تفاوت امام با مراجع سلف در نگاه به احکام حکومتی اسلام بود
کد خبر:۱۴۷۸۴۵
متکی در جمع دانشجویان - بخش دوم:

تفاوت امام با مراجع سلف در نگاه به احکام حکومتی اسلام بود

وزير سابق امور خارجه ايران گفت: يكي از فرق هايي كه بين مرجعيت امام و مراجع سلفي بيان مي كنند در این است كه مراجع سلف بيانشان اين بود كه ما بايد قال الصادق عليهم السلام را بگوييم براي اينكه فقه آل محمد زنده بماند؛ اين در حالي است كه امام ...

به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، دكتر منوچهر متكي در جمع دانشجويان بسيجي دانشگاه هاي كشور در مشهد، در خصوص دانشگاه و حضور دانشجويان در محيط دانشگاهي گفت: محيط دانشگاه هاي كشور حداقل در نيم قرن گذشته همواره مركزي براي تبلور شور و شعور و جايگاهي براي حضور متعهدانه قشر مهمي از جامعه كه در ميانه دو فصل عبور از زندگي شخصي به بحران پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي قرار دارد، بوده است.

 

وي گفت: انقلاب يك تغيير بنيادين است؛ هم در مباني و هم در سازو كارهاي حكمراني يك جامعه؛ يعني هم در مفاهيم تحول رخ مي دهد و هم تغييرات در صحنه اجتماعي حاكم مي شود.

 

متكي خاطرنشان كرد: انقلاب يا Revolution عبارت است از تغيير در مباني و سازوكارهاي يك حكومت، اما اصلاح يا Reform تغييرات سبكتري است كه الزاما بنيادين نيست.

 

مرحله نخست انقلاب، تكوين ملت است

 

وزير سابق امور خارجه ايران در خصوص زمينه هاي وقوع هر انقلابي عنوان كرد: در انقلاب آغازين اسلام كه نبي مكرم اسلام بنيانگذار آن بودند دو مرحله به چشم مي خورد؛ مرحله نخست تكوين ملت است، يعني در يك دوره 13 ساله ملتي تكوين پيدا مي كند و مرحله دوم مرحله تاسيس دولت است، يعني تشكيل حكومت با هجرت به مدينه.

 

وي با بيان اينكه ما انقلاب اسلامي را يك انقلاب كامل و تمام عيار مي دانيم، تاكيد كرد: تفاوت انقلاب ها، هم در جهت گيري ها و مباني آنهاست، هم در جامعيت و عدم جامعيتشان، لذا به چنين انقلابي يك انقلاب كامل مي گويند.

 

متكي با بيان اينكه هر انقلابي بايد درون خودش انقلاب هاي ديگري داشته باشد، گفت: اولين سرچشمه يك انقلاب تكاملي در اسلام، انقلاب اعتقادي است، حوزه بعدي انقلاب سياسي مي باشد و همين طور انقلاب اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و نظامي ابعاد مختلف يك انقلاب تكاملي هستند.

 

وزير سابق امور خارجه ايران در خصوص به وجود آمدن انقلاب اسلامي گفت: انقلاب اسلامي پس از انقلاب آغازين اسلام و پس از گذشت 1400 سال اين بار به زعامت، رهبري و بنيانگذاري فرزند پيامبر، امام خميني (ره) همه آن ابعاد را مدنظر قرار مي دهد؛ از سال 43 كه ايشان به عراق تبعيد شدند تا سال 56 يك دوره 13 ساله مي باشد كه در واقع زمينه اي است براي تكوين يك ملت. 


بايد به واسطه حكومت، احكام اسلام را پياده كنيم
 
وي تصريح كرد: اولين نكته اي را كه امام به آن توجه دارد اين است كه ما بايد حكومت را برقرار كنيم تا به واسطه حكومت بتوانيم احكام نوراني شرع انور اسلام را پياده كنيم؛ يكي از فرق هايي كه بين مرجعيت امام و مراجع سلفي بيان مي كنند در همين نكته ظريف است كه مراجع سلف بيانشان اين بود كه ما بايد قال الصادق و قال الباقر عليهم السلام را بگوييم براي اينكه فقه آل محمد زنده بماند؛ اين در حالي است كه امام معتقد بود ما قال الباقر و قال الصادق را بايد براي آن هدف بگوييم، اما بايد حكومتي را مستقر كنيم تا مفاهيم اين فقه و احكام نوراني اسلام پياده شود.

