کد خبر:۱۴۴۳۵۶
سرنوشت جبهه ملي از نگاه بنيانگذار انقلاب؛
«جبهه ملى» از امروز محکوم به ارتداد است
«جبهه ملى» از امروز محکوم به ارتداد است البته اسلام درِ رحمتش باز است به روى همه مردم. در تاریخ است که یزید از حضرت سجّاد(ع) پرسید که من توبه مىتوانم بکنم؟ ایشان فرمودند که بله، در توبه باز است. منتها بعد حضرت سجّاد به حضرت زینب گفت كه این موفق به توبه نمىشود! و من هم احتمال مىدهم که این آقایان موفق به توبه نشوند!
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، در 25 خرداد سال 60، جبهه ملي طي اعلاميهاي مردم را به قیام در مقابل لايحه قصاص در قرآن دعوت كرد كه به اين ترتيب پرونده 32 ساله اين جريان سياسي معاصر كشور كه در برخي برههها از جمله ملي شدن صنعت نفت نيز مؤثر بود، با سخنراني تند امام (ره) در مقابل اين حركت، براي پيروان و دوستداران نظام اسلامي بسته شد.
امام خميني در همان روز در جمع اقشار مختلف مردم سخنراني نمودند و اين اقدام را محكوم كردند كه در زير بخشهايي از اين سخنراني آورده ميشود.
من ميخواهم ببینم كه این راهپیمایي كه امروز اعلام شده است، اساس این راهپیمایي چه هست. من دو تا اعلامیه از «جبهۀ ملي»، كه دعوت به راهپیمایي كرده است، دیدم. در یكي از این دو اعلامیه، جزء انگیزهاي كه براي راهپیمایي قرار دادهاند، لایحۀ «قصاص»است. یعني مردم ایران را دعوت كردند كه مقابل لایحه قصاص بایستند؛ در اعلامیه دیگري كه منتشر كرده بودند تعبیر این بود كه «لایحه غیر انساني»!
ملت مسلمان را دعوت ميكنند كه در مقابل لایحه قصاص راهپیمایي كنند، یعني چه؟ یعني در مقابل نص قرآن كریم راهپیمایي كنند! شما را دعوت به قیام، استقامت و راهپیمایي ميكنند در مقابل قرآن كریم؛ نص قرآن كریم.
مسلمین، چه برادران اهل سنت و چه برادران شیعي، ضروري این است كه این قرآن از خداست و در قرآن هرچه باشد ضروري است كه باید پذیرفت. قضیه «قصاص» در جاهایي از قرآن تصریح شده است و لایحه قصاص همین مسائل قرآن است.
از اول هم اسلام پیش جبهه ملي مطرح نبوده است بلكه منظور مليگرایي بوده؛ كه در اين هم شك است
در این راهپیمایي كه مسلمان ها را به اصطلاح خودشان دعوت كردهاند، دعوت كردهاند كه مردم قیام كنند در مقابل قرآن! مردم قیام كنند در مقابل احكام ضروریه اسلام! آنهایي كه از بعض جبههها هستند، تكلیفشان معلوم است. آنها از اول هم، از آن وقتي هم كه «جمهوري اسلامي» تأسیس شده است، مسئله اسلام پیش آنها مطرح نبوده است و آنچه مطرح بوده است، اگر راست بگویند، همان مليگرایي بوده است و من در این هم شك دارم! براي اینكه افرادي كه سر دستۀ اینها بودند و به مليگرایي معروف بودند ما دیدیم كه بر ضد ملت اینها قیام كردند؛ الآن هم كه در خارج هستند دعوت ميكنند كه بر ضد این ملت، قدرت ها فعالیت كنند.
این قدرت هاي بزرگ هم همه جور چیزي دارند! ملي هم دارند؛ مذهبي هم دارند؛ معمم هم دارند. من آن چیزي كه بسیار مورد تعجبم است این نیست كه در اعلامیه «جبهۀ ملي» براي لایحه «غیر انساني» [به اصطلاح او] قصاص، یعني حكم غیر انساني قرآن!، یعني حكم غیر انساني اسلام!، اعلامیه بدهند و مردم را دعوت كنند كه ایهاالناس بیایید، در مقابل اسلام قیام كنید و استقامت كنید؛ (چراكه) من از آنها همچو توقعي داشتم و دارم اما بعضي كه اعلامیه دادند و تأیید كردند این راهپیمايی ها را، آیا خواندهاند این اعلامیههاي «جبهه ملي» را؟ دیدهاند، كه به این راهپیمایي دعوت كردهاند؟ و یكي از انگیزههاي آنها این است كه بیایید مقابل قرآن قیام كنید؟ منتها لفظش را نگفتند و واقعِ صریحش همین است.
