زاهدي: نشاط انتخابات سال 88 مديون تلاش جريان دانشجويي است
کد خبر:۱۴۶۵۳۵
آسيب شناسي جنبش دانشجويي بعد از انقلاب - 4

زاهدي: نشاط انتخابات سال 88 مديون تلاش جريان دانشجويي است

مسئول سابق بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت با بيان اينكه جريان دانشجويي در انتخابات سال 88 به هيچ حزب و گروهي وابستگي نداشت، گفت: نشاط انتخابات سال 88 مديون و مرهون تلاش جريان دانشجويي است.
جنبش دانشجویی در ايران طي سال هاي فعاليت خود با فراز و فرودهايي مواجه بوده؛ آغاز، شكل گيري و حركت اين جنبش در محافل دانشگاهي از زواياي مختلفي قابل بررسي است. «خبرگزاري دانشجو» سير فعاليت و آسيب شناسي جنبش دانشجويي را از نگاه فعالان دانشجويي سابق طي چند گفت‌وگو بررسي كرده است.
 
آنچه در ادامه مي خوانيد، حاصل گفت‌وگوي اين خبرگزاري با علیرضا زاهدی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت در خصوص آسيب شناسي جنبش دانشجويي از سال 85 تا 88 است.
 
خبرگزاي دانشجو: فضاي جنبش دانشجويي در سال 85 چگونه بود؟
 
زاهدي: در سال 85 شاهد حركت و ظهور و بروز جريان انحرافي هستيم و يه مقدار هم مي توان آن را ناشي از فشارهاي برخي از اصولگرنماها عليه دولت و حتي بقيه اصول گرنماها دانست، البته اين حركات با حمايت جريان رسانه اي و حمايت مستقيم شخص آقاي هاشمي همراه بود كه صحبت هاي صريح ايشان و موضع گيري وي در مقابل رئيس جمهور وقت به بدترين اهانت ها نسبت به احمدي نژاد منجر مي شد.
 
با توجه به اينكه احمدي نژاد در چارچوب آرمان هاي امام و رهبري حركت مي كرد، برخي از گروه هاي سياسي تلاش مي كردند اين دولت را تحت فشار قرار دهند، كما اينكه كاملا براي اين كار از سال 84 برنامه داشتند؛ اينكه فردي وزير علوم شد كه با باهنر نسبت داشت يا اينكه فردي معاون ايشان در سازمان گردشگري شد كه عملكرد موثري در سازمان قبلي نداشت و اظهارنظرهاي وي در خصوص رژيم صهيونيستي بعدها مسئله ساز شد و يا اينكه آقاي دانش جعفري مي شود وزير اقتصاد اين دولت كه تفكر اقتصاد آن به كارگزاران نزديك است.
 
«خبرگزاري دانشجو»: اين مسائل در آن فضا در بين تشكل هاي دانشجويي فراگير بود؟
 
زاهدي: فراگير نبود، اما جنبش دانشجويي نسبت با اين مسائل انتقاد داشته‌‌اند البته آنقدر هجمه عليه دولت از سوي برخي گروه هاي وابسته به هاشمي زياد بود كه جنبش دانشجويي فضا را براي اين انتقادات مهيا نمي ديد. مطمئناً وقتي جريان دانشجويي مي خواست در برابر طرح دانشجويي پولي موضع بگيرد كه يكي از دلايل اساسي در اين زمينه وجود نگاه ليبرالي اقتصادي در برخي از اركان هاي دولت بود، اما به قدري انتقاد از سوي همان گروه زياد بود كه اگر جريان دانشجويي يك انتقاد مطرح مي كرد، انتقاد آنها با عمليات رسانه‌اي جريان متقابل روبرو شد.
 
