کد خبر:۱۴۷۳۰۷
حجاب از دیدگاه روانشناسی- بخش اول
پوشيدگي زنان ريشهاي رواني دارد و براي رشد و بلوغ آنها ضروري است
تحقيقات روانشناسي نشان داده است كه پوشيدگي زنان ريشهاي رواني دارد و براي رشد و بلوغ رواني آنها ضروري است، بنابراين كساني كه علت تفاوت در پوشش مردان و زنان را نشاني از برتريجويي يا دليل نابرابري حقوق زن و مرد ميدانند از اين حقيقت غفلت كردهاند كه ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ عده اي حجاب را مانع پيشرفت ميدانند و معتقدند كه حجاب مانع از حضور فعالانه زنان در عرصه اجتماع ميشود، حتي گروهي علت پيشرفت كشورهاي غرب را در عدم تقيد آنها به حجاب عنوان مي كنند.
به منظور بررسي مسائل و سوالات اينچنيني، لازم ديديم از چندين جنبه، بحث پوشش و ميزان و وجوب آن را بررسي كنيم كه در اينجا نگاه علمي و روان شناسانه را مطرح مينماييم.
پوشيدگي زنان ريشهاي رواني دارد و براي رشد و بلوغ رواني آنها ضروري است
هنگامي كه ضرورت حجاب، از روي ناداني يا به سبب اغراض سياسي به عنوان نشانهاي از اسارت زن تبليغ مي شود، حداقل بايد روشن كرد كه حقيقت علمي و تجربي غير از اين را مي گويد. («آيا حجاب ضرورت دارد؟» دكتر شهريار روحاني، صفحه 48)
تحقيقات روان شناسي نشان داده است كه پوشيدگي زنان ريشهاي رواني دارد و براي رشد و بلوغ رواني آنها ضروري است، بنابراين كساني كه علت تفاوت در پوشش مردان و زنان را نشاني از برتريجويي يا دليل نابرابري حقوق زن و مرد و يا نشانهاي از اسارت زنان مي دانند از اين حقيقت غفلت كردهاند كه ضروريات بلوغ رواني مردان و زنان در مرحلهاي از يكديگر جدا شده و برخلاف تبليغات عوامانه، «پوشش» مناسب براي زنان به تفاوت مراحل رشد رواني آنان باز مي گردد و ريشه در فطرت انساني دارد. (همان منبع، ص 9 و 8)
مراحل رشد انسان
رشد آدمي به پنج مرحله تقسيم بندي ميشود و كودك در هر مرحله از رشد، نيازها و خواستههاي مخصوصي دارد كه چنانچه در هر مرحله نيازهاي رواني كودك به اندازه و از مجراي صحيحي برآورده نشود كودك دچار عارضهاي «توقف شخصيت» شده يعني تا پايان مدت عمر در جست و جوي نيازهاي همان مرحله بوده و حالات آن دوران را بروز ميدهد. (همان – صفحه 13)
اين مراحل عبارتند از:
1- مرحله گيرندگي غيرفعال
2 - مرحله گيرندگي فعال يا رشد احساسهاي بچگانه
3 - مرحله رشد عضلاني
4- مرحله تحرك و آغاز تشخص هويت يا دوران نهان تناسلي
5- كمال هويت زنان يا مردان
با اندك تفاوتي در نامگذاري، اين ادوار مورد قبول و توافق اكثر روان شناسان رشد است؛ مثلاً فرويديستهاي جديد اين پنج مرحله را با اصطلاحات مانوس و درخور مكتب خود به صورت مرحله دهاني، مقعدي، تناسلي پنهان و بالاخره مرحله تناسلي نامگذاري كردهاند.(همان، ص 11)
توقف شخصيت
مرحله چهارم، مهمترين مرحله در بازشناسي اثر حجاب
در مرحله چهارم كه مرحله تحريك يا دوران نهان تناسلي نامگذاري شده، تفاوت رفتار پسران با دختران در نحوه سلوك اجتماعي يا برخورد با اشياي بيروني و محيط پيرامون خويش آشكار ميشود و مهمترين مرحله در بازشناسي اثر حجاب همين مرحله است.