 

متكي افزود: همان طور كه نبي امجد اسلام بحث تاسيس حكومت را داشت، مشاهده مي كنيم در اينجا هم اين موضوع مد نظر امام است، لذا در دوران تبعيد حضرت امام به نجف مي بينيم كه سلسله درس هاي جديدي را با عنوان حكومت اسلامي در حوزه شروع مي كنند تا بتوانند چارچوب اين نظام را تبيين نمايند؛ در واقع پايه هاي انقلاب اعتقادي را براي مردماني كه با آن مرتبط بودند، بيان مي كنند.

 

وزير سابق امور خارجه ايران در رابطه با علل و اهداف پيروزي هر انقلابي گفت: پيروزي هر انقلابي به سه مولفه نياز دارد؛ «مكتب» كه در واقع هدف در يك انقلاب است، «رهبري» كه نحوه رسيدن به پيروزي تا پياده شدن آن هدف را بر عهده دارد و «مردم» كه بستر يك انقلاب هستند.

 

امام خميني(ره) تغييرات بنيادين را دنبال مي‌كرد

 

وي با بيان اينكه امام (ره) به دنبال تحول بنيادي بود، افزود: امام دنبال رفرم نبود، بلكه تغييرات بنيادين را مي خواست و در حقيقت به دنبال اين بود كه حكومت را تغيير دهد؛ امام با بيان مباني، تغييرات بنيادين را دنبال مي كرد و به دنبال تغييرات حكومت بود، ايشان در پي تغييرات اساسي ساختاري بود؛ يعني تغيير در مناسبات بين حكمرانان و اقشار جامعه را دنبال مي كرد همان چيزي كه در صدر اسلام اتفاق افتاده است؛ اين در حالي است كه آرام آرام با انقلاب آغازين اسلام زاويه اي ايجاد شد، به طوري كه هنوز نيم قرن از انقلاب نگذشته بود كه فرزند پيامبر خدا را در كربلا با آن سناريوي وحشتناك و دلخراش به شهادت رساندند.

 

وزير سابق امور خارجه ايران در خصوص خط مشي حضرت امام خميني(ره) در خصوص سياست و هدايت انقلاب خاطرنشان كرد: يكي از نكات محوري كه امام (ره) در حوزه سياسي به آن توجه داشت، استقلال و عدم وابستگي سيستم و حكومت بود. 

 

متكي با توجه به حكومت هاي حاضر در دنيا گفت: قدرت حكومت ها در چند حوزه تعريف مي شود؛ دسته كوچكي از كشورها زورگويان و قلدرهاي بين المللي هستند كه اينها مسلطان به دنيا مي باشند و قدرتشان را از زورگويي و تنظيم و تعريف همه مناسبات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بين المللي جهان و در جهت منافع خود و خودشان را همه كاره دنيا دانستن بدست مي آورند.

 

وي گفت: دسته دوم دولت ها و حكومت هايي هستند كه قدرتشان را به واسطه وابسته بودن به قدرت هاي دسته اول كسب مي كنند؛ يعني در سايه و وابسته به آنها هستند و لذا موضع گيري ها و حركت هايشان تابعي از متغير اراده آنهاست.

 

وزير سابق امور خارجه ايران تاكيد كرد: دسته سوم كشورها، دولت ها يا ملت هايي هستند كه تمايل دارند خودشان بوده و در واقع مستقل باشند؛ خيلي از كشورها مي خواهند اين طور باشند، اما علت اينكه نمي توانند به خواسته خود دست يابند اين است كه در حوزه پيام و محتواي يك انقلاب، مكتب مورد پذيرش داراي محتوايي ندارند؛ يعني حرفي براي گفتن نداشته يا جرات براي اقدام ندارند.

