کد خبر:۱۴۳۴۵۹
جريانشناسي نفاق در دوره علوي-بخش دوم؛
ناکثین، محصول پيوند چهار عنصر وجاهت، ثروت، سياست و قدرت بودند
«ناكثين» محصول پيوند چهار عنصر «وجاهت»، «ثروت»، «سياست» و «قدرت» هستند كه امام علي(ع) در خصوص اين نحله نفاق ميفرمايند: «به چهار نفر گرفتار شدم كه هيچ كس به مانند آنان دچار نشده است؛ به شجاعترين مردم «زبير» و ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ نفاق جديد در دوران حضرت علي(ع) داراي نحلههاي متعددي است كه در هدف داراي وحدت ميباشند؛ به طوري كه پيامبر اسلام(ص) پس از اتمام جنگ احد به امام علي(ع) فرمودند: «واقعا تو ما را ياري كردي و همراه من با شمشير خود مبارزه كردي و با جانت از من دفاع نمودي، چه خواهي كرد هنگامي كه پس از من با ناكثين و قاسطين و مارقين رودررو شوي؟» امام علي(ع) كه از اين سخنان شگفت زده شده بودند از حضرت پرسيدند: «آيا واقعا چنين اتفاقي خواهد افتاد؟» رسول خدا(ص) به ايشان فرمودند: «به خدا سوگند آري.»
در اين حديث شريف به وضوح پرده از نحلههاي نفاق جديد كنار ميرود و ماهيت جريانهاي منافقين در دوره علوي آشكار مي شود.
ناکثین، محصول پيوند چهار عنصر وجاهت، ثروت، سياست و قدرت بودند
پس از کشته شدن عثمان و رویکرد عموم مردم به بیعت با علی(ع)، جریانی از درون مردم شکل گرفت؛ اینان که «ناکثین» نام گرفتند، رهبرانشان مانند زبیر و طلحه و عایشه، از افراد با سابقه درخشان بودند.
«ناكثين» محصول پيوند چهار عنصر «وجاهت»، «ثروت»، «سياست» و «قدرت» هستند كه امام علي(ع) در خصوص اين نحله نفاق ميفرمايند: «به چهار نفر گرفتار شدم كه هيچ كس به مانند آنان دچار نشده است؛ گرفتار شدم به شجاعترين مردم «زبير»، زيركترين مردم «طلحه»، مطاعترين مردم «عايشه» و ثروتمندترين مردم «يعلي ابن مينه.»
در حقيقت جريان ناكثين با قدرت «زبير»، ثروت «يعلي ابن مينه»، نفوذ و وجاهت «عايشه» و طراحي «طلحه» به وجود آمد. «زبير» يكي از رزمندگان دلير اسلام بود كه لقب «سيف الاسلام» را بر او نهاده بودند و شمشير او گرههاي زيادي را گشوده بود.
«سلمان»، «مقداد»، «ابوذر» و «زبير ابن عوام» براي احقاق حق حضرت علي(ع) قيام كردند
زبير از جمله چهار نفري بود كه براي بيعت با حضرت امير(ع) ثابت قدم ماند و هنگامي كه حضرت از دفن پيامبر(ص) فراغت يافت، حضرت زهرا(س) را بر مركب سوار كرد و به درب خانه مهاجرين و انصار رفت و از بيعت پيغمبر(ص) و واقعه غديرخم و ساير احاديث سخن گفت و از آنها درخواست حمايت كرد.
در اين ميان 44 نفر از صحابه تعهد كردند در سلب حق او خودداري نكنند؛ لذا حضرت (ع) دستور دادند كه سرهاي خود را بتراشند تا از ديگران ممتاز شوند و درب خانه امام(ع) حاضر شوند و براي احقاق حق او قيام كنند، ولي فردا صبح تنها چهار نفر حاضر شدند: «سلمان»، «مقداد»، «ابوذر» و «زبير ابن عوام»
«طلحه» نيز در نوع خود يكي از عناصر سياسي و هوشمند محسوب ميشد. «عايشه ام المؤمنين» از چهرههاي با نفوذ در ميان مسلمانان به شمار ميرفت و حرف و سخن او خريدار داشت. «يعلي ابن منيه» هم كه از طرف عثمان فرماندار يمن بود، با غارت بيت المال به ثروت فراواني دست يافت؛ به صورتي كه در تاريخ نقل شده يكي از كاروانهاي او چهار صد شتر بار زر همراه داشته است و او با اين ثروت براي فتنهآفريني ناكثين شصت هزار دينار از بيتالمال هزينه كرد.