راهپیمایي جبهه ملي براي مقابله با اسلام است
اگر اینها خواندند این را، غفلت كردند از اینكه این راهپیمایي براي مقابله با اسلام است؛ براي مقابله با جمهوري اسلامي است؛ و براي مقابله با حكومت اسلام است.
من عجالتاً كار ندارم كه آیا دولت آقاي رجایي یك دولت فعّال است یا نه و آیا كارهایي كرده است كه باید در مقابل او ایستاد یا نه؛ و كار ندارم به اینكه مجلس شوراي اسلامي آیا یك مجلسي است كه از ملت است یا نه؛ و كار ندارم به اینكه قوه قضائیه آیا به تكالیفش عمل ميكند یا نه؛ به اینها من كاري ندارم؛ و اگر راهپیمایي هم فقط براي راهنمایي مردم بود، آن هم صحبتي نبود و ممكن بود كه عمل بشود؛ اما راهپیمایي در مقابل اسلام! در مقابل صریح قرآن! در مقابل حكم ضروري اسلام! این را چه جور تعبیر كنیم؟ باز من كار ندارم به «جبهه ملي»، با اینكه بعض افرادش شاید افرادي باشند كه مسلمان باشند؛ لكن من كار دارم به آنهایي كه پیوند كردهاند با این جبهه؛ پیوند كردهاند با منافقین؛ پیوند كردهاند با منحرفین.
و لا حولَ ولا قوةَ اِلاّ باللّه! در یك كشور اسلامي این طور سبّ بر قرآن شود
و لا حولَ ولا قوةَ اِلاّ باللّه! در یك كشور اسلامي این طور سبّ بر قرآن و سبّ بر اسلام در مرئي و منظر مسلمین بشود و فلان مقام هم تأیید كند و دعوت به شورش! در مقابل چه؟ در مقابل نص صریح قرآن؟! امروز، دو بعد از ظهر دعوت به راهپیمایي است. به حسب چیزي كه در اعلامیهشان ثبت شده است، دعوت به راهپیمایي است در مقابل این حكم «غیر انساني» اسلام!
ما با اینهایي كه اظهار دوستي ميكنند و تیشه برداشتهاند و به ریشه اسلام ميزنند باید چه بكنیم؟ در تمام طول سلطنت رضاخان و محمدرضا یك همچو جسارتي به قرآن كریم نشد.
مسلمان ها بدانند كه یك راهي الآن هست در كار، یك روشي الآن هست در كار، كه به طور ناشیگري اینها نقاب راكنار زدند؛ آنهایي كه در این راهپیمایي ميخواهند شركت كنند، یا اظهار این را كردند كه شركت بكنند، یا تأیید كردند این شركت را، یا مردم را دعوت كردند به این شركت، اگر بدانند كه محتواي این معنا چیست، واي به حال ملتي كه مليهایشان این باشد.
من نتوانستم و مىخواستم و واقعاً مىخواستم و متأثرم از اینکه با دست خودشان اینها گور خودشان را کندند، من نمىخواستم این طور بشود؛ من حالا هم توبه را قبول مىکنم؛ اسلام قبول مىکند. حالا هم بروند در رادیو، بروند در تلویزیون، توبه کنند بگویند ما تا حالا خطا کردیم؛ اشتباه کردیم، مردم را دعوت کردیم به شورش غلط بوده؛ خلاف اسلام بوده، خلاف قوانین کشورى بوده تأیید کردیم، ائتلاف کردیم با گروه منافق.
بنی صدر بايد از ملت عذرخواهى کند
من چندین بار به این آقا (بنی صدر) گفتم آقا این جمعیت تو را به باد فنا مىدهند! این افرادى که دور تو جمع شده اند، بعضى از اینها، یک گرگهایى هستند که تو را به باد فنا مىدهند؛ گوش نکرد.
حالا هم دیر نشده؛ آقایانى که متدیناند اعلام کنند به اینکه این دعوت به راهپیمایى دعوت بر ضد اسلام است- چنانچه صریحش این است- و آن آقا هم بروند عذرخواهى کنند از ملت؛ بگویند ملتى که به من رأى داد من مطابق رأى آنها عمل نکردم؛ از حالا به بعد مىکنم.
اما این طور نباشد که لفظاً، مکرر بهشان مىگویم! لفظاً [قبول] مىکند، لکن [در عمل چنين است] «من نه این مجلس را قبول دارم، نه آن قوه قضائیه را قبول دارم و نه آن شوراى نگهبان را قبول دارم و نه این هیئت سه نفرى را، که خودم هم یکیش را تعیین کردم، قبول دارم و هر چه هست باید من بکنم، این نباشد در کار، سایرین مانعى ندارد!»
