روانشناس کنار تیم؛ ضرورت حرفهای یا تجمل ورزشی؟
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، در ورزش قهرمانی، آمادگی ذهنی دیگر موضوعی فرعی نیست. ورزشکاری که ماهها تمرین کرده، در نهایت باید در چند دقیقه یا حتی چند ثانیه توانایی کنترل فشار، استرس و هیجان خود را نشان دهد. به همین دلیل، در سالهای اخیر روانشناسی ورزشی به یکی از بخشهای مورد توجه ورزش حرفهای تبدیل شده است؛ هرچند در ایران هنوز درباره جایگاه واقعی این تخصص در تیمهای ملی اختلاف نظر وجود دارد.
یک نگاه میگوید روانشناس باید بخشی از کادر تیم باشد و در کنار مربی، پزشک و بدنساز فعالیت کند؛ نگاه دیگر معتقد است مربی به دلیل ارتباط نزدیک و مستمر با بازیکن، باید خودش توانایی مدیریت ذهنی ورزشکار را داشته باشد.

طلوعکیان: مربی باید روانشناسی بداند
علیرضا طلوعکیان، مربی و کارشناس والیبال، در تشریح دیدگاه خود تأکید دارد که مسئله اصلی نباید صرفاً اضافه کردن یک روانشناس به کادر تیم باشد، بلکه مربی باید دانش لازم برای شناخت و مدیریت شرایط ذهنی بازیکنان را داشته باشد.
او در این باره میگوید: «مربی باید روانشناسی بلد باشه یا تیم باید روانشناس داشته باشه؟ اصلاً تیم نمیتونه روانشناس داشته باشه. شما هیچ جای دنیا هم همچین چیزی ندارین. آقا نداریم. با آمریکا مقایسه نکنید. ما اصلاً روانشناس بیاریم همه میگن مگه ما دیوونهایم که روانشناس میخوایم؟ این نگاه غلطه. ما میخواهیم اثربخشی داشته باشیم. مربی باید به هر حال یه قسمتی از این علم رو داشته باشه و بتونه خودش به بازیکن تزریق کنه. سالهای سال ما اینو امتحان کردیم؛ ما روانشناس آوردیم، نتیجه نگرفتیم.»
حرف طلوعکیان یک نکته مهم را برجسته میکند؛ اینکه روانشناسی در ورزش نباید به حضور یک فرد در کادر تیم محدود شود. اگر مربی نتواند با بازیکن ارتباط درست برقرار کند، شناختی از ویژگیهای شخصیتی او نداشته باشد و نداند در شرایط بحرانی چگونه واکنش نشان دهد، حضور یک متخصص بیرونی به تنهایی نمیتواند تمام مشکلات را حل کند.
اما آیا دنیا روانشناس ورزشی ندارد؟
اینجا اما یک پرسش جدی مطرح میشود. بخشی از صحبت طلوعکیان درباره تجربه کشورهای بزرگ ورزشی نیازمند بررسی دقیقتر است. برخلاف این تصور که روانشناس در تیمهای حرفهای جهان جایگاهی ندارد، نمونههای متعددی از استفاده سازمانیافته از این تخصص وجود دارد.
کمیته المپیک و پارالمپیک آمریکا برای ورزشکاران خود خدمات تخصصی روانشناسی و عملکرد ذهنی ارائه میکند. در المپیک پاریس نیز روانشناسان این مجموعه جلسات متعددی با ورزشکاران برگزار کردند. این مسئله نشان میدهد حضور متخصص روانشناسی در ورزش حرفهای الزاماً به معنای بیمار بودن ورزشکار یا داشتن مشکل روانی نیست؛ بلکه بخشی از فرایند آمادهسازی برای رقابت در بالاترین سطح است.
حتی در والیبال آمریکا نیز متخصصان حوزه عملکرد ذهنی در ساختار تیمهای ملی و برنامههای توسعه ورزشکاران حضور داشتهاند. بنابراین شاید مقایسه ایران با آمریکا از نظر امکانات، بودجه و ساختار اشتباه باشد، اما نمیتوان اصل استفاده از روانشناسی ورزشی را در ورزش حرفهای جهان نادیده گرفت.


روانشناس قرار نیست جای مربی را بگیرد
نکته مهم اینجاست که حضور روانشناس و توانایی مربی در مدیریت ذهنی بازیکن الزاماً دو موضوع متضاد نیستند. یک مربی حرفهای باید اصول اولیه روانشناسی را بداند، اما این به معنای بینیازی از متخصص نیست.
مربی هر روز با بازیکن کار میکند و بهتر از هر فرد دیگری میتواند تغییرات رفتاری او را ببیند. در مقابل، روانشناس ورزشی دانش تخصصیتری درباره تمرکز، اضطراب رقابتی، کنترل هیجان، تصویرسازی ذهنی و مهارتهای مقابله با فشار دارد.
درست مانند تیم پزشکی، اینجا نیز قرار نیست یک نفر تمام وظایف را بر عهده بگیرد. مربی باید بتواند از نظر ذهنی بازیکن را مدیریت کند و روانشناس نیز در حوزه تخصصی خود به مربی و ورزشکار کمک کند.
مشکل، نسخه اشتباه است
اگر در سالهای گذشته حضور روانشناس در برخی تیمهای ملی نتیجه مطلوبی نداشته، این تجربه ارزش بررسی دارد؛ اما شکست یک مدل اجرایی لزوماً به معنای ناکارآمد بودن اصل روانشناسی ورزشی نیست.
ممکن است روانشناس در زمان نامناسب وارد تیم شده باشد، ارتباط مناسبی با مربی نداشته باشد، بازیکنان به او اعتماد نکرده باشند یا وظیفه او فقط به چند جلسه کوتاه قبل از مسابقات محدود شده باشد. روانشناسی ورزشی زمانی میتواند اثرگذار باشد که از ماهها قبل از مسابقه و در کنار فرایند آمادهسازی تیم حضور داشته باشد، نه اینکه درست پیش از یک رقابت حساس به اردو اضافه شود.
از سوی دیگر، باید این واقعیت را هم پذیرفت که مربی نمیتواند متخصص همه حوزهها باشد. همانطور که از او انتظار نمیرود کار فیزیوتراپیست یا پزشک را انجام دهد، نمیتوان انتظار داشت تمام وظایف یک روانشناس ورزشی را نیز بر عهده بگیرد.
ذهن هم بخشی از آمادگی قهرمانی است
بحث مطرحشده از سوی طلوعکیان در نهایت یک سؤال مهمتر را پیش روی ورزش ایران قرار میدهد: آیا روانشناسی ورزشی در ساختار تیمهای ملی به شکل درست استفاده شده است؟
پاسخ شاید نه در حذف روانشناس و نه در وابستگی کامل به او باشد. مربی باید سواد روانشناختی داشته باشد، بازیکن باید آموزش مهارتهای ذهنی ببیند و متخصص روانشناسی نیز در جایگاه تخصصی خود قرار بگیرد.
ورزش قهرمانی امروز فقط رقابت قدرت بدنی نیست. در مسابقهای که دو تیم از نظر فنی و بدنی فاصله چندانی با یکدیگر ندارند، کنترل فشار، تمرکز و تصمیمگیری در لحظههای حساس میتواند سرنوشت مسابقه را تعیین کند. بنابراین مسئله اصلی شاید این نباشد که «مربی یا روانشناس»؛ بلکه این است که چگونه مربی و روانشناس میتوانند در کنار هم، ذهن ورزشکار را برای بزرگترین لحظه آماده کنند.
انتهای پیام/