دانشگاهها اعتبارات پژوهشي را درست مصرف كنند
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار خود با استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در نهم مهر سال 1386 فرمودند: كشور و ملت ما يك كشور ريشهدار است ما در تاريخ ريشه داريم ما سابقه داريم. ما تازه نروييديم از گذشته خودمان هم مي توانيم تغذيه بشويم و بايد تغذيه مي شديم اگر چنانچه با نواخت و آهنگ رشد علم بعد از اسلام تا قرن هاى پنجم و ششم و هفتم هجرى به اين كشور نگاه كنيد، اگر با آن نواخت ما پيش مي رفتيم، امروز در قله بوديم.
با آن آهنگ و با آن نواخت پيش نرفتيم؛ چرا نرفتيم؟ خوب، جاى بررسى و تحليل دارد. حكومتها ناباب بودند، همت ها كوتاه بود، بعد در دوران هاى دويست سيصد سال اخير عوامل خارجى تاثير گذاشته و بالاخره واقعيت اين است كه ما با آن نواخت حركت نكرديم، بلكه به طرف حضيض هم رفتيم.
حالا مي خواهيم جبران كنيم، حالا حكومت، حكومتى است لايق، با كفايت؛ ملت، ملتى است بيدار نخبگان، نخبگانى هستند ميدان دار و صحنهگردان حالا مي خواهيم جبران كنيم.
خوب، يك وقت سند چشمانداز را بعنوان يك سند شناسنامهى افتخار در جيب مي گذاريم و گاهى به سر و دست مي گيريم، يك وقت هست نه، سند چشمانداز را به عنوان يك دستورالعمل به حساب مىآوريم و براى جز جز آن، راهكار پيدا مي كنيم.
اگر ما بخواهيم الهامبخش باشيم، در منطقه مرجع علمى باشيم، اين راهكار دارد راهكارش را در سند چشمانداز نبايد معين كنيم، مسئولان در منطقهى اجرا بايد اينها را مشخص كنند. اصرار ما اين است، ما مي خواهيم اين كار در زمينه مسائل علم و پژوهش به صورت درست، به صورت خوب و كامل انجام بگيرد.
نقشه
يك نكته در مورد نقشه جامع علمى است آنچه كه توقع هست، آنچه كه به نظر ما بايسته است كه انجام بگيرد، او اين نيست كه اين كار تأخير بيفتد و طول بكشد؛ يك سال، دو سال بنشينيم تا بالاخره يك نقشهى جامع علمى فراهم كنيم؛ نه، اين را فرزانگان، نخبگان، برجستگان، به ابتكار شوراى عالى انقلاب فرهنگى بايد بنشينند تمام كنند و يك چيز پخته و كاملى از آب در بياورند تا بر اساس آن بشود برنامهريزى علمى براى دانشگاه ها و براى آيندهى كشور كرد.
ما اگر بخواهيم سند چشمانداز تحقق پيدا كند و آن مرجعيت علمى كه براى كشور پيشبينى شده، به وجود بيايد و عملى بشود، ناچاريم كه اين كارها را انجام بدهيم، كه مهمترينش تهيه نقشهى جامع علمى است.
اين يعنى يك گام مهم، يك دروازهى مهم به سوى اجرايى كردن اهداف و شعارهايى است كه مطرح شده و امروز بحمداللَّه در محيط هاى علمى به صورت يك گفتمان در آمده است.
اساتيد كشور بايد نخبه پرور باشند
اساتيد بايد يكى از اهتمام هايشان شاگردپرورى باشد، ارزش استاد، اعتبار استاد در بيرون، به شاگردانِ اوست. در حوزههاى علميه ما هم همينطور است. آن استاد، آن فقيه يا اصولى يا حكيمى ارزش بيشترى در چشم ها دارد كه آثار وجودى او به شكل شاگردان و تلامذهى برجسته او، خودش را نشان بدهد. شاگردپرورى كنيد. اين افرادى كه مىآيند در كلاس هاى درس شما - چه در دورههاى كارشناسى، چه در دورههاى تحصيلات تكميلى - مىنشينند و شما با اينها به عنوان استاد مواجه مي شويد، اينها را نبايد به حساب يك مستمعِ يك سخنرانى، يك منبر به حساب آورد؛ نه، بايد مثل مصنوعى كه اينها را ميخواهيد با دست خودتان بسازيد، با اينها برخورد كنيد.
البته استعدادها يكسان نيست، شوقها يكسان نيست، زمينهها و فضاهاى گوناگون يكسان نيست، اما اين هدف براى اساتيد، به نظر من يك هدف جدى بايد باشد.
نگاه كنيد ببينيد چقدر شاگرد پرورش داديد. شاگرد فقط آن كسى نيست كه سر كلاس حاضر مي شود؛ آنى است كه به وسيلهى شما ساخته مي شود و تحويل داده مي شود به دنياى علم به عنوان يك نيروى كارآمد و علمى.
همينجا من اشاره كنم به مسئله حضور اساتيد در دانشگاه ها كه جزو مقررات دانشگاهى شد، كه اساتيد ساعات معينى را در هفته حتما در دانشگاه ها باشند.
اين خيلى چيز مهمى است مسئلهى نشستن استاد با دانشجوست؛ پاسخ به سؤال گفتن. يعنى ارتباط استاد و دانشجو به سر كلاس منحصر نماند و دانشجو فرصت داشته باشد كه به استاد مراجعه كند، از او بپرسد، از او توضيح بخواهد، از او بيشتر فرا بگيرد؛ بلكه در مواردى استاد، شاگرد را بخواهد در اطاق خود و يك نكته اضافى و تكميلى را به او تفهيم كند يا يك تكليف را از او بخواهد، يك مأموريت علمى و تحقيقى به او بدهد، كه همهى اينها متوقف است بر حضور اساتيد در دانشگاهها.
يك روز مي گفتيم استاد كم داريم، امروز بحمداللَّه اساتيد خوب در كشور كم نيستند؛ تعداد استاد نسبت به دانشجو بحمداللَّه تعداد خوبى است، تعداد قابل قبولى است. اين را به نظر من بايد اهميت داد.
پرورش دانشجو - كه به نظر من پرورش شاگرد و نخبهپرورى است - در كلاس درس، يك بخشش متوقف به همين حضور چندين ساعتهى اساتيد - چهل ساعته كه در مقررات هست - در دانشگاه هاست.
يعنى اساتيد بايد اين را جدى بگيرند و به آن اهميت بدهند.
تحقيق و پژوهش منبع تغذيه آموزش است
مسئله تحقيق و پژوهش هم بسيار مهم است، ما هم در جلسه دولت به دولتي ها سفارش كرديم و گفتيم، هم در جلسات خصوصى با برخى از مسئولان مثل خود آقاى رئيسجمهور گفتيم؛ ليكن يك بخش ديگرِ قضيه، مربوط به خود دانشگاه هاست كه اين اعتباراتِ مربوط به تحقيق و پژوهش را درست جذب كنند درست مصرف كنند و در جاى خود به كار ببندند؛ چون تحقيق، منبع تغذيهى آموزش است.
ما اگر تحقيق را جدى نگيريم، باز سال هاى متمادى بايستى چشم به منابع خارجى بدوزيم و منتظر بمانيم كه يك نفر در يك گوشهى دنيا تحقيقى بكند و ما از او يا از آثار تأليفى بر اساس تحقيق او استفاده كنيم و اينجا آموزش بدهيم. اين نمي شود؛ اين وابستگى است، اين همان ترجمهگرايى و عدم استقلال شخصيت علمى براى يك كشور و براى يك مجموعه دانشگاهى است.
دانشگاه يك كشور، محيط علمى يك كشور ضمن اينكه ارتباطات علمى خودش را با دنيا حفظ مي كند، از تبادل علمى، از گرفتن علمى هيچ ابايى ندارد.
من بارها گفتهام كه ما از شاگردى ننگمان نمي كند كه شاگردى كنيم، استاد پيدا بشود، ما پيش او شاگردى مي كنيم، اما از اين ننگمان مي شود كه هميشه و در همه موارد شاگرد باقى بمانيم، اين كه نمي شود.
براى يك مجموعهى علمى، اين مايه منقصت است كه در پژوهش و تحقيق كه منشأ و منبع رويش علمى است، ضعيف باشد. بايد بتواند از لحاظ علمى متكى به خود باشد. البته از ديگران هم استفاده كند، با دنيا هم تبادل كند، آن وقت در اين صورت جايگاه شايستهى خودش را هم در تبادل هاى علمى در دنيا پيدا خواهد كرد، وقتى متكى است به دانش و تحقيق و كاركرد علمىِ خود.
