پيشرفت کاروان علم و تحقيق به مديريت احتياج دارد
کد خبر:۱۴۳۸۶۷

پيشرفت کاروان علم و تحقيق به مديريت احتياج دارد

يقيناً پيشرفت کاروان علم و تحقيق در کشور احتياج دارد به مديريت؛ به نظارت، اشراف، برنامه‏ريزي، جهت دهي و هدف معين کردن نياز دارد؛ بدانيم براي کار تحقيقاتي راهبرد ما چيست؛ چه کنيم که اين تحقيقات براي کشور مفيد باشد.

گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار خود با استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در 26 آذر ماه سال 1383 فرمودند: بحمدالله ما امروز در مجموعه‏ي اساتيد و دانشجويانمان روح تعهد در مسائل اجتماعي را خيلي بارز مشاهده مي‏کنيم.

 

من دانشگاهِ قبل از انقلاب را هم کاملاً يادم هست. امروز احساس تعهد دانشجو و استاد نسبت به مسائل کشور و مسائل اجتماعي خوب است - که نمونه‏هايش را هم داريم مي‏بينيم - ليکن چه کنيم که اين احساس مسؤوليت و اين روح تعهد در مقابل سرنوشت کشور، تقويت شود؟ کاري کنيم که در محيط دانشگاه - اين محيط پُرنشاط و پُرتپش؛ محيطي که از علم و روحيه‏ي تحقيق و همراه با نشاط و جواني، سرشار و لباب است - اين احساس تعهد و مسؤوليت بيش از پيش وجود داشته باشد و همه يا اکثريت قاطع اساتيد و دانشجويان نسبت به سرنوشت و آينده‏ي کشور و آينده‏ي نسلها احساس مسئوليت کنند و روح‏فردگرايي و به فکر سرنوشت شخص خود بودن، قدري تضعيف شود؛

 

يعني نه دانشجو و نه استاد، همه‏ي همّ و غمشان اين نباشد که آينده‏يي براي شخصِ خودشان بسازند. اگرچه از ديد اسلام همه بايد مصالح و سرنوشت عمومي را بر مصالح و منافع شخصي ترجيح دهند، ليکن از نخبگان، زبدگان و برجستگان - که مظهر آنها مجموعه‏ي استاد و دانشجو هستند - توقع اين است که روحيه‏ي به فکر سرنوشت خود بودن، بر روحيه‏ي به فکر سرنوشت کشور بودن ترجيح پيدا نکند.

 

سمینارها به صورت شکلی و صوری برگزار نشوند

 

من توصيه مي‏کنم در همه‏ي زمينه‏هاي مهم، سمينارهاي واقعي برگزار شود؛ نه شکلي و صوري. گاهي انسان مي‏بيند سمينار و کنگره‏ي بين‏المللي يا داخلي برگزار مي‏شود، اما اغلب، ته‏اش چيزي درنمي‏آيد. واقعاً بايد سمينارهاي علمي تخصصي مفيد تشکيل شود .

 

نبايد تصور کرد که مجموعه‏ي انساني يک ملت، يک حرکت بسيط مي‏تواند داشته باشد. حرکتها، جمع‏بندي شده‏ي مجموعه‏ي احساسات، انگيزه‏ها و تحرکها در کل جامعه است.

 

ما بحمدالله در بخشهاي بسيار زيادي داريم پيشرفت مي‏کنيم. اين‏طور تصور نشود که ما از واقعيات جامعه بي‏خبر مي‏مانيم؛ نه، من بحمدالله با بدنه‏ي مردم مرتبطم. شما آقايان و خانمهايي که اين‏جا تشريف داريد، بخشي از مجموعه‏ي نخبگان کشور هستيد. بنده با غيرنخبه‏ها، با مردم عادي، با روحانيون، با ائمه‏ي جماعات و با خانواده‏هاي گوناگون ارتباط دارم؛گاهي هم به خانه‏هاي مردم مي‏روم و روي فرش و زير سقفشان مي‏نشينم؛ بنابراين واقعيتها را مي‏بينم؛ اين‏طور نيست که ندانم و نبينم.

 

اين تصور و توقع هم منطقي نيست که ما فکر کنيم بايد يکسره بدون ريزش و بدون وجود نمودها و نمونه‏هايي که نمي‏پسنديم، جلو برويم؛ نه، بالاخره ريزشها و رويشهايي هست؛ سقوطها و عروجهايي هست؛ مجموعه‏ي انساني جمع‏بندي شده را بايد محاسبه کرد.