خاستگاه ناکثین
هنگامی که حضرت(ع)، به سران ناکثین روی خوش نشان نداد و در ساختار مدیریتی تنها، شایستگی های افراد را در نظر گرفت و از عدالت روی برنتافت، این گروه که تاب عدالت را نداشتند، تشکیل شدند؛ زیرا آنان برده خواهشهای نفسانی خود بودند.
سران ناکثین، شناخت کافی از اسلام و موضوع رهبری داشتند و مانند خوارج نبودند که درک درستی نداشته باشند؛ آنان به خوبی میدانستند که رهبری، از آنِ اهل بیت پیامبر(ص) است و نیز میدانستند که حتی مدیریتهای پیش از علی(ع) مشروعیت نداشتند، اما خواهش های نفسانی، آنان را کور و کر کرده بود؛ به گونهای که تمام سوابق را فراموش کردند و در برابر امام به حق، برای خلیفه شدن، جریان بزرگی را پدید آوردند.
موضع امام در قضيه ناكثين از بین بردن دشمنی بود نه از پای در آوردن دشمن
امام(ع) در برابر این جریان، دو موضع متفاوت اتخاذ كردند؛ یکی، افشاگری و پرده برداشتن از دسیسه آنان و دیگری، آمادگی دفاعی جهت مهار توطئه بود.
امام(ع) تلاشی فراوان کرد تا تنشزایی آنان را بزداید و چون ماجراي ناكثين یک توطئه درونی بود، تلاش داشتند دشمنی را از بین ببرند، نه دشمن را از پای در آوردند؛ لذا برای تحقق این هدف، نامهها نوشت و سفیران متعدد اعزام کرد و آنان را متوجه خطری که در پیش گرفته بودند، کرد.
از جانب دیگر، امام(ع) آمادگی دفاعی خویش را فراهم آورد و در سطح بسیار خوب، سپاه فراهم آورد و توطئه ناکثین را در اندک زمانی مهار کرد و ریشه آنان را برید؛ زیرا هنگامی که سخن اثر نکند، پای شمشیر به میان خواهد آمد.
قاسطین، ترکیب عناصر حسادت، قدرت و دنیا طلبي، تزوير و باورهاي التقاطي و سست
جريان نفاق بعدي در عصر علوي «قاسطين» بودند كه عناصر تشكيلدهنده اين جريان «حسادت و كينهورزي»، «قدرتطلبي و دنياطلبي»، «تزوير و نيرنگ» و «باورهاي التقاطي و سست» بود.
پیدایش حزب قاسطین، بازگشت به خلافت عمر دارد. معاویه، در آن زمان، بعنوان استاندار شام نصب شد. در زمان عثمان که بنی امیه میدان جولان را فراهم دیدند، موقعیت خویش را تحکیم و پایه حکومت پادشاهی بنیامیه را فراهم آوردند.
تشکل ايجاد شده در زمان معاویه مذهب را پوشش مناسب برای سیاست قرار داده بود
تشکلی که بعنوان یک پدیده بزرگ اجتماعی در زمان معاویه آشکار شد، کاملاً با سایر تشکل ها متفاوت بود؛ زیرا این تشکل هیچگونه اندیشه مذهبی و دفاع از مذهب را نداشته، بلکه مذهب را پوشش مناسب برای سیاستمداری خویش قرار داده بود و معاویه، خود، صریحاً به این حقیقت اعتراف کرد که من برای استقرار نماز و روزه نمیستیزم، بلکه برای استقرار ریاست خود تلاش میکنم.
آزادشدگان پيامبر(ص) همواره پس از رحلت آن حضرت مترصد بودند تا قدرت را از آن خود كنند و يك حكومت موروثي ايجاد كنند. «عبدالفتاح عبدالمقصود» در اين باره مينويسد: «پس از آنكه عثمان به كار خلافت گماشته شد، ابوسفيان در جمع خانواده خويش گفت: بني اميه آن را (خلافت را) همچون گوي بربايند؛ سوگند به كسي كه ابوسفيان بدان قسم ميخورد، پيوسته اين اميدواري را دارم كه (حكومت) براي كودكان شما به صورت وراثت درآيد.
معاويه اسلام نبوي را به اسلام قيصر تبديل كرد
معاويه با در اختيار گرفتن حكومت در شام، اسلام نبوي را به اسلام قيصر و كسري مبدل ساخت و با دستگاه تبليغاتي خود آنچنان فضاي مسمومي را در سرزمين شام ايجاد كرد كه مردم تصور ميكردند كه امام علي(ع) فرمان قتل عثمان را صادر كرده است.
