تقديم به وارثان روح الله
بسم رب الشهدا
سلام و صلوات خدا بر همه بسيجيان، از آدم تا خاتم، و از خاتم تا ختم عالم، سلام و درود حق بر لشكريان مخلص خدا، جان بركفان ميدانهاي عشق و ايثار و شيردلان بيشه چشم بيدار، سلام بر بسيجيان، عاشقان الله، شيفتگان ابا عبدالله، وارثانروح الله، درود بر بسيجيان، مستضعفان زمين و مغضوبين مستكبرين، آن پيشتازان خطه سبز عشق، آن سربداران سرزمين سرخ شهادت، آن فاتحان قله هاي رفيع كرامت و آن خط شكنان خطه منيع شهادت؛ عاشقاني كه ترانه شب شان آيات سبز قرآن و سربازاني كه سرود صبحگاهشان زيارت سرخ عاشوراست!
عارفاني كه هر شب از اقيانوس بيكران قرآن و عترت وضو مي سازند و تا پگاه در وادي اشتياق گرم مي تازند و چون سپاه خستگي بر آنها هجوم آورد، با الماس آب ديده بر آن مي شورند و چون لشكر خواب بر آنان حمله ور شود دست هايشان را بالين و بسترشان را خاك قرار مي دهند، آنچه خوشگذرانها به خود سخت و ناهموار دارند بر خود نرم و هنجار ساخته اند و به آنچه جاهلان از آن در وحشت و اضطراب هستند انس و الفت گرفته اند و اگر نبود اجلي كه خداوند بر ايشان مقرر كرده، چشم بر هم زدني از شوق ثواب و بيم عذاب جان در كالبدشان قرار نمي گرفت؛.
آري آنان تنها با بدن خاكي خود همنشين اهل دنيا هستند، در حالي كه شاهباز تيزبال روحشان بر ستيغ بلند كوهسار بي فرياد عشق و معرفت و در اوج آسمان رفيع و لايتناهاي لاهوت در پرواز است!
سلام بر همه بسيجياني كه بوي سرخ شهدا در پيرهن دارند و عطر داغ كربلا از گريبان آنان مي وزد؛ شاهداني كه نور شكوه حسين (ع) در پيشاني بلندشان مي درخشد، آنان كه رمز شبشان نام حيدر است و قوت دلشان ياد دلبر! ظفرمنداني كه قفل دل هايشان را با ياد فاطمه (س) گشوده اند و دژهاي مستحكم دشمن را با نام زهرا (س) شكسته اند!
اسم اعظم الله و نام مقدس «يا زهرا (س)» و جمله معطر «يا مهدي ادركني»، بر پيشاني بندهاي سبز و سرخشان نگاشته و ياد آل فاطمه (س) بر دل هايشان حك شده است!
سرزمين چشمشان مملو از گل و گياه و آب و نور است و آسمان دلشان لبريز از پرنده هاي حضور، از نسيم صبح تنفس اوست كه باغ هاي گل محمدي مي شكوفند و از گرمي خون اوست كه تنور لالهها افروخته شده! از صداي پاي اوست كه كاخ دژخيمان مي لرزد! و از رعد تفنگ اوست كه صخرهها فرو مي ريزد، از هيمنه اوست كه زهره پلنگان خونخوار پاره مي شود! و از شعشعه پرتو اوست كه خفاشان روي به هزيمت مي گذارند! اوست كه در هنگامه نبرد چون به شيپور جنگ دميده مي شود.
نخستين گردي است كه به ميدان هاي نبرد مي شتابد و اولين پلي است كه كاسه سر را در معركه آتش و خون به خدا مي سپارد و تا رسيدن به «احدي الحسنين» يعني «پيروزي يا شهادت» از پاي نمي نشيند!
آنان كه در زمان صلح، هنوز در التهاب شبهاي حماسه مي سوزند و در عرصه جهاد نفس فاتحانه جولان مي دهند و هيچگاه گرد حماسه و ايثار ميدان هاي جبهه و جهاد را از جامه اخلاص رزم نتكانيده و در انتظار پيروزي نهايي و فوز عظيم شهادت در رزمي بي امان عليه هر چه كفر و نفاق لحظه شماري مي كنند! نرگس آفتابشان هميشه نگران دشتهاي شقايق است و گل آفتاب گردانشان روي از آفتاب عشق بر نمي گرداند!
همواره چشم به راه سپيده دارند تا آن تك سوار سبز مهدي دين پناه (عج) از راه در رسد تا در ركاب حضرتش سبز شوند و زمين را به نور پروردگارش روشن سازند./انتهاي پيام/