پسران در اين مرحله حالت تهاجمي و به ظاهر ستيزه جويانه ميگيرند و تمايل آشكاري براي تسلط و تفوق بر ديگران از خود بروز ميدهند، اما دختران درست در جهت مخالف پسران حالت جذب و پذيرش دارند و قدرت جلب ديگران را از خود بروز ميدهند؛ علاقه به پوشيدن لباسهاي زيبا، و آرايش كردن و از اين قبيل رفتارها از ويژگي اين دوره است.
دختران بر اثر توقف شخصيت در اين مرحله به موجوداتي كاملا گيرنده تبديل شده و هميشه اسير جلب توجه ديگرانند.
زنان در مرحله پنجم توانايي پروراندن يافته و تمايل به جلب توجه ديگران در آنها كم ميشود
در صورتي كه فرد در اين مرحله نمانده و به مرحله پنجم كه مرحله تكامل بلوغ و تعيين هويت انساني نامگذاري شده است، صعود كند، به جاي تمايل براي جذب همگان و صرف تمام وقت و نيروي حياتي در اين راه تنها به يك مرد و آن هم همسرش توجه كرده و بقيه تواناييهاي جسمي و روحي خود را صرف سازندگي ميكند.
زنان در اين مرحله علاوه بر قدرت گيرندگي، توانايي پروراندن يافته و در همين حال تمايل به جذب و جلب توجه ديگران در آنها كم ميشود، ولي توقف شخصيت در مرحله چهارم موجب ميشود تا زنان از قدرت تمركز براي مادري و عشق ورزيدن (به همسر و فرزندان) عاجز مانده و صرفا به موجودي مبدل شوند كه دائما در بند جلب توجه ديگران است.(همان، ص23 و 24)
توقف در شخصيت زنان در حقيقت نوعي بيماري است كه تمام قدرت و توانايي زنان را مي بلعد و موجب صرف همه استعدادهاي آنها در آراستگي ظاهري و زيبايي صوري براي جلب ديگران مي شود، بزودي انزوا و استيصال ناشي از اين عطش بي پايان، بدون استثنا حرمان و سرخوردگي و فقدان مهرورزي و عدم توجه به حقايق ديگر زندگي را دربردارد.(برگرفته از همان، ص 55)
نزول شخصيت در زنان بالغ
در هر يك از مراحل رشد، كودك و نوجوان و يا حتي فرد بالغ تحت فشار شديد رواني قرار ميگيرد و گاهي دفعتا به مراحل ابتداييتر رشد نزول ميكند كه اين عكس العمل را نزول شخصيت ميگويند.
افراد غالبا به يكي از مراحل، خصوصا مرحله چهارم رجوع ميكنند؛ زن براي مقابله با عدم اعتماد و امنيت نسبت به همسر خويش، به عرضه خود پرداخته و سعي ميكند از طريق جسماني توجه همسر را جلب كند و در صورت عدم موفقيت، براي اثبات مقبوليت و زن بودن خود به آرايش و نمايش جسماني در انظار ميپردازد تا تاثيري را كه از همسر دريافت كرده است از اجتماع كسب كند؛ به عبارت ديگر بي توجهي و بي اهميتي شوهران در بسياري از موارد منتهي به بي بندو باري و نزول شخصيت زنان خواهد شد.(همان، ص 37 و 38)
تمايل به تسلط بر همگان و تصاحب همه زنان و كله شقي و نفوذناپذيري در مردان و خودآرايي براي همگان و اسارت براي جذب ديگران در زنان، اطوار زنانه از مردان و اداهاي مردانه از زنان، همگي ناشي از عدم بلوغ رواني هستند.(همان، ص33 و 23)
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