کد خبر:۱۴۳۷۸۰
عيد فطر؛ عيدي كه سبقه سياسي دارد
عيد فطر در ميان مسلمانان سبقه سياسي دارد؛ چرا كه نمادي از تبعيت امت مسلمان از ولي بر حق خويش است كه نماز عيد فطر ناتمام امام رضا(ع) گواه اين مدعاست.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ عيدفطر يكي از اعياد بزرگ مسلمين است كه در تاريخ اسلام سبقه سياسي و اجتماعي دارد؛ چرا كه نماز عيدفطر نمادي از تبعيت امت مسلمان از ولي بر حق خويش است.
امت مسلمان پس از يك ماه مجاهدت و روزه داري و عبادت پروردگار، روز عيد همراه با امام عادل خويش حاضر مي شوند و نماز عيد را با شكوهي مثال زدني برگزار مي كنند.
در طول تاريخ سياسي مسلمانان نماز عيد فطر امام رضا(ع) در زمان مامون، هفتمين خليفه عباسي براي همگان آشنا است؛ واقعهاي كه گواه روشني است بر آن كه امامان شيعه هيچ فرصتي را از دست نمي دهند جز آن كه براي اعلان دعوت حق خويش از آن بهره برداري كنند و اعلام كنند كه خلافت از آنان غصب شده است.
تا آن جا كه از امام صادق(ع) روايت شده «هيچ عيدي براي مسلمين نمي آيد چه قربان و چه فطر، مگر آن كه براي آل محمد(ص) حزن و اندوه تجديد شود» از حضرت سبب اين اندوه را سئوال كردند و امام پاسخ فرمودند: «چون مي بيند حقشان در دست ديگري است.» بي شك حقي كه از امام معصوم(ع) غصب شده حق آنان در مورد خلافت و جانشيني رسول الله است.
در حركت امام رضا(ع) براي برگزاري نماز عيد چه حادثهاي رخ داده است كه مامون از درخواست خود پشيمان شده و امام را به خانه برگردانده و خود نماز را اقامه كرده است.
ماجرا از اين قرار بود كه وقتي عيد فطر فرا رسيد، مامون فرستادهاي را به سوي امام گسيل داشت و از او خواست تا در مراسم عيد حاضر شوند تا مردم فضيلت حضرت را شناخته و دلهايشان به وجود او آرام گيرد.
امام رضا(ع) اين پيشنهاد را نپذيرفت، اما مامون اصرار كرد و امام فرمود: «براي نماز عيد چنان بيرون خواهم آمد كه رسول خدا(ص) و علي بن ابيطالب(ع) عمل مي كردند.» چون خورشيد برآمد، امام رضا(ع) غسل كرد و عمامهاي سپيد از جنس كتان بر سر بست كه قسمتي از آن روي سينه و قسمت ديگر را ميان شانههاي خويش افكند، پس جامه خويش را بالا گرفت و به خادمان خويش فرمود شما هم مانند من عمل كنيد، آن گاه عصاي جد خويش را در دست گرفت و با پاي برهنه حركت كرد و خادمان هم همراه ايشان به راه افتادند.
سپس امام رضا(ع) سرخويش را به سوي آسمان بالا كرد و چهار تكبير گفت، آسمان و زمين هم در گوش مردم به تكبير آن حضرت پاسخ مي دادند، فرماندهان آراسته و مسلح در حالي كه بهترين جامههاي خود را در برداشتند بر در سراي امام انتظار وي را كشيدند. امام و همراهانش با پاي برهنه و دامن به كمر زده در برابرشان ظاهر شدند و امام پس از خروج از خانه توقف كوتاهي كرده و فرمود: «الله اكبر (سه بار) علي ما هدانا، الله اكبر علي ما رزقنا من بهيمه الانعام و الحمدالله علي ابلانا»، آن حضرت صداي خود را بلند كرد و خادمان نيز صداي خويش را بلند كردند. شهر مرو از گريه و شيون به لرزه درآمد و امام سه بار اين ذكر را تكرار فرمودند.
فرماندهان از اسبهاي خود فرود آمدند و چكمههايشان را از پاي درآوردند و در حالي كه يك پارچه مي گريستند و به دنبال امام(ع) تكبير مي گفتند، امام هر ده گامي كه بر مي داشت، مي ايستاد و چهار تكبير مي گفت و در گوش مردم ،زمين و ديوارهاي شهر هم به حضرتش پاسخ مي دادند. خبر اين ماجرا به مامون رسيد. فضل بن سهل به مامون گفت: «اگر علي بن موسي الرضا(ع) بدين گونه به مصلي برسد، مردم شيفته او مي شوند. به مصلحت است كه مانع او شوي و او را بازگرداني»، مامون بلافاصله دستور به بازگشت امام داد، امام رضا(ع) كفش خود را در پاي كرده و بازگشتند و مامون خود نماز را اقامه كرد.
غاصبان ولايت خود از همه آگاه تر بودند به اينكه حق چه كساني را پايمال و غصب كرده اند و در طول تاريخ همواره سعي در پوشاندن حق و حقيقت داشتند هر چند كه حق خود را نمايان مي سازد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