 

مسئولان در تربیت نخبگان برای کوتاه مدت به صورت غیر مادی به مسئله نگاه کنند

 

ما در زمينه‏ي تربيت نخبگان - که يک بخش عمده‏ي آن در عرصه‏ي آموزش دانشگاهي است - هم در بخش آموزش و هم در بخش پژوهش، نياز به تمرکز بيشتري از سوي مسئولان داريم. مسؤولان کشور در اين زمينه بايد با يک نگاه واقع‏بين و با يک محاسبه‏ي صحيح و - براي کوتاه‏مدت - غيرمادي به مسئله نگاه کنند.

 

اگرچه در بلندمدت يقيناً ثروت و پيشرفت و رشد مادي کشور هم در گرو همين‏هاست، منتها در مسائل دانشگاه، در کوتاه‏مدت بايد محاسبات را بر مبناي مسائل مالي و اقتصادي و مادي قرار نداد. نه اين‏که الان اين نگاه وجود ندارد؛ من مي‏بينم هم در سازمان مديريت و برنامه‏ريزي و هم در مجموعه‏ي دولت اين نگاه وجود دارد و مسئولاني که در رأس اين کارها هستند، خودشان غالباً دانشگاهي و اهل تحصيلات عاليه هستند؛ کساني هستند که قدر تحصيلات و تحقيق را مي‏شناسند؛ ولي بايد برنامه‏ريزي شود؛ مديريت لازم است.

 

همين مسأله‏ي هجرت نخبگان يا فرار مغزها - که آقايان به بيانهاي خوبي اشاره کردند - هرچند بخشي از آن بلاشک به امکانات و امثال آن مرتبط است، بخشي هم به مسائل معنوي ربط دارد؛ اما بخشي هم مربوط به مديريتهاست.

 

ما، هم در وزارت علوم و بخشهاي مختلف تحقيقاتي، و هم در مديريت دانشگاه‏ها نياز به اين داريم که انسانهايي که اين مسؤوليتها را بر عهده دارند، با نگاه مديريتي کارآمد و پخته و سنجيده با اين مسأله برخورد کنند.

 

يقيناً پيشرفت کاروان علم و تحقيق در کشور احتياج دارد به مديريت؛ به تعبير برخي از دوستان، به نظارت، اشراف، برنامه‏ريزي، جهتدهي و هدف معين کردن نياز دارد؛ بدانيم براي کار تحقيقاتي راهبرد ما چيست؛ چه کنيم که اين تحقيقات و اين آموزش براي کشور مفيد باشد و به‏کار کشور بيايد.

 

افق کار در کشور، بسيار خوب است؛ استعدادها خوب است؛ امکانات موجود کشور، قابل قبول است؛ اين امکانات را مي‏شود افزايش داد. دستگاه‏هاي مسئول دولتي و اجرايي علاقه‏مندند به علم اهميت بدهند و اين را قبول کرده‏اند که علم، محور توسعه‏ي حقيقي براي کشور است.

 

ما بدون علم نمي‏توانيم به‏جايي برسيم؛ هم در سند چشم‏انداز بيست‏ساله اين آمده، هم در مذاکراتي که حول‏وحوش اين مسأله وجود دارد، اين معنا به وضوح براي همه تبيين شده است. همت لازم است؛ هم در دستگاه‏هاي مديريتي، هم در شما اساتيد محترم و کساني‏که بالمباشره مسؤوليد.

 

تولید علم با تحصیل و تبحر در علم متفاوت است

 

آنچه مهم است، توليد علم است. دوستان آمارهايي دادند، من هم اين آمارها را قبول دارم، به ما هم در زمينه‏ي پيشرفتهاي تحقيقي و مقالات منتشره‏ي در مجلات علمي و معتبر دنيا هم گزارشهايي داده شده؛ منتها توجه کنيد که توليد علم - يعني شکستن مرزهاي علم و پيشرفت کردن - با تحصيل علم و تبحر در علم تفاوت دارد؛ ما اوّلي را نياز داريم. نه اين‏که به دومي نياز نيست، اما دومي کافي نيست.

 

اين‏که نوشته و تحقيق و فرآورده‏ي ذهن دانشمندان در زمينه‏ي علوم مختلف - چه علوم انساني، چه علوم تجربي - بيايد و خوب دانسته شود و همين‏ها محور تشخيص و معرفت‏نهايي انسان شود، چيز مطلوبي نيست.

 

ما مي‏بينيم که در زمينه‏هاي مختلف، تحقيق و پژوهش و رسيدن به نظريه در دنياي مادي و دنياي غرب، مبناي قابل قبول و مورد اعتمادي نبوده؛ بخصوص در زمينه‏ي علوم انساني، که در علوم تجربي و در فناوري هم اثر خودش را نشان مي‏دهد.