اما ما چه بکنیم؟ من که مىگویم باید از دست این دوستان یک فکرى بکنیم. براى این دوستان یک فکرى بکنیم، که من نمىخواهم اینها به آن طورى که خودشان را رساندند برسانند؛ من نمىخواستم که وضع این طور بشود؛ من نمىخواستم که این مردم و این ملت که سال اول جمهورى اسلامیشان هست این طور مشوش بشود خاطرشان از امثال شماها.
دست بردارید از این تضعیف مجلس و تضعیف روحانیت و تضعیف ملت
من نمىخواستم که شما ائتلاف بکنید با منافقینى که بر ضد اسلاماند، و «شناخت» شان منتشر است. (۱) ولى چه بکنم؟ خوب، شما گوش نکردید به نصیحت؛ الآن هم من نصیحت مىکنم، این جمعیت متدین «نهضت آزادى» را، و آقاى رئیس جمهور را، الآن هم من نصیحت مىکنم که آقا شماها دست بردارید از این سنگ اندازى جلوى چرخ اسلام، دست بردارید از این تضعیف مجلس و تضعیف روحانیت و تضعیف ملت و تضعیف روحیه ملت و تضعیف روحیه ارتش. دست بردارید از این امور و بیایید در میدان با برادران دیگرتان بنشینید.
شما رئیس جمهور قانونى باشید؛ روى قوانین عمل کنید. شما وکلایى هستید در مجلس، محترمید، متدینید؛ جدا کنید حساب [خودتان] را از مرتدها. اینها مرتدند. «جبهه ملى» از امروز محکوم به ارتداد است. بله، «جبهه ملى» هم ممکن است بگویند که ما این اعلامیه را ندادهایم. اگر آمدند در رادیو امروز بعد از ظهر آمدند در رادیو اعلام کردند به اینکه این اطلاعیهاى که حکم ضرورى مسلمین، جمیع مسلمین، را «غیر انسانى» خوانده، این اطلاعیه از ما نبوده؛ اگر اینها اعلام کنند که از ما نبوده، از آنها هم ما مىپذیریم.
اگر توبه بکند قبول است اما این آقایان موفق به توبه نميشوند
اسلام درِ رحمتش باز است به روى همه مردم. در تاریخ است که یزید از حضرت سجّاد(ع) پرسید که من توبه مىتوانم بکنم؟ ایشان فرمودند که بله، در توبه باز است. خوب، یزیدى که آن جنایت ها را کرده است [...] منتها بعد حضرت سجّاد(ع) به حضرت زینب، که به ایشان عرض کردند آخر این چه هست؛ گفت این موفق به توبه نمىشود! اگر توبه بکند قبول است.
یک کسى پیغمبر را هم بکشد توبه بکند قبول است؛ اما موفق به توبه نمىشود و من هم احتمال مىدهم که این آقایان موفق به توبه نشوند! جدیت کنند؛ الآن وقت هست؛ وقت باقى است؛ تا آن وقتى که پایتان را به گور وارد مىکنند در توبه باز است؛ رحمت خدا واسع است؛ بیایید توبه کنید. بیایید از کارهایى که کردید، از دعوت به شورش که کردید، از مخالفت هایى که با اسلام کردید، بیایید توبه کنید. برگردید، توبه همهتان قبول است.
هي نگوييد این مملکت را دارند خراب مىکنند
بیایید با هم برادر بشوید، این مملکت را به پیش ببرید. هى ننشیند و بگویید که این مملکت را دارند خراب مىکنند. آخر کجا، کى دارد خراب مىکند جز شماها؟ کى دارد مملکت را خراب مىکند؟ حساب کنید آخر!
ملت بنشینند حساب کنند این دولتى که با تمام توانش دارد زحمت مىکشد و دارد راهسازى مىکند و دارد به جنگزدگان کمک مىکند و دارد به جبهه ها کمک مىکند و عیبش فقط این است که مىگوید من مسلمانم! من به غیر اسلام هیچ فکر نمىکنم، شما این یک عیب را صرف نظر بکنید! این دارد ایران را به هم مىزند؟ این مجلسى که خوب، مردم مىبینند چه قدر این مجلس تحمل کرده است بار سنگین فحاشی هاى شما را، اینها هم که دارند زحمت مىکشند، اینها که علما هستند، به استثناى بعضی ها، خوب دارند زحمت مىکشند، اینها دارند خراب مىکنند کشور را؟ آن هم قوه قضائیه اش که با کمبود فرد، حتى در حوزه هاى علمى کمبود ما داریم، کمبود قضایى داریم، دارند شب و روز زحمت مىکشند که این کمبود را رفعش بکنند، اینها دارند خراب مىکنند؟
سخنراني امام خميني (ره) در جمع اقشار مختلف مردم؛ صبح 25 خرداد 1360 با موضوع اعلام ارتداد مخالفين احكام ضروري اسلام
منبع: صحيفه امام، جلد14، صفحات 450و451 و 462الي464
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