راهی که دیگران رفتهاند؛ نسخه قهرمانسازی کشورهای موفق چیست؟
به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجو، درخشش در المپیک و بازیهای آسیایی حاصل تصمیمهای کوتاهمدت و اتفاقی نیست؛ کشورهای موفق سالها قبل مسیر قهرمانی را طراحی کردهاند. از چین و ژاپن تا بریتانیا و استرالیا، تجربه قدرتهای ورزشی نشان میدهد که مدالآوری نتیجه ترکیبی از استعدادیابی، تربیت مربی، سرمایهگذاری علمی، زیرساخت مناسب و برنامهریزی بلندمدت است. به بهانه بازیهای آسیایی ناگویا، نگاهی داریم به راهی که کشورهای صاحبنام برای ساختن قهرمان طی کردهاند و اینکه ایران برای نزدیک شدن به این مسیر چه درسهایی میتواند بگیرد.
در آستانه بازیهای آسیایی ناگویا، نگاهها دوباره به کاروانهای ورزشی و شانس مدالآوری کشورها دوخته شده است؛ اما پشت هر مدال طلا، نقره یا برنز در بزرگترین میدانهای ورزشی جهان، سالها برنامهریزی، سرمایهگذاری و تصمیمهای دقیق وجود دارد. کشورهای موفق ثابت کردهاند که قهرمان ساخته میشود، نه اینکه صرفاً کشف شود.
موفقیت در بازیهای آسیایی، مسابقات جهانی و المپیک نتیجه یک چرخه بلندمدت است؛ چرخهای که از استعدادیابی در سنین پایه آغاز میشود، با آموزش مربیان، توسعه زیرساختها، استفاده از علم ورزش و حمایت مالی ادامه پیدا میکند و در نهایت به حضور یک ورزشکار آماده در بالاترین سطح میرسد.

چین کارخانه مدالسازی با نقشه راه مشخص
چین یکی از شناختهشدهترین نمونههای برنامهریزی بلندمدت در ورزش جهان است. این کشور با ایجاد یک ساختار متمرکز ورزشی، سالهاست رشتههای دارای ظرفیت مدال را شناسایی کرده و منابع خود را به سمت آنها هدایت میکند. برنامههای توسعه ورزش چین در قالب طرحهای چندساله، هدف تبدیل شدن این کشور به قدرت بزرگ ورزشی جهان را دنبال کردهاند.
چینیها تنها به ستارههای آماده تکیه نمیکنند؛ سیستم آنها بر پایه مدارس ورزشی، مراکز تخصصی تمرین و پرورش استعدادها از سنین پایین بنا شده است. نتیجه این سیاست، حضور دائمی چین در جمع قدرتهای برتر جدول مدالهای المپیک و مسابقات جهانی بوده است.
البته مدل چین همواره محل بحث بوده است؛ زیرا در کنار موفقیتهای ورزشی، درباره شیوههای سختگیرانه تربیت ورزشکاران نیز نقدهایی مطرح شده است. اما نکته مهم، استمرار و هدفمند بودن ساختار این کشور در تولید قهرمان است.
بریتانیا وقتی شکست تبدیل به برنامه شد
یکی از نمونههای موفق دیگر، بریتانیاست. این کشور پس از عملکرد نهچندان درخشان در المپیکهای گذشته، تصمیم گرفت نگاه خود را به ورزش قهرمانی تغییر دهد. تمرکز روی رشتههای مدالآور، حمایت ویژه از ورزشکاران نخبه، استفاده از دادههای علمی و ایجاد مسیر مشخص برای رسیدن استعدادها به سطح جهانی، از پایههای این تحول بود.
نتیجه این تغییر رویکرد در المپیک لندن ۲۰۱۲ دیده شد؛ جایی که بریتانیا با یکی از بهترین عملکردهای تاریخ خود در جدول مدالها قرار گرفت. تجربه این کشور بعدها برای بسیاری از کشورهای دیگر به عنوان نمونهای از مدیریت هدفمند ورزش قهرمانی بررسی شد.