 

نگاه اسلام به علم و زندگی مبنای تحقیقات علمی در غرب نیست

 

نگاه اسلام به انسان، به علم، به زندگي بشر، به عالم طبيعت و به عالم وجود، نگاهي است که معرفت نويني را در اختيار انسان مي‏گذارد. اين نگاه، زيربنا و قاعده و مبناي تحقيقات علمي در غرب نبوده. تحقيقات علمي در غرب، در ستيز با آنچه آن را دين مي‏پنداشتند، آغاز شده است.

 

البته آنها حق داشتند؛ ديني که رنسانس عليه آن قيام کرد و خط فکري و علمي دنيا را در جهت مقابل و مخالف آن ترسيم کرد، دين نبود؛ توهمات و خرافاتي بود با عنوان دين. دينِ کليسايي قرون وسطايي، دين و معرفت ديني نبود. بديهي بود که عقده‏ها و گره‏ها در ذهن دانشمندان و نخبگان و زبدگان فکري باقي بماند و برايش راه علاجهاي ضدديني و غيرديني پيدا کنند. لذا هنوز چگونگي کنار آمدن علم و دين براي آنها مسأله است.

 

ليکن مسأله‏ي ما اين نيست. در جهان‏بيني ما، علم از دل دين مي‏جوشد و بهترين مشوق علم، دين است. ديني که ما مي‏شناسيم، جهان‏بيني ديني‏يي که ما از قرآن مي‏گيريم، تصويري که ما از آفرينش و از انسان و از ماوراءالطبيعه و از توحيد و از مشيت الهي و از تقدير و قضا و قدر داريم، با علم سازگار است؛ لذا توليدکننده و تشويق‏کننده‏ي علم است.

 

پايه و مبناي علوم انساني‏ که امروز در غرب مطرح است، از اقتصاد و جامعه‏شناسي و مديريت و انواع و اقسام رشته‏هاي علوم انساني، بر مبناي يک معرفت ضدديني و غيرديني و نامعتبر از نظر کساني است که به معرفت والا و توحيدي اسلامي رسيده باشند.

 

ما در اين زمينه‏ها بايد کار کنيم. در زمينه‏ي علوم تجربي بايد کار و تلاش کنيم. قدرت پيشرفت علمي و باز کردن راه‏هاي نو و گشودن افقهاي جديد را بايد در خودمان به‏وجود بياوريم؛ همت ما بايد اين باشد؛ توقع، اين است.

 

خوشبختانه ما پيشرفت کرده‏ايم؛ بوضوح مي‏شود اين را ديد. اگر قرار بود در محيط غيرديني و ضدديني، علم پيشرفت کند، از لحاظ علمي لااقل پيشرفت مي‏کرديم. ما از لحاظ علمي، عقب‏مانده و عقب نگه‏داشته شده بوديم. بيش از پنجاه سال، تحرک و جوشش علمي در اين کشور کند بود؛ در بعضي از بخشها تعطيل بود. موانعي که به‏وجود آوردند، براي اين ملت مثل سم کشنده‏يي بود. باور را از ملت ما گرفتند. ملت و نخبگان و مغزهاي ما را به هر آنچه از بيرون اين مرزهاست، آن‏چنان دلبسته کردند که اصلاً کسي اين مجال و اين جرأت و اين شجاعت را پيدا نکند که فکر کند مي‏توان برخلاف آن حرفها يا غير از آن حرفها و آن نظريه‏ها، نظريه‏يي ارائه کرد.

 

ما هنوز هم تا حدودي گرفتار آن حرفها هستيم. البته اسلام به ما خودباوري داد و انقلاب به ما جرأت بخشيد. آنچه امروز مشاهده مي‏کنيم، نتيجه‏ي همين جرأت است؛ بايد اين جرأت را تقويت کرد و پيش رفت.

 

البته من اين نکته را هم تصحيح کنم. دوستان چند جا در خلال فرمايشاتشان به ما گفتند «دستور بدهيد». بنده در اين زمينه‏ها هيچ دستوري به کسي نمي‏دهم؛ چون کار ما در اين زمينه دستوري نيست؛ مثلاً به وزارت علوم دستور بدهم در اين زمينه اين‏طوري عمل کند؛ نه، ما به دولت و مسؤولان به صورت اعلام سياستها، چارچوب‏ها را مي‏دهيم.

 

يا بعضي از دوستان گفتند به قاضي دستور بدهيد. بنده به قاضي دستور نمي‏دهم؛ قاضي کار خودش را مي‏کند، مسؤوليتِ کار خودش را هم دارد؛ کمااين‏که دستگاه‏هاي دولتي مسؤوليت خود را دارند. ما تلاش و دنبال‏گيري مي‏کنيم تا اين کارها ان‏شاءالله در مسير و بستر قانوني و صحيح و منطقي خود تحقق پيدا کند. اين چيزها دستوري نيست. خيلي مشکلات هم با دستور و بخشنامه و امثال اينها حل نمي‏شود.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار