کد خبر:۱۴۶۳۱۸
بررسی تاکتیتکهای سپاه اسلام در جنگ خندق- 1
شجاعت علي (ع)؛ مشكل گشاي خندق
با اینکه به تلاش مسلمین خندق بزرگی حفر شده بود ولی یک راه باریکی وجود داشت که چند تن از سپاه دشمن مانند عمربن عبدود به هر طریق خود را از آن عبور داد؛ اگر امام على (ع) در اين نبرد جلو تجاوز این قهرمان قريش را نمىگرفت يا در اين راه كشته مىشد، عبور سربازان دشمن از خط دفاعى خندق آسان و قطعى بود.
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ هنگامی که رسول اکرم از برنامه قریش و جنبش ایشان آگاه شدند برای جنگ یاران ویژه خود را گرد آوردند. عده ای پیشنهاد کردند که به شیوه قلعهداری از یثرب، دفاع کنند و از بالای دژها و نقاط بلند با دشمن نبرد کنند.
سلمان فارسی که با شیوههای جنگ ایرانیان آشنایی داشت، پیشنهاد کرد که گرداگرد شهر را خندق بکنند تا از پیشرفت دشمن به درون شهر جلوگیری شود و سپس با ساختن دژها و سنگرها در اطراف خندق و از طریق پرتاب تیر و سنگ، امکان عبور دشمن از خندق را سلب کنند که پیامبر(ص) نیز پذیرفتند.
خندق؛ ضمانت حیات اسلام
کار کندن خندق با شتاب آغاز شد؛ کندن هر ناحیهای به یک گروه از مسلمانان واگذار گردید و هر فردی به کندن چهل ذراع واداشته شد. یهودیان بنیقریظه نیز در کندن خندق، به مسلمانان یاری رساندند. کار خندق در شش روز به پایان رسید و برای آن درهایی گذارده شد و نگهبانی هر در به قبیلهای واگذار گشت و زبیر بن عوام به سرپرستی پاسداران درهای قلعه منصوب گردید.
سپاه اعراب بت پرست تصور مىكردند كه همچون گذشته با مسلمانان در بيابان احد روبرو خواهند شد، ولى اين بار اثرى از آنان نديدند و لاجرم به پيشروى خود ادامه دادند تا به دروازه شهر مدينه رسيدند وقتی خندق را در نقاط آسيب پذير مدينه مشاهده کردند حيرت زده شدند.
شماره سربازان دشمن از ده هزار متجاوز بود، در حالى كه شماره مجاهدان اسلام از سه هزار تجاوز نمىكرد و این تنها یک جنگ نبود این ضمانت نامه و سند بقای اسلام و شاه راه پیروزی بر کفار بود.
گرسنگی و سختی های جنگ
از روایات چنین معلوم میشود که در داستان حفر خندق به خاطر نبودن آذوقه کافی رسول خدا(ص) و مسلمانان گاهی چند روز به گرسنگی به سر میبردند.
شیخ صدوق در «عیون الاخبار» به سند خود از علی(ع) روایت کرده که فرمود: ما با پیغمبر(ص) به حفر خندق مشغول بودیم که فاطمه به نزد آن حضرت آمد و تکه نانی با خود آورده و به پیغمبر داد، رسول خدا از فاطمه پرسید: این تکه نان از کجاست؟ عرض کرد: قرص نانی برای حسن و حسین پختم و این تکه را برای شما آوردم، پیغمبر فرمود: این نخستین غذایی است که پس از سه روز داخل دهان پدرت میشود!
خندق؛ غربال منافقين از ميان مسلمانان
مؤمنين راستين مي دانستند كه اين حادثه، آزمايش و امتحان الهي است؛ از اين رو بر لغزش ها، خوفناك بودند و از ناتوان شدن در تحمل سختي ها به خداي قادر متعال پناه بردند، گرچه برخي مسلمانان كه تحت تأثير سم پاشي و تبليغ منافقان قرار گرفته بودند، به ياران صديق پيامبر خدا(ص) مي گفتند: «اي اهل يثرب اين جا، جاي توقف شما نيست. به خانه هاي خود باز گرديد»؛ و گاهى با عذر و بهانههاى به ظاهر موجه، موضع ماموريت و مسئوليت خود را ترك كرده و سپس به جهت آيندهنگرى و توجيه خود و ديگران، سعى مىكردند خودشان را با رهبرى هماهنگ نشان دهند بنابراین در پي بهانه جويي نزد رسول خدا (ص) آمدند.
