طراحي الگوي سازگاری در بیماران همودیالیزی بررسي شد
کد خبر:۱۴۶۷۳۵
در دانشكده علوم پزشكي دانشگاه تربيت مدرس

طراحي الگوي سازگاری در بیماران همودیالیزی بررسي شد

به همت پژوهشگر گروه پرستاری دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تربیت مدرس، الگوي پرستاري با محوریت مفهوم پيشبرد عادی‌سازی زندگی در بيماران همودياليزي با استفاده از نظریه‌های مرتبط و مناسب طراحي شد.
به گزارش گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»، بيماري نارسايي مزمن كليه و درمان نگه‌دارنده آن (همودياليز) منجر به مشكلات جسمي، رواني و اجتماعي بسيار زيادي در بيماران همودياليزي مي شود كه وجود اين مشكلات، توانايي سازگاري بيماران و خويشاوندان آنها را به خود مشغول مي‌كند و الگوهای مراقبتی به بیماران و مراقبین کمک مي كند كه چگونه در مسیر سازگاری حرکت کنند.

دکتر محمدرضا عسگري، محقق طرح الگوي سازگاری در بیماران همودیالیزی گفت: از آنجایی که طراحی چنین الگویی،  مستلزم درک کامل و مناسب فرآيند سازگاري در بيماران مي باشد، لازم است كه اين فرآيند بصورت کامل بر اساس تجارب و ادراک خود بيماران مورد بررسي قرار گيرد، لذا اين مطالعه با هدف طراحي الگوي سازگاری در بیماران همودیالیزی انجام مي شود.
 
وی در تشریح مراحل تحقیق خود افزود: در اين مطالعه تا رسيدن به مرحله اشباع نظریه، با 21 مشاركت‌كننده (شامل 16 نفر بيمار،2 نفر اعضاء خانواده بيماران، 2 نفر پرستار، و 1 نفر پزشك) مصاحبه انجام شد كه پس از شناسایی مفاهيم اساسی فرآيند سازگاري، الگوي پيشبرد سازگاری در بیماران همودیالیزی با استفاده از راهبرد ساخت نظریه واکر و اوانت طراحي و ارائه شد.

اين پژوهشگر تصريح كرد: تحليل داده‌ها نشان داد که نگرانی اصلی مشارکت‌کنندگان، نحوه مواجهه با تهدیدات درک شده ناشی از بیماری و عوارض آن بوده است و آنها در مواجهه با این نگرانی از راهبرد اساسی و پایه‌ای تلاش برای عادي‌سازی زندگی براي سازگاري با همودياليز استفاده مي‌كردند.

وي گفت: تلاش براي عادي‌سازي زندگي فرآيند رواني‌اجتماعي غالب و رايج در بين داده‌ها بود كه نشان مي‌داد چگونه بیماران در جهت سازگاري با همودياليز اقدام مي‌كنند كه این راهبرد اصلی یک فرآیند منحصر به زمینه (بیماری، همودیالیز، و محیط) چندبُعدي، تعاملي، تدريجي (نيازمند به زمان) استد که شامل گام های درك تهديد بيماري و عوارض بيماري و همودياليز، پذيرش بيماري و همودياليز، و خودباوري و مدیریت زندگی بعنوان گذرگاه‌هايي براي رسيدن به مرحله برگشت به زندگي عادي و فعال بود که مشارکت‌کنندگان در پاسخ به نگرانی اصلی اتخاذ می‌کردند و در نهایت منجر به برگشت به كار و فعاليت عادي، عادي شدن همودياليز براي بيمار، و يا به عبارتي سازگاري با همودياليز مي شود.

عسگري اضافه كرد: در طي اين فرآيند، عوامل فردي و اجتماعي مختلف مانند استفاده بهينه از منابع حمايتي، باورهاي مذهبي، اشتغال، وضعيت مالي، كمبود اطلاعات نقش تسهيل‌كننده‌ها و بازدارنده‌ها را در سازگاري با همودياليز داشته‌اند كه پس از شناسایی مفاهيم اساسی فرآيند سازگاري، الگوي پرستاري با محوریت مفهوم پيشبرد عادی‌سازی زندگی در بيماران همودياليزي که حاصل مطالعه زمینه‌ای بود و با استفاده از نظریه‌های مرتبط و مناسب طراحي شد.

وي در خصوص یافته های این پژوهش بيان داشت: يافته‌ها نشان داد كه سازگاري با همودياليز متأثر از عوامل مختلف است و به طور كلي اين فرآيند، پويا و داراي روند پيشرونده مثبت در راستای تلاش برای عادی‌سازی زندگی همراه با بيماري و همودياليز و يا به عبارتي سازگاري هر چه بيشتر با وضعيت موجود است.

اين پژوهشگر گفت: بر این اساس، طراحی و بکارگیری الگو ارایه شده مي‌تواند به پرستاران در طراحي برنامه مراقبتي سازگارانه و پیش‌برنده روند سازگاری بصورت جامع‌نگر و مبتني بر نيازهاي بیماران كمك كند. 
 
گفتنی است، این پژوهش با راهنمایی دكتر عيسي محمدي عضو هیئت علمی دانشگاه تربيت مدرس انجام شده است.
پربازدیدترین آخرین اخبار