کد خبر:۱۴۳۷۱۵
دانشمندان باید راههاى ميانبر را پيدا كنند
ما مي خواهيم علما و دانشمندان ما، راههاى ميانبر را پيدا كنند؛ راههاى كشف نشده را از اين بينهايت مسيرهايى كه در عالم طبيعت وجود دارد و بشر بايد يكى پس از ديگرى كشف بكند.
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»، حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار خود با استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در 13 مهر ماه سال 1385 فرمودند: ما وقتى مي خواهيم درباره نيازهاى كنونى جامعهى دانشگاهى و محيط دانشگاهى و علم حرف بزنيم، از دو ديدگاه، با دو زبان مي توانيم حرف بزنيم؛ يك زبان، زبان تشويق كننده و به حركت درآورنده، و يك زبان، زبان مأيوس كننده و دلسرد كننده است.
من خواهشم اين است كه اساتيد محترم، مسئولان محترم در همه جا سر كلاس، در مجامع علمى و در بيان گزارشها آن زبان اول را به كار بگيرند، نه زبان دوم را.
سرعت پيشرفت علمى كشور ما در سطح دنيا در درجه اول است، نه در سطح منطقه. لكن آنى كه بالفعل دست ما را گرفته و آن نقطهاى كه بالفعل در آن قرار داريم، چندان راضىكننده نيست. اين هر دو واقعيت، بايد در كنار هم ديده بشود. هر دو درست است؛ هم اينكه ما الان كمبودهاى زيادى داريم، جايگاهى كه ايستادهايم، جايگاهى نيست كه ما را به عنوان يك عنصر ايرانى و مسلمان، و داراى نگاه هاى بلند به افقهاى دور راضى بكند و هم اينكه در عين حال حركتى كه ما كردهايم، اين حركت، حركت بسيار خوب و پُرشتابى بوده است؛ اين شتاب را بايد نگذاريم كم بشود.البته بايد بيشترش هم بكنيم.
من حدود يك سال و نيم پيش در يك مجمع علمى - شبيه همين مجموعه شما، كه جوان ها و دانشجوها و زبدهها و اينها بودند - گفتم من انتظارم اين است كه ما پنجاه سال ديگر (نمىگويم ده سال، پانزده سال ديگر) در دنيا و در سطح عالم، حرف اول علمى را بزنيم؛ يعنى مرزهاى علم را ما تعيين كنيم. كار به جايى برسد كه زبان ما - كه زبان فارسى است - در دنيا زبان علم بشود.
اين، آن افقى است كه جلوِ چشم من است. براى اينكه به اين نقطه برسيم، اولاً بايد باور كنيم كه اين ميشود. اگر شما كه استاديد، آن آقا كه دانشجوست و آن شخص سومى كه مدير و در رأس تشكيلات است، باور نداشته باشد كه اين كار عملى است، بدانيد قطعاً نخواهيم رسيد. بايد باور كنيم.
متوسط استعدادِ ايرانى از متوسط استعداد جهانى بالاتر است
من حرفم اين است: من مي گويم زمينههاى اين باور موجود است. اولاً استعداد ما ايراني ها در زمينههاى علمى، در دنيا اثبات شده است؛ از طرق مختلف، اين معنا تحقيق و بررسى شده است و از نظر من، قطعى است.
در پيشرفتهترين دانشگاه هاى دنيا، عنصر ايرانى از متوسط استعدادهايى كه در آن دانشگاه بوده، سطحش بالاتر است؛ يعنى متوسط استعدادِ ايرانى از متوسط استعداد جهانى، سطحش بالاتر است.
زمينههاى طبيعى كشور هم اين را نشان مي دهد. ما در جاى خوبى از دنيا قرار داريم، از جمعيت خوبى برخورداريم، با سطح جغرافيايى خوبى قرار داريم امكاناتمان بالاست و كشور فقيرى نيستيم.