قرآن مجيد در آیه 13 سوره احزاب اين حالات و روحيات را افشا مىفرمايد: «و اذ قالت طآئفه منهم يا أهل يثرب لامقام لكم فارجعوا و يستئذن فريق منهم النبي يقولون ان بيوتنا عوره و ما هي بعوره ان يريدون الا فرارا» و چون گروهي از آنان گفتند: اي مردم مدينه، ديگر شما را جاي درنگ نيست، برگرديد و گروهي از آنان از پيامبر اجازه مي خواستند و مي گفتند: خانه هاي ما بي حفاظ است [ولي خانه هايشان] بي حفاظ نبود، [آنان] جز گريز [از جهاد] چيزي نمي خواستند.»
در وصف آنان می توان گفت: اين گروه همواره در معرض بازگشت به كفر قرار دارند، زيرا قدرت براى آنان اصالت دارد. به همين دليل بسيار غير قابل اعتمادند:و لو دخلت عليهم من اقطارها ثم سئلوا الفتنة لاتوها و ماتلبثوا بها الا يسيرا؛ و اگر از اطراف [مدينه] مورد هجوم واقع مىشدند و آنگاه آنان را به ارتداد مىخواندند، قطعا آن را مىپذيرفتند و جز اندكى در اين [كار] درنگ نمىكردند.
شجاعت علي مشكل گشاي خندق
با اینکه به تلاش مسلمین خندق بزرگی حفر شده بود ولی یک راه باریکی وجود داشت که چند تن از سپاه دشمن به هر طریقی بود خود را از آن عبور دادند و یکی از آنها عمربن عبدود بود که اگر حضرت على (ع) در اين نبرد جلو تجاوز این قهرمان قريش را نمىگرفت يا در اين راه كشته مىشد، عبور سربازان دشمن از خط دفاعى خندق آسان و قطعى بود و سرانجام موج سپاه دشمن متوجه ستاد ارتش اسلام مىشد و تا آخرين نقطه ميدان مىتاختند و نتيجه آن جز پيروزى شرك بر آيين توحيد و بسته شدن پرونده اسلام نبود.
هنگامی که علی (ع) برای رویارویی با پهلوان دشمن، عمر بن عبدود آماده شد پیامبر(ص) فرمود: پروردگارا، در بدر عبيده و در احد شيرخدا حمزه را از من گرفتى؛ خداوندا، على را از آسيب حفظ فرما، سپس اين آيه را تلاوت كرد: «رب لا تذرني فردا وانتخيرالوارثين (انبياء:89) و اين جمله تاريخى را بيان فرمود: «برز الايمان كله الى الشرك كله».يعنى دو مظهر كامل ايمان و شرك با هم روبرو شدند.
بنابر اين محاسبات، پيامبر(ص) با الهام از وحى الهى، فداكارى حضرت على(ع) را در آن روز چنين ارزيابى كرد و فرمود: «ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين».
از درس های آموزنده رویارویی حضرت علی (ع) با پسر عبدود، جوانمردی حضرت پس از کشته شدن دشمنش می باشد به طوریکه وقتی خواهر عمرو بر بالين برادرش آمد چنين گفت: هرگز براى تو اشك نمىريزم زيرا به دست فرد كريمى كشته شدى كه به جامههاى گرانبها و سلاح جنگى تو دست نزده است.
پی نوشت:
1- بیانات رهبر انقلاب در جمع کارگزاران حج؛ 17آبان 89
2- بیانات رهبر انقلاب در سفر قم؛ آبان 89
1- بیانات رهبر انقلاب در جمع کارگزاران حج؛ 17آبان 89
2- بیانات رهبر انقلاب در سفر قم؛ آبان 89
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