استرالیا؛ علم ورزش در خدمت قهرمانسازی
استرالیا نیز سالهاست روی توسعه سیستماتیک ورزش سرمایهگذاری کرده است. ایجاد مراکز تخصصی مانند موسسات ملی ورزش، حمایت از ورزشکاران نخبه و ارتباط میان علم، پزشکی ورزشی و تمرینات حرفهای، بخشی از مسیر این کشور برای موفقیت در المپیک بوده است.
استرالیاییها معتقدند قهرمان فقط با تمرین بیشتر ساخته نمیشود؛ بلکه نیازمند مجموعهای از عوامل شامل مربی خوب، تغذیه، روانشناس، تحلیل عملکرد و شرایط مناسب زندگی است. این نگاه باعث شده ورزشکاران این کشور در رشتههای مختلف همواره جزو مدعیان باشند.
فرانسه؛ تغییر مسیر برای رسیدن به جمع بزرگان
فرانسه نیز پیش از المپیک پاریس ۲۰۲۴ برنامهای تازه برای افزایش مدالها طراحی کرد. این کشور با تشکیل ساختارهای جدید، حمایت هدفمند از ورزشکاران مستعد و تمرکز روی رشتههایی که شانس مدال بیشتری داشتند، تلاش کرد جایگاه خود را در ورزش جهان ارتقا دهد.
این تجربه نشان داد حتی کشورهای صاحبنام نیز برای حفظ جایگاه خود نمیتوانند به گذشته تکیه کنند و باید دائماً سیستم خود را بازسازی کنند.
ژاپن؛ سرمایهگذاری برای ناگویا و آینده
ژاپن به عنوان میزبان بازیهای آسیایی ناگویا، سالهاست روی ترکیب سنت ورزشی، فناوری و برنامهریزی علمی کار کرده است. این کشور در رشتههایی مانند جودو، کشتی، ژیمناستیک و ورزشهای رزمی، مسیر مشخصی برای پرورش قهرمانان دارد.
میزبانی رویدادهای بزرگ ورزشی برای ژاپن فقط یک اتفاق کوتاهمدت نیست؛ بلکه فرصتی برای تقویت زیرساختها، افزایش مشارکت عمومی و ایجاد انگیزه برای نسل جدید ورزشکاران محسوب میشود.
ایران؛ فاصله میان استعداد و نتیجه
ایران در بسیاری از رشتهها از ظرفیت انسانی بالایی برخوردار است. کشتی، تکواندو، وزنهبرداری، ووشو، کاراته و برخی رشتههای دیگر بارها نشان دادهاند که ورزشکار ایرانی توان رقابت با بهترینهای جهان را دارد.
اما تجربه کشورهای موفق یک نکته مهم را یادآوری میکند؛ استعداد به تنهایی مدال نمیسازد. برای تبدیل استعداد به قهرمان، نیاز به برنامه چندساله، ثبات مدیریتی، پرورش مربیان، امکانات استاندارد و مسیر مشخص رشد وجود دارد.
بازیهای آسیایی ناگویا میتواند بار دیگر این سؤال را مطرح کند که آیا باید فقط برای یک دوره مسابقات آماده شویم یا برای ساختن نسلی از قهرمانان در یک دهه آینده برنامه داشته باشیم؟
قهرمانان یکشبه ساخته نمیشوند
کشورهایی که امروز در صدر جدولهای مدال قرار دارند، سالها قبل برای موفقیت امروز خود برنامهریزی کردهاند. آنها به جای انتظار برای ظهور یک استعداد استثنایی، سیستمهایی ساختهاند که هر سال قهرمان تولید کند.
ناگویا فقط یک میدان رقابت برای ورزشکاران نیست؛ فرصتی است برای بررسی اینکه کشورهای موفق چگونه مسیر قهرمانی را ساختهاند و ایران برای رسیدن به جایگاه بالاتر در ورزش آسیا، چه راهی را باید طی کند.