عدم تشخيص جبهه حق مي‌تواند مجوزی برای بی‌تفاوتي باشد؟
کد خبر:۱۴۷۹۷۱
جريان‌شناسي نفاق در دوره علوي - بخش چهارم

عدم تشخيص جبهه حق مي‌تواند مجوزی برای بی‌تفاوتي باشد؟

از روز نخست زمامداری علی(ع) جریان «بی‌تفاوتي» پدیدار شد كه از پیمان میثاق با رهبری با اين عنوان كه هنوز جبهه حق را تشخيص نداده‌اند کناره گرفت؛ لذا بايد ديد عاقبت بي‌تفاوتي نسبت به جبهه حق و باطل چه خواهد بود؟
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ امام علي(ع) هنگام عزیمت به صفین با اصحاب خویش، مهاجر و انصار، به مشاوره پرداخت و در مورد جنگ با معاویه نظرخواهی کرد. عده‌ای اظهارنظر کردند؛
 
عمار گفت: «یک روز درنگ هم روا نیست؛ ریختن خون اینان، کرامت الهی و تقرب به خدای سبحان است.»

قیس بن سعد گفت: «جهاد با اینان، از جهاد با ملت‌های غیر مسلمان بر من محبوب‌تر است.»

سهل بن حنیف، خطاب به امام(ع) اظهار داشت: «جنگ ما، جنگ تو؛ مسالمت ما، مسالمت تو است.»

زید بن حصین، چنین ابراز کرد: «ما، یک چشم به هم زدن، در جنگ با این قوم، تردید نداریم.»

ابوزبیب گفت: «اگر ما، به راه حق هستیم، از برکت تو، ای علی، است. ما در جنگ با این قوم، جز اطاعت تو، نمی‌شناسیم.»

دلداری مالک اشتر

مالک اشتر، هنگامی که فردی (فزازی) سخنان زشتی را بر زبان جاری کرد، وی را دنبال کرد و به قتل رساند. مالک روی به امام علي(ع) کرد و گفت: «از سخنان این فرد، خاطر امام رنجیده نشود و از عزم بر جنگ، مأیوس نشود؛ زیرا تمام این جمعیت شیعیان او هستند.»

جمل کوچک،حماسه‌ای دیگر
 
در جریان جنگ جمل، هنگامی که سران ناکثین، پیمان‌شکنی کرده و چهل تن از نگهبانان بیت‌المال را کشتند و عثمان بن حنیف را مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ حُکَیْم بن جَبَلَه، با دو تن از برادرانش و سیصد تن و به نقلی هفتصد تن از یارانش علیه ناکثین یورش بردند و حماسه آفریدند.

گروه حکیم تا آنجا مقاومت کردند که خود و برادرانش و تمام سپاه همراه، به شهادت رسیدند. این حماسه، «جمل کوچک» نامیده شد.

ستایش امام از تشکل همسو

امام، همواره از این تشکل بعنوان «بازوی پرتوان» ستایش کرد و از آنان بعنوان بهترین‌ها و مقاوم ترین‌ها در نصرت دین خدا نام برد و آنان را متعهدترین افراد به آرمان رسول الله(ص) معرفی کرد.

«یا أهل الکوفه! فانَّ لکم فی الاسلام فضلاً ما لم تبدلوا و تغیروا. دعوتکم إلی الحق فاجبتم؛ شما اهل کوفه! صاحبان برتری هستید، البته اگر تغییر روش ندهید. من، شما را به حق فرا خواندم و شما دعوت مرا اجابت کردید.»
 
در پیروزی در جنگ جمل، مردم کوفه، بیشترین نقش را ایفا کردند. بیش از نصف سپاه امام را، کوفیان تشکیل می‌دادند و نیز در مورد این جریان می‌فرماید: «أنتم الانصار علی الحق و الاخوان فی الدین و الجنن یوم البأس؛ شما، یاران حق و برادران دینی و سپرهای دفاع در زمان جنگ هستید.
 