اما جريان دانشجويي در خصوص قضيه كردان نتوانست سكوت كند و در برابر حمايت مشايي از مردم اسرائيل مقابل سازمان ميراث فرهنگي تجمع اعتراض آميز برگزار كردند. احمدي نژاد در خصوص مسئله گفتمان سازي كه پرچم داران معمولا جنبش دانشجويي بود پرچم را از جنبش دانشجويي گرفت. اينكه يك مدير اجرايي كشور غير از رهبري كه يك مقام معنوي است و مديري سياستگذار است، مدير اجرايي در كشورها عرصه گفتمان سازي اين پرچم را از جنبش دانشجويي بربايد، اين بدترين ضربه به جريان دانشجويي است.
 
جريان دانشجويي بايد به گفتمان غالب كشور سرعت دهد، اما احمدي نژاد در حوزه بين الملل حرف‌هايي مي زد كه جريان دانشجويي از آن خيلي عقب تر بود. اين مسئله نشان مي دهد جريان دانشجويي يا در آن ايام دچار ضعف تشكيلاتي بود يا دچار ضعف محتوايي. در حوزه‌هاي داخلي هم جريان دانشجويي دچار سردرگمي بود و نمي توانست انتقاد كند و موضع گيري نمايد؛ زيرا موضع گيري فشاري رسانه‌اي به احمدي نژاد داشت.
 
«خبرگزاري دانشجو» با اين وجود اما جريان دانشجويي آن زمان در خصوص مسائل بين‌الملل به خوبي موضع گرفت؟ اين مسئله را قبول نداريد؟
 
زاهدي: بله جريان دانشجويي در خصوص مسئله فلسطين و غزه خوب موضع گرفت بعد از اينكه حملات اسرائيل عليه غزه آغاز شد، دي ماه سال 87 بود و مقابل سازمان ملل تهران تجمع اعتراض آميزي برگزار كرد.
 
به دليل تصميم گيري هاي مسئولان مصر در خصوص محاصره غزه جريان دانشجويي چند بار مقابل دفتر حافظ منافع اين دفتر تجمع كرد و با نيروي انتظامي در اين تجمعات بشدت درگير و حتي برخي از دانشجويان در اين مسئله مجروح شدند، اما دست بردار نبودند تجمعات زيادي مقابل دفتر حافظ منافع مصر انجام داد تقريبا حدود يك هفته مقابل جريان دانشجويي مقابل اين دفتر تجمع كرد و حتي دانشجويان از شهرستان‌ها آمدند حضورا اعلام موضع كردند.
 
در اين زمان دانشجويان به دليل گرايش ها و ديدگاه هاي نزديك كشور انگليس با رژيم صهيونيستي مقابل دفتر باغ قلهك تجمع كردند و داخل آن شدند. بيشتر دانشجويان دانشگاه شريف و علم و صنعت بودند كه دست جمعي زيارت عاشورا خواند و پس از چندين ساعت حضور در مقابل باغ قلهك و بالا بردن پرچم فلسطين و پايين كشيدن پرچم انگليس از باغ قلهك، با صلوات در تعجيل فرج آقا امام زمان(عج) و سلامتي مقام معظم رهبري و با شعار «حسين حسين» مجددا به سمت دفتر حفاظت منافع مصر حركت كردند.
 
در آن سال ها مسئله غزه مهمترين مسئله براي جنبش دانشجويي بود. آن زمان تجمعات زيادي در خصوص غزه برگزار شد، تجمعات 30 هزار نفري در مصلاي تهران بود و پس از آن حركت از سمت دانشگاه تهران به سمت سازمان بسيج دانشجويي بود و در ميان راه پرچم هاي آمريكا واسرائيل به آتش كشيده شد كه اين مسئله خود نشان دهنده پيشرو بودن جنبش دانشجويي در آن زمان بود، بخصوص در زمينه تحولات جديدي كه در دولت آمريكا و حضور اوباما در اين دولت رخ داده بود.
 
آن زمان عده اي در داخل تلاش هايي را براي برقراري ارتباط با دولت آمريكا به كار بسته بودند و فكر مي كند تغييراتي كه اوباما از آن دم مي زدند، تغيير رويكرد جدي در اين دولت است، اما جريان دانشجويي نشان داد براي جنبش دانشجويي آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي فرقي ندارد و هرگز فريب دستكش مخملين و دست چدني را نخواهد خورد.
 