 

همه مخالفان آمريكا، مدافع شوروي بودند

 

متكي افزود: انقلاب اسلامي اين مناسبات را زماني در هم شكست كه تقريبا وضع دنيا تحريف شده بود و بلوك غرب و شرق نتوانسته بودند دنيا را يكدست كنند، اما در بازي دو ابرقدرت، آنان براي همديگر تقسيم منافع كرده بودند، لذا همه كساني كه عليه آمريكا بودند، در جبهه دفاع از شوروي قرار داشتند و همه كساني كه عليه شوروري و كمونيزم بودند در خيمه گاه امپرياليزم و سرمايه داري غرب و آمريكا كمين گرفته بودند.

 

وزير سابق امور خارجه ايران افزود: در چنين فضاي تقسيم شده اي، انقلاب اسلامي اتفاق افتاد و اولين شعاري كه مردم در دوران انقلاب سردادند «نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي» بود؛ يكي از دانشمندان غربي مي گويد ما از امام ايراني ها از اين جهت ناراحت نيستيم كه يك انقلاب در كشور خودش برپا كرد و حكومتي را در كشور خودش از بين برد و حكومت ديگري به وجود آورد، بلكه ناراحتي ما از امام ايراني ها از اين جهت است كه نظامنامه اي كه ما تلاش كرديم از رنسانس به بعد به دنيا بقبولانيم و يك فرمول حكمراني را در دنيا جا بيندازيم كه اساس و زيرساختش ليبرال دموكراسي بود و تقريبا آن را جهانشمول كرده بوديم و صرف نظر از اينكه يك كشور يا حكومتي گرايش چپ دارد يا راست يا ميانه است، بايد اين نظامنامه را كه ساختار سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و بين المللي را تعريف مي كند، بپذيرد و بر اساس آن حكمراني كند، زير سوال برد. 
 
وي در ادامه گفت: مهمترين مشكل كشورهاي در حال توسعه و مهمترين سرچشمه انحراف نظامات غير مردمي از وابستگي حكمرانان يك كشور، دولتمردان يك كشور و مهمتر از آن سيستم حكومتي يك كشور نشات مي گيرد؛ به اين ترتيب با «استقلال» ي كه امام (ره) براي ما به ارمغان و هديه آورد، مي ارزد كه تمام هم و غم خود را براي حفظ دستاوردهاي انقلاب به كار بگيريم.

 

استقلال حتما مقدمه ساز آزادي است

 

وزير سابق امور خارجه ايران گفت: برخي يك مناقشه نادرستي را مطرح مي كنند مي گويند استقلال بهتر است يا آزادي؟ اصل اين سوال، سوال انحرافي است؛ استقلال در حقيقت رنگ بستر و زمينه براي همه دستاوردهاي ديگر از جمله آزادي است، استقلال به همه سرفصل هاي ديگر از جمله آزادي مفهوم مي بخشد، استقلال موجب و مويد آزادي است، در نبود استقلال، آزادي معني ندارد، استقلال حتما مقدمه ساز آزادي است و به همين دليل مردم شعار «استقلال آزادي جمهوري اسلامي» سرمي دادند؛ نمي توان استقلال را لمس كرد، بدون اينكه وابستگي را فهميده باشيم.
 
متكي تصريح كرد: وابسته بودن، سرسپرده بودن و نوكر ديگران بودن موجب مي شود كه گاهي با هدايت خود آنها فضاي جامعه را بزك كنيم؛ مثل باتلاقي كه ظاهرش را بزك و آرايش كرده باشند و طوري شود كه انسان وابسته بودن را حس نكند، اين همان درد مزمن و كهنه است كه قبل از انقلاب وجود داشت؛ البته مي تواند درد حاد هم باشد، يعني در يك شرايطي قرار بگيريم كه وابسته بودن و وابسته شدن را حس نكنيم.

 

ادامه دارد ...

پربازدیدترین آخرین اخبار