نقطه مقابل تشکل همسو، تشکل‌های بی‌تفاوت یا چالشی

محور دوم جریان‌های اجتماعی زمان امام(ع) را تشکل‌های بی‌تفاوت یا چالشی و ستیزه‌جو تشکیل می‌دهند.
 
ویژگی های سیاست مداری امام، همان گونه که خاستگاه جریان تشکل همسو بود، زمینه رویش جریان‌های چالشی يعني گروه ها و احزابی که حق‌مداری و عدالت خواهی و آزادی جویی امام به مزاجشان خوشایند نبود، از حق و عدالت می‌رنجیدند و از آزادی های اجتماعی، به غلط بهره می‌بردند و یا آنکه آنقدر نادان بودند که ارزش های اجتماعی را درک نمی‌کردند، نیز بوده است!
 
این جریان ها گرچه در منشأ پیدایش، اصول مشترک داشتند، ولیکن خاستگاه آنان تفاوت های فراوانی داشت که هر کدام باید جداگانه تحلیل شوند كه این جریان ها را به دو گروه عمده می‌توان تقسیم کرد؛ جریان های بی‌تفاوت و بدون درک صحیح از حقایق اجتماعی و سیاسی و جریان های کج اندیش و فرصت طلب و فرصت ساز که به چالش علیه نهاد سیاسی امام(ع) برخاستند.

جریان‌های بی‌تفاوت
 
از روز نخست زمامداری علی(ع) جریانی که می‌توان آنان را «بی تفاوت» نامید، پدیدار شد. این جریان، در موضوع بیعت امام که اکثریت احزاب و تشکل‌ها به بیعت با علی روی آورده بودند، از پیمان میثاق با رهبری کناره گرفت.

این عده، نه در صف گروه‌های چالشی قرار گرفتند، نه در صف حق مداران، بلکه فارغ از دو جبهه، بی‌تفاوت به تماشا ایستادند.

این جریان با امتناع افرادی مانند عبدالله بن عمر، سعد بن ابی وقاص (سردار قادسیه)، اسامة بن زید، محمد بن سلمه، حارث بن حوت، حسان بن ثابت، قدامة بن مظعون، حنظلة بن ربیع، عبدالسلام بن سلام، مغیرة بن شعبه، سلمة بن وقش، ... پدیدار شد كه اصولاً این نوع جبهه گیری در میان مردم، هواداران فراوانی داشته و دارد.
 
شناخت حق و باطل مقدم بر شناخت پیروان حق و باطل
 
در جنگ جمل، حارث بن حوت به محضر امام رسید و این پرسش را مطرح کرد که «آیا می‌شود زبیر و یا طلحه با آن سابقه درخشانی که دارند، بر باطل باشند و جنگیدن با آنان بر ما لازم باشد؟» امام، در پاسخ وی آن سخن تاریخی را بیان کردند که «تو، واژگون می‌اندیشی و از راه پیروان حق و باطل می‌خواهی به حق و باطل راه یابی، در حالی که اندیشه بالنده، این است که نخست، حق و باطل و آن گاه پیروان حق و باطل را بشناسی.»

آنگاه حارث، پیشنهاد دیگری مطرح کرد و گفت: «من، نه در جبهه تو و نه در جبهه زبیر قرار می گیرم. من، همانند عبدالله بن عمر، بی‌تفاوت نسبت به هر دو جریان می‌مانم»!
 
بی‌تفاوت‌ها بهانه هم می‌آورند
 
در هنگام عزیمت به صفین، حنظلة بن ربیع، با عده ای از بنی‌تمیم و عبدالله بن معتم، با عده‌ای از قبیله قطفان، به حضور امام رسیدند و از امام خواستند که آنان را از شرکت در جنگ معاف بدارد و بر موضع خود هم دلیل هایی یا به عبارتی بهانه هایی آوردند.

امام هم بعنوان اینکه بی تفاوت هستند، اجازه می‌دهد که از سپاهش