کد خبر:۱۴۴۲۳۹
5 شوال سالروز ورود مسلم بن عقيل به كوفه
مسلم به محض ورود به كوفه در خانه مختار ثقفي فرود آمد
مسلم بن عقيل به محض ورود به كوفه در خانه مختار ثقفي فرود آمد و بالغ بر 18 هزار نفر از مردم براي بيعت با امام حسين(ع) نزد مسلم آمدند، اما در نهايت مسلم در كوفه تا آن جا تنها و غريب شد كه به خانه پيرزني پناه برد.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ شخصيت شناسي كوفيان در طول تاريخ همه عبرت گيرندگان را دچار حيرت مي كند از جمله كساني كه از زمان امام علي (ع) تا زمان امام حسين (ع) تاريخ سياه و شنيعي را براي خود رقم زدند.
تا آنجا كه حضرت زينب (س) در خطبه تاريخي خود كوفيان را مثل زني مي دانند كه رشته خود را پس از محكم تافتن و ريسيدن باز تار مي كند و آنان را راهزناني بيش نمي دانند.
امام سجاد (ع) كوفيان را بر بي وفايي و پيمان شكني سرزنش كردند
امام سجاد (ع) پس از واقعه عاشورا كوفيان را بر بي وفايي و پيمان شكني سرزنش كردند و به آنان يادآوري كردند كه شما به سوي پدر من نامه نوشتيد و او را بي ياور گذاشتند.
بي وفايي كوفيان در ياري دادن به ابا عبدالله الحسين (ع) از همان زماني آغاز شد كه امام را به كوفه خواندند، اما سفير ايشان، مسلم بن عقيل را به شهادت رساندند.
زماني كه مردم كوفه به امام حسين(ع) نامه نوشته و از ايشان براي قيام عليه يزيد ملعون دعوت كردند، امام (ع) مسلم را خواستند و او را به اتفاق « قيس بن مسهر» و «عبدالرحمن بن عبدالله» به كوفه اعزام كردند و به وي دستور دادند تقواي الهي را رعايت كند و نسبت به مردم مهرباني نشان دهد، اگر اتحاد و يك پارچگي مردم را ملاحظه كرد به سرعت حضرت را در جريان قرار دهد و امام(ع) در نامهاي خطاب به مردم چنين مرقوم فرمودند: «برادر، پسرعمو و فرد مورد اعتماد خاندانم، مسلم بن عقيل را به سوي شما فرستادم و به او فرمان دادم اگر شما را متحد و يكپارچه يافت برايم نامه بفرستد به جان خودم سوگند، پيشوا كسي است كه به حق و عدالت رفتار نمايد.»
بالغ بر 18 هزار نفر با مسلم بيعت كردند
مسلم بن عقيل 5 شوال وارد كوفه شد و در خانه مختاربن ابوعبيده ثقفي فرود آمد. شيعيان براي بيعت با امام حسين(ع) نزد مسلم مي آمدند، اين خبر به «نعمان بشير انصاري»، فرمانرواي يزيد در كوفه رسيد.
نعمان با لحني ملايمت آميز با مردم سخن گفت و آنان را تهديد كرد، اما مردم همچنان به بيعت خويش با مسلم ادامه مي دادند تا آن جا كه نام بالغ بر 18 هزار نفر در دفتر ثبت شد.
مسلم اين ماجرا را طي نامهاي توسط «عابس بن ابي شيب شاكري» به امام حسين(ع) گزارش داد و از او درخواست كرد به جهت اشتياق مردم، شتابان رهسپار آن سامان گردد.
زماني كه اين خبر به يزيد رسيد با نزديكانش پيرامون فرمانروايي كوفه به مشورت نشست و به عبيدالله سمت فرمانروايي كوفه را داد.
هنگامي كه عبيدالله وارد كوفه شد و توانست با تهديد و تطميع مردم، بيعت كنندگان را از اطراف مسلم پراكنده كند؛ به نحوي كه همه آن جمعيت از پيرامون مسلم متفرق شدند و باقي مانده هواداران مسلم توسط عبيدالله دستگير و به زندان افكنده شدند.
مسلم در كوفه تا آن جا تنها و غريب شد كه به خانه پيرزني به نام طوحه پناه برد كه قبلاً همسر اشعث بن قيس بود، مسلم در آن خانه نيز در امان نماند و توسط بلال فرزند آن پيرزن به عبيدالله معرفي شد.
مسلم بعد از جنگي دلاورانه در دست سپاهيان عبيدالله دستگير شد و تمام تلاش خود را كرد تا پيكي به سمت امام حسين(ع) فرستاده و حضرت را در جريان امور قرار دهد و ايشان را از فريبكاري مردم كوفه مطلع كند، اما موفق به اين كار نشد.
عبيدالله، مسلم را به تفرقه افكني ميان مسلمين متهم كرد
عبيدالله، مسلم را متهم به تفرقه افكني ميان مسلمين كرد و به او گفت: «چرا به سوي مردم كوفه آمدي تا ميان آنان دشمني ايجاد كني؟»
مسلم در جواب عبيدالله گفت: «من هرگز براي چنين كاري بدين جا نيامده ام ولي مردم اين شهر مدعي شدند كه پدرت برگزيدگان و خوبان آنان را كشته و خونشان را به زمين ريختند و با آنان چون كسري و قيصر رفتار كرده است و ما نزدشان آمديم تا مردم را به عدالت فرمان داده و آنان را جهت عمل به دستورات كتاب الهي، فرا بخوانيم».
عبيدالله به مسلم گفت: «كه شما گمان مي كنيد كه در خلافت حقي داريد مسلم در جواب وي گفت :«ما گمان نمي كنيم بلكه يقين داريم كه در خلافت حق داريم»
عبيدالله كه جواب هاي كوبنده مسلم را شنيد و پاسخي براي آن پيدا نمي كرد به مسلم گفت تو را به گونه اي كه در اسلام بي سابقه باشد، مي كشم و مسلم عمل شنيع عبيدالله را بدعت در دين برشمرد.
مسلم به دستور عبيدالله از بالاي دارالاماره به پايين افكنده شد و در روز هشتم ذيحجه مصادف با حركت امام حسين (ع) شهيد شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