«خبرگزاري دانشجو»: اما در مسائل داخلي به اين قائليد كه جريان دانشجويي به خوبي نقش خود را ايفا نكرد؟
 
زاهدي: دقيقا برخلاف مسائل جهان اسلام و جهاني جنبش دانشجويي در مسائل داخلي دچار انفعال بود. جايي كه بايد انتقاد مي كرد، جايي كه بايد حمايت مي كرد و جايي كه بايد صريح و شفاف موضع مي گرفت، به خوبي عمل نكرد و دولت در آن زمان تحت فشار هاشمي و گروه هاي همفكر او بود و هر گونه فشاري عليه دولت را بازي كردن در پازل مخالفان دولت مي دانست، اما در مورد مسئله غزه و فلسطين به خوبي به ايفاي نقش پرداخت.
 
«خبرگزاري دانشجو»: عملكرد جريان دانشجويي در سال 88 چگونه بود؟
 
زاهدي: سال 88 مسئله بارزي كه در فضاي دانشگاهي رخ داد، شركت در انتخابات رياست جمهوري بود. مسئولان بسيج دانشجويي كشور به دليل روشنگريي هايي كه بدست آورده بودند، نقش خود را به خوبي در اين زمينه ايفا كردند و بدنه دانشجويي را نسبت به خيلي از مسائل آگاه كردند. دانشجويان طي ديدارهايي كه با احمدي نژاد داشتند، انتقادهايي را در اين زمينه مطرح كردند و برخي از پاسخ هاي قانع كننده را هم شنيدند.
 
نتيجه اين مسئله اجماع و اتقاق ارا جريان دانشجويي نسبت به احمدي نژاد بود البته لاريجاني نيز در ابتدا تمايل خود را براي حضور در انتخابات نشان داد، اما جريان دانشجويي خيلي خوب و با موضع گيري مناسب و به موقع خود جلوي مسئله موازي كاري در بحث اصولگرايي را گرفت. جريان دانشجويي در سال 88 مانند سال 84 به حمايت از احمدي نژاد پرداخت البته حمايت از احمدي نژاد در اين سال بسيار سخت تر از سال 84 بود؛ زيرا در سال 88 احمدي نژادي بايد مورد دفاع و حمايت قرار مي گرفت؛ چرا كه عملكرد داشت.
 
در سال 84 جنبش دانشجويي به راحتي برنامه ها و اهداف احمدي نژاد را در بين مردم براي شناخت به افكار عمومي تبيين مي كرد، اما در سال 88 جنبش دانشجويي بايد از عملكرد چهار ساله وي دفاع و سپس از آن حمايت مي كرد؛ چرا كه احمدي نژادي كه در برخي از حوزه ها دچار نقص بود، در بحث حوزه اقتصادي انتقاد داشت از آن گذشته خود را با نخبگان جامعه به خوبي همراه نكرده بود و در اين حوزه ها دچار ضعف بود.
 
در سال 84 خيلي راحت تر مي شد از احمدي نژاد دفاع كرد، اما در سال 88 بچه ها سختي هايي را به جان خود خريدند و براي زنده ماندن گفتمان امام و رهبري تلاش هاي خود را در اين زمينه انجام دادند، با اين تفاسير مي توان گفت كه انتخابات سال 88 مديون و مرهون تلاش جريان دانشجويي است و اگر جريان دانشجويي كه وابستگي به هيچ حزب و گروهي نداشت، نه وابسته به شهرداري تهران نه وابستگي به راست سنتي، نه وابستگي به مدعيان اصولگرايي در مجلس و نه هيچ وابستگي به هاشمي داشت از احمدي نژاد حمايت كردند و پاي حرفشان ايستادند تا گفتمان امام و رهبري زنده بماند.
 