پس از كشته شدن عثمان، معاويه با طلحه، زبير و عايشه در مكه ميعاد گذاشت و با يكديگر عليه حكومت حضرت امير(ع) هم پيمان گرديدند. وي با به نمايش گذاردن پيراهن خونين عثمان در مسجد اموي به بهانه خونخواهي عثمان، با تزوير و نيرنگ، سپاهي را براي جنگ با امام علي(ع) آماده نمود.
قاسطين صرفا یک جریان چالشی درون جامعهای نبود
قاسطين در شام، اجتماعي از حاسدين و كينهورزان نسبت به امام علي(ع) را بوجود آورده بودند كه يكي از اين افراد «وليد ابن عقبه» بود كه خصومت ديرينهاي با امام (ع) داشت. در زمان پيامبر(ص) وليد كه مرد فاسقي بود به حضرت امير(ع) گفت: «نيزه من از تو تيزتر و فصاحت من از تو بيشتر و بازوي من از تو قويتر است.» امام علي(ع) در پاسخ به وي فرمودند: «خاموش باش فاسق» كه وليد در غضب شد به پيامبر(ص) شكايت كرد، آنگاه آيه «افمن كان مؤمنا كمن كان فاسقا لايستون» نازل شد.
در زمان خلافت عثمان، «وليد ابن عقبه» والي كوفه شد. وي اكثر اوقات، مست و لايعقل بود؛ طوري كه «يكروز صبح، در حال مستي به مأمومين گفت اگر بخواهيد به جاي دو ركعت، چهار ركعت نماز براي شما بخوانم. مردم موضوع بدمستي وي را به خليفه گزارش دادند و حتي گروهي به مدينه آمدند و به شرب خمر وليد شهادت دادند. او هم با حضرت علي(ع) مشورت كرد و امام فرمود: اگر ثابت باشد بايد او را حد زد. وليد با اين كينه ديرينه نسبت به امام، از جمله كساني بود كه معاويه را به جنگ عليه اميرالمؤمنين (ع) تحريك كرد.
این جریان، تنها، یک جریان چالشی درون جامعه ای نبود که بر موضوع ریاست دینی ستیز کند، بلکه اصولاً یک جریان دگراندیش و چالشی و ضد دین بود که پدید آمد و اگر تداوم می یافت و تلاش پرثمر اهل بیت(ع) نقشه آنان را نقش بر آب نمی کرد و ریشه بنی امیه را نمی خشکاند، چه بسا اسلام، به سرنوشتی همانند دین محرّف مسیحیت دچار می آمد!
بزگترین چالش حكومت امام علي(ع) از سوی كدام جريان پدید آمد؟
در زمان امام علی(ع) بزگترین چالش، از سوی این جریان پدید آمد؛ زیرا توطئه قاسطین بسیار گسترده بود و سایر ناآرامی های اجتماعی را نیز پوشش می داد.
این جریان، طیف بزرگی از نیروی اجتماعی را پشتیبان داشت و تهاجم فرهنگی و فرهنگ سازی معاویه، آن گونه در شام اثر گذاشته بود که طیف عظیمی از جمعیت شامات، با این تفکر، پیوند خورده بودند.
موضع امام در برابر قاسطين
امام با توجه به تفاوت ماهیت این جریان با سایر جریان ها، موضع بسیار قاطعی داشت؛ موضع امام(ع) تهاجم گسترده علیه این جریان بود تا تمام ابعاد آن، مهار و ریشه های آن خشکانیده شود. امام، در عزل معاویه، یک روز تردید نکرد و در فراهم آوردن سپاه برای جنگ با معاویه، تلاش فراوانی کرد.
سپاه امام، در صفین، آن گونه توانمند بود که در یک فرصت اندک، ریشه این جریان را می برید و شر معاویه را برای همیشه کوتاه می کرد، اما تزویر، بر خروش غلبه کرد و عامل پنهان نفاق و نیز جهل و نادانی و تحجر، همگی، دست به هم دادند و ذوالفقار را غلاف کردند! البته امام، شفقت و مهربانی و هدایت کردن معاویه و یارانش را ترک نگفت.
مذاکره و نامه نگاری میان امام علی(ع) و معاویه، هفده ماه به طول انجامید، لیکن معاویه کسی نبود که از سخن امام(ع) پند آموزد؛ زیرا، معاویه، کسی است که طبق حدیث رسول الله(ص) «یموت علی غیر الاسلام.»
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