اين در دنيا و در مبادلات علمى هم تأثير خودش را مي گذارد.
مديريت هاي دانشگاهي براي ارتقاي ديني دانشگاه مسئوليت دارند
آقايانى كه در دانشگاه ها به عنوان روحانيونى كه با خصوصيت و عنوان دفتر نهاد نمايندگى شناخته مي شوند، بايد خودشان را مسئول اصلى و نهايى ارتقا دينى در دانشگاه بدانند. ما به مديريت هاى دانشگاهى و به شوراى عالى انقلاب فرهنگى هميشه سفارش كردهايم كه در زمينه دينى كردن دانشگاه و محيط دانشگاه وظيفه و مسئوليت دارند، آن به جاى خود محفوظ، اما اگر همه تمهيدات لازم انجام بگيرد، ولى روحانىاى كه در دانشگاه مستقر است، منشأ و منبع و مرجع يك فكر عميق و اصيل و مستدل و تحسين برانگيز و قانع كنندهى دينى از نظر دانشجوها نباشد، همه آن تمهيدات بىفايده خواهد بود.
مخاطبان خود را هم فقط دانشجويان متدين و مذهبى و حزباللهى ندانيد؛ خوب، آنها كه البته هستند. مخاطبان شما همه بدنهى دانشجويى كشورند، حتى كسانى كه در دل با دين خيلى ميانهاى هم ندارند، اينها هم مخاطب شمايند. آنها را هم بايستى جذب كنيد و با منطق قوى و اعتماد به نفس و اعتماد به اين منطق مي توان دلها را جذب كرد، عنادها را حتّى كم كرد يا در موارد زيادى از بين برد.
امروز آن چيزى كه من در محيط هاى عملىِ دانشگاه هاى اروپا مشاهده كردم، نياز به ملاصدرا و شيخ انصارى است. شيخ انصارى كارش در حقوق است، فقه است؛ ملاصدرا حكمت الهى است، مي گويد من مىبينم امروز اينها تشنه ملاصدرا و شيخ انصارىاند. اين برداشتِ يك استاد غرب شناسِ زباندانِ مسلط به چند زبان اروپايى است كه سال ها هم در آنجاها زندگى كرده و درس خوانده بود و با علوم اسلامى هم آشنا بود. اين، برداشت اوست، كه برداشت درستى است.
ما به اين منطق قوى در درون خودمان و در دانشگاهه اى خودمان نياز داريم. با زبان دانشگاهى، با زبان دانشجويى بايستى اين منطق توسعه پيدا كند. بعضى از اساتيد محترمى كه اينجا صحبت كردند، اشاره كردند كه اساتيد عزيزمان هم به اين مسائل احتياج دارند.
اساتيد هم خودشان را از آشنايى با معارف دينى بىنياز ندانند.. واقعاً برنامهريزى كنند براى اين كار؛ هم خود اساتيد محترم، هم آقايانى كه در دانشگاهها هستند، برنامهريزى كنند. ليكن مخاطب عمدهى شما دانشجوها هستند. به هرحال مسئلهى ارتقا فكر دينى در دانشگاه ها را بسيار جدى بايد گرفت و مراقب باشيد خلأ فكرى براى دانشجوى ما و روشنفكر دانشگاهى ما به وجود نيايد.
ما خيلى حرف داريم؛ حرف گفتنى و قانع كردنى. بايد تبليغات را عمق داد؛ با حرفهاى نو و قوى و منطبق با معيارهاى روشنفكرى. من از اينكه گفته شود روشنفكرى دينى آيا داريم، نداريم؛ از اين بحثها بنده بيگانه و بيزارم. نگاه نو، نگاه مبتكرانه به مسائل دينى و مسائل فكرى اسلامى، همان نگاه روشنفكرى است و معنايش بدعتگذارى نيست. همان مبانى را با ابعاد جديدى كه انسان به بركت گذشت زمان آن ابعاد را ميشناسد، فهميدن و بيان كردن، از اين نبايستى ما غفلت كنيم.