به طور قطع اگر احمدي نژاد حمايت هاي رهبري و جريان دانشجويي را با خود به همراه نداشت، هرگز نمي توانست گفتمان خود را در جامعه توسعه دهد، اما جريان دانشجويي محكم پاي وي ايستاد و باعث شد اين گفتمان به ارزش در جامعه تبديل شود.
 
«خبرگزاري دانشجو»: تا حدودي به نقاط قوت و ضعف جنبش دانشجويي در اين سال ها اشاره كرديد، بقيه نقاط قوت و ضعف جريان دانشجويي در سال هاي 84 تا 88 چيست؟
 
زاهدي: جنبش دانشجويي اگر به جايي برسد كه به كسي وابسته يا دلبسته شد ضربه مي خورد، جريان دانشجويي از سال 84 تا سال 88 به احمدي نژاد دلبسته شد و همچنان كه جريان دوم خرداد دانشجويي نيز از سال 76 تا سال 81 به خاتمي وابسته شد و اين وابستگي به او ضربه زد، البته اين وابستگي در جايي كه احمدي نژاد در مسير انقلاب و آرمان‌ها حركت مي كرد، خوب بود اما آنجايي كه احمدي نژاد اشتباه داشت به خاطر همين دلبستگي نمي توانست انتقاد كند.
 
بعد از اينكه اشتباهات احمدي نژاد در برخي حوزه ها مسجل شد؛ يعني سال 87 اين جريان خودش را بعنوان يك گروه وابسته به احمدي نژاد ديد در جايي كه لازم بود انتقاد كند، نمي توانست انتقاد خود را بيان كند. بعنوان مثال وقتي رهبر انقلاب در همان سال مسئله اصلي و فرعي مسائل را بيان كردند، جريان دانشجويي نمي توانست خوب اين مسائل را شناسايي كند. البته اين مسئله نكته مثبت داشت و آن اين بود كه احمدي نژاد آنجايي كه در مسير انقلاب حركت مي كرد، اين جريان به نفع انقلاب اسلامي حركت مي كرد.
 
نقطه ضعف ديگر اينكه دانشجويان آن زمان كه كمتر از احمدي نژاد حمايت كردند و به نقد تند روي آوردند؛ يعني جريان دانشجويي يا احمدي نژاد را نقد نمي كردند يا خيلي تند نقد مي كردن كه اين اشتباه از همه مسائل بيشتر بود.
 
ضعف ديگر اينكه به دليل رويكرد دانشجويان بخصوص در سال هاي اصلاحات كه سياسي كاري به عمق جريان دانشجويي نفوذ كرده بود و انجمن اسلامي تلاش مي كرد با جذب دانشجويان خاكستري خود را علمدار مسائل صنفي نشان دهد، نگاه مسئولان به مسائل صنفي دانشگاه اطلاعاتي و امنيتي شد.
 
بعنوان مثال بحث كرسي‌هاي آزاد انديشي در اين بين همچنان مغفول مانده است و هيچ متولي ندارد. مسئولان دانشگاه احساس مي كنند انتقاد كردن پايه‌هاي مديريت يك مديركل را مي لرزاند، اين يكي از آفات است به نظر مسئولان دانشگاه بايد افرادي آگاه باشند كه خودشان شناخت از جريان دانشجويي داشته باشند.
 
خود درگيري هايي بين نيروها و تشكل هاي احزاب الهي زمينه‌اي مي شود براي رشد و جريان فتنه گر در دانشگاه‌ها. جريان دانشجويي در آن زمان دچار سرخوردگي شد و به انفعال رفت به خاطر دلبستگي به احمدي نژاد و متاسفانه ممكن است اين مسئله زمينه‌اي را فراهم كند كه كساني در اين بين در جريان دانشجويي ظهور و بروز كنند كه تعهدي نسبت به نظام نداشته و جريان دانشجويي انقلابي بايد نسبت به اين مسئله بسيار حساس باشد.
پربازدیدترین آخرین اخبار