مربی ایرانی ظرفیت اجتماعی ندارد؟ وقتی بیاعتمادی به خودمان تبدیل به فرهنگ میشود
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، اظهارات میلاد تقوی، رئیس فدراسیون والیبال، درباره مربی ایرانی، حرف سادهای نیست که بتوان به راحتی از کنار آن عبور کرد. او در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرده است که «ما فعلاً ظرفیت اجتماعی نداریم که مربی ایرانی بیاوریم» و فدراسیون والیبال نیز چنین نگاهی ندارد که سراغ مربی ایرانی برود.
در ظاهر، این جمله میتواند به عنوان یک تصمیم مدیریتی برای انتخاب سرمربی تیم ملی تفسیر شود؛ اما بخش مهم ماجرا، استفاده از عبارت «ظرفیت اجتماعی» است. اگر جامعه ایران ظرفیت پذیرش مربی ایرانی را ندارد، سؤال اساسی این است که این ظرفیت چگونه باید ساخته شود؟ آیا وظیفه مدیران ورزشی تنها توجه به ذائقه موجود است یا اینکه بخشی از مسئولیت آنها، ساختن اعتماد و فراهم کردن زمینه برای رشد نیروهای داخلی است؟

وقتی «خارجی بودن» امتیاز محسوب میشود
علیرضا طلوعیکیا، کارشناس و مربی والیبال، در واکنش به چنین نگاهی، مسئله را بسیار عمیقتر از انتخاب یک مربی برای تیم ملی میداند. او معتقد است علاقه به مربی خارجی، بخشی از یک فرهنگ قدیمی در جامعه شده است؛ فرهنگی که در آن، خارجی بودن گاهی به خودی خود یک امتیاز محسوب میشود.
طلوعیکیا با اشاره به سابقه تاریخی این نگاه میگوید این اتفاق حتی به سالهای دور و دوره قاجار بازمیگردد؛ زمانی که تحصیل و آموزش در خارج از کشور نوعی اعتبار اجتماعی محسوب میشد. از نگاه او، این ذهنیت به مرور در حوزههای مختلف زندگی اجتماعی نفوذ کرده و امروز ورزش نیز از آن بینصیب نمانده است.
این مربی والیبال تأکید میکند که این نگاه تنها مختص والیبال نیست. به گفته او، حتی در آکادمیهای فوتبال یا دیگر رشتههای ورزشی، گاهی صرفاً شنیدن اینکه یک مربی اهل کانادا، آلمان، انگلیس یا کشور دیگری است، برای بخشی از جامعه جذابیت ایجاد میکند؛ در حالی که ممکن است درباره توانایی واقعی آن مربی سؤال جدی وجود داشته باشد.
مسئله دقیقاً همینجاست؛ آیا مربی خارجی به دلیل خارجی بودن بهتر است یا به دلیل دانش، تجربه و کارنامهاش؟
اگر پاسخ، گزینه دوم باشد، ملیت مربی نباید تبدیل به معیار اصلی انتخاب شود. مربی ایرانی نیز باید بر اساس دانش، کارنامه، توانایی فنی و قدرت مدیریت خود ارزیابی شود؛ همانطور که مربی خارجی نیز باید با همین معیارها سنجیده شود.
اعتماد به مربی ایرانی؛ حلقه مفقوده ورزش
طلوعیکیا در بخش دیگری از صحبتهایش به یک مشکل فرهنگی اشاره میکند: «ما اصلاً مربی ایرانی را قبول نداریم.» این جمله شاید تلخ باشد، اما نمیتوان انکار کرد که نمونههای آن در ورزش کم نیست.
گاهی مربی ایرانی اگر نتیجه نگیرد، خیلی زود زیر فشار قرار میگیرد و حتی عملکرد گذشتهاش نیز فراموش میشود. اما مربی خارجی ممکن است با نتایج ضعیف هم مدت بیشتری فرصت داشته باشد و حتی شکستهایش با عباراتی مانند «زمان میخواهد»، «در حال ساختن تیم است» یا «شرایط را بهتر میکند» توجیه شود.
این تفاوت در نوع قضاوت، اگر واقعاً وجود داشته باشد، خود به یکی از موانع رشد مربیان ایرانی تبدیل میشود. مربی داخلی برای رسیدن به سطح اول، نیازمند فرصت، تجربه و میدان است. اگر قرار باشد هر بار پیش از آغاز کار، با این استدلال که «جامعه او را نمیپذیرد» کنار گذاشته شود، چگونه قرار است مربی ایرانی به سطحی برسد که بتواند هدایت تیم ملی را برعهده بگیرد؟

فدراسیون نباید فقط تماشاگر ظرفیت اجتماعی باشد
نکته مهمتر درباره صحبتهای تقوی این است که فدراسیون والیبال به عنوان متولی اصلی این رشته، فقط با یک انتخاب فنی روبهرو نیست؛ بلکه درباره مسیر آینده مربیگری والیبال ایران تصمیم میگیرد.
اگر فدراسیون به این نتیجه رسیده که در مقطع فعلی مربی خارجی بهترین گزینه برای تیم ملی است، میتواند این تصمیم را بر اساس معیارهای فنی توضیح دهد. اما اگر استدلال اصلی این باشد که جامعه مربی ایرانی را نمیپذیرد، مسئله متفاوت میشود.
مدیریت ورزش فقط انعکاسدهنده خواستههای جامعه نیست؛ گاهی باید مسیر درست را نیز برای جامعه ایجاد کند. همانطور که یک فدراسیون برای ساخت نسل جدید بازیکنان، برنامه استعدادیابی و پرورش نیرو طراحی میکند، در حوزه مربیگری نیز باید برای ساختن و معرفی مربیان بزرگ داخلی برنامه داشته باشد.
در نهایت، بحث بر سر ایرانی یا خارجی بودن مربی نیست. بحث بر سر معیار انتخاب است. اگر مربی خارجی از مربی ایرانی بهتر است، باید به دلیل کارنامه و توانایی فنی انتخاب شود؛ اما اگر تنها امتیاز او پاسپورتش باشد، آن وقت مشکل دیگر روی نیمکت تیم ملی نیست، بلکه در ذهنیت ما نسبت به تواناییهای خودمان است.
شاید به جای اینکه بگوییم «ظرفیت اجتماعی مربی ایرانی را نداریم»، باید بپرسیم چه کسی قرار است این ظرفیت را ایجاد کند. اگر فدراسیون، کارشناسان و مدیران ورزش به مربی ایرانی اعتماد نکنند، نمیتوان از مردم انتظار داشت یکشبه به او اعتماد کنند.
انتهای پیام/