ما تقريباً يك صدمِ جمعيت دنيا را داريم و يك صدمِ وسعت ارضىِ كرهى زمين را هم داريم؛ آن وقت ذخاير ما در زمينههاى مهمترين عناصر تشكيلدهنده و پيشبرندهى تمدن كنونى دنيا - يعنى فولاد، مس و چند عنصر ديگر - بيش از يك درصد است؛ استعداد انسانى هست، استعداد طبيعى هست و تجربهى كاركرد هم هست. ما نگاه ميكنيم هر جايى كه تلاش كرديم، زحمت كشيديم و يك توجهى نشان داديم، پيش رفتيم.
شكى نيست كه ما در آغاز كاريم؛ من اول هم گفتم، قدمهاى اوليم. بايد اين قدمها را پىدرپى برداريم، بايد پيش برويم و بايد باور كنيم كه «ميتوانيم».
من حرفم اين است. شما با اين باور و با اين نگاهِ همراه با اذعان و قبول قابليتِ اين جوانهاى مؤمن ما و پيشرفتى كه كردهاند، كمبودها را يكى يكى بشمريد؛ هيچ اشكالى ندارد. اين ما را تشويق خواهد كرد به اين كه اين كمبودها را كم كنيم و روزبهروز پيش برويم جوانى هم كه از شما اين را ميشنود، همچنين تشويق خواهد شد به اينكه پيش برود و شوق و اميد پيشرفت در دل او بيشتر خواهد شد؛ برخلاف اينكه ما نگاهمان، نگاه منفى باشد، نگاه مأيوسكننده باشد، كه اين را من قبول ندارم.
اعتماد به نفسِ شخصى و ملى در اساتيد ما، يك ضرورت است
نكتهدوم و به نظر من نكته اساسى؛ آنچه كه اساتيد ما براى پيشرفت علم، وجهه همت خودشان بايد قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمى» در همهى بخش هاست؛ هم در بخش هاى علوم انسانى، هم در بخش هاى علوم تجربى، هم در بخش هاى نزديك به عمل و فناورى، و هم در بخش هاى علوم پايه. نظريه را دنبال كنند، توليد كنند، خلق كنند، ابداع كنند، نقد كنند؛ چشمبسته و تقليدى نبايد كار را دنبال كرد.
مشكل ما در گذشته هميشه اين بوده كه در زمينههاى مختلف - در همه زمينههاى علمى - چشمبسته و تقليدى نگاه كرديم كه ببينيم غربي ها چه مي گويند. درست است كه غربي ها حداقل دو قرن، دو قرن و نيم از ما در حركت علمى جلوتر بودند و به مناطق خيلى عجيب و باورنكردنىاى هم رسيدند؛ در اين ترديدى نيست. ما هم عقب مانديم؛ با همه افتخارات گذشتهمان، به خاطر تنبليها و سوءسياست ها؛ در اين ترديدى نيست. اما من قبلاً هم گفتهام، ما از شاگردى كردنِ پيش كسى كه بلد است، ننگمان نمي آيد؛ ولى مي گوييم نبايد فكر كنيم كه ما هميشه بايد شاگرد بمانيم.
معناى اين نگاه تقليدى، اين است: ما هميشه بايد شاگرد بمانيم. نوآورى لازم است. اعتماد به نفسِ شخصى و اعتماد به نفسِ ملى در اساتيد ما، يك ضرورت است. اولاً، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و كار علمى بكند. به آن كار علمىاش تكيه بكند و افتخار كند.
ثانياً، اعتماد به نفسِ ملى داشته باشد. به قابليت و تواناييهاى اين ملت اعتماد داشته باشد. اگر اين معنا در يك استاد وجود داشته باشد، اين سرريز خواهد شد در محيط درس، در كلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثير تربيتى خودش را خواهد گذاشت.
ثالثاً پركارى؛ ما يك مقدارى از ناحيهى كمكاريهايمان و تنبليهايمان - در بخشها و سطوح مختلف - ضربه خورديم. بايد كار كرد و از كار نبايد خسته شد. بنابراين نوآورى و ابتكار، شجاعت علمى، اعتماد به نفس شخصى و ملى و كارِ متراكم و انبوه، علاج كارِ پيشرفت علمى ماست. مخاطب اين هم اساتيد دانشگاهند.
خطشكنى علمى و عبور از مرزهاى علم همچنان در كشور ما، جدى نشده است. ما مي خواهيم علما و دانشمندان ما، راه هاى ميانبر را پيدا كنند؛ راههاى كشف نشده را از اين بينهايت مسيرهايى كه در عالم طبيعت وجود دارد و بشر بايد يكى پس از ديگرى كشف بكند.
من مي گويم در زمينه علم و فناورى، آن كارى را كه ذهن بشر به آن دست نيافته است، آن را وجهه همت قرار بدهيد و دنبال بكنيد؛ اين طورى است كه ما خط مقدم علم را شكستهايم و يك قدم به جلو برداشتهايم. آن وقت ميتوانيم اين را ادعا بكنيم؛ و اين ممكن است.
البته برداشتن قدمهاى جديد، مستلزم پيمودن راه هاى رفتهشده و طىشدهى به وسيلهى ديگران است؛ در اين شكى نيست. اما هيچوقت نبايد ذهن را از كاوش و جستجو براى يافتن راههاى ميانبر محروم و ممنوع كرد.ما اين را در كشور لازم داريم.
نظام اعطاى امتيازات علمى باید با نیاز های کشور منطبق شود
ما بايد تحقيق را، كه حقاً و بدون شك بايد پژوهش و تحقيق مورد توجه و اهتمام بيشترى قرار بگيرد، در كشور اولاً با توجه به نيازهاى آن، هدفدار كنيم؛ يعنى ببينيم واقعاً كشور به چه احتياج دارد و پژوهش ها را در جهت نيازهاى كشور قرار بدهيم، و اين لازمهاش اين است كه ما بانك اطلاعات و مركزى داشته باشيم همه بتوانند بدانند چه لازم است، چه انجام شده است و چه لازم است براى تكميل يك پژوهش، تا بتواند اين قطعات گوناگون در كنار هم جمع بشود.
مابايد نظام اعطاى امتيازات علمى را در دانشگاه تطبيق كنيم با اين چيزها. والّا صرف اينكه مثلاً يك مقاله در يك مجله آى.اس.آى منتشر كرده يا چه تعداد مقاله منتشر كرده، كافى نيست؛ يعنى محقق و پژوهشگر ما نبايد براى كسب رتبه علمى به دنبال اين باشد كه مقالهاى را تهيه و توليد كند كه براى كشور هيچ فايدهاى ندارد و هيچ خلأيى از خلأهاى پژوهشى كشور را پر نميكند.
بله، آن كسى كه آن را در مجله چاپ مي كند، ممكن است برايش مفيد باشد يا براى كس ديگرى و جاى ديگرى مفيد باشد؛ اما براى كشور مفيد نيست. اين كار را مىكند صرفاً براى اينكه رتبهى علمى به دست آورد. اين نظام بايد به هم بخورد؛ اين درست نيست.
نظام اعطاى امتيازات علمى و آييننامههايى كه در اين زمينه هست، بايد تطبيق كند با همين مطلب كه كدام تحقيق منطبق است با نياز كشور، و كدام تحقيق، تكميلكنندهى يك زنجيرهى تحقيق و پژوهش است.
ما گاهى در زمينههايى يك زنجيرهاى داريم؛ حلقههاى وسطِ اين زنجيره مفقود است. تأمين اين حلقهها خيلى اهميت خواهد داشت. پس هدفدار كردن تحقيق علمى با توجه به نيازهاى كشور و نيازهاى صنعت و بقيهى بخشهاى حياتى كشور است.
تربيت دينى دانشجويان، باید از اهداف مجموعهى اساتيد دانشگاهى كشور باشد تربيت دينى دانشجويان، بايستى يكى از اهداف مجموعهى اساتيد دانشگاهى كشور باشد.
دانشجو را بايد هم متدين و هم داراى باورهاى ملى - همان اعتماد به نفس ملى كه عرض كرديم - بار آورد. خلاف اين را من گاهى از بعضى از دانشگاه ها و بعضى از كلاس هاى درس مي شنوم. استادى مي آيد طورى درباره كشور حرف ميزند كه دانشجو از اينكه ايرانى است، بيزار ميشود. اين بىانصافى است؛ اين برخلاف مصلحت اين جوان و برخلاف مصلحت اين نسل عمل كردن است. بايد جوان را به هويت ملى و باورهاى ملى خودش پايبند كرد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