 تن از متهمین محقق نمی گردد.
به همین جهت بحث بالا می گیرد. در این میان 61 تن از وزرا، نمایندگان و مسئولان طوماری به دفاع از متهمین امضا می نمایند و به محضر حضرت امام ارسال می نمایند.
همزمان 62 نماینده مجلس نیز به قوه قضائیه تذکر داده و خواستار پیگیری جدی پرونده نخست وزیری می شوند.
این طومار و تذکر مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد و متعاقب ارسال طومار به حضرت امام، ایشان آیت الله اردبیلی، رئیس وقت شورای عالی قضایی، موسوی خوئینی ها دادستان کل وقت و دادستان انقلاب وقت تهران را به حضور می طلبند.
از کم کیف قضایا سوال می کنند و آقای موسوی اردبیلی نیز توضیح پرونده و اعترافات را می دهند در این میان آقای خوئینیها بیان می کند: نه آقا! من پرونده را دیدم و چیزی نبوده است. اما آقای رئیسی مخالف نظر وی را عنوان می کند و بیان می دارند که پروندهای است و افراد اعتراف کردند حتی متهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است.
اما در نهايت با اصرار موسوی خوئینی ها و اوضاع جنگي كشور، امام (ره) یا دستور به بسته شدن پرونده یا مسکوت ماندن آن در آن برهه می دهند.
سپس آقای خوئینیها به عنوان دادستان کل از آقای رئیسی می خواهند رسما اعلام کند که پرونده مختومه شده است اما آقای رئیسي زیر بار نمی روند و خوئینی ها نیز میگوید «تو اعلام نمیکنی من اعلام میکنم.»
فردای آن روز روزنامه های تهران اطلاعیه ای را به نقل از روابط عمومی دادستانی کل کشور با همان مضمون مورد علاقه خوئینی ها درج نمودند و اینگونه این پرونده با مساعدت موسوی خوئینی ها و دیگر همفکران نبوی و حجاریان مختومه می شود.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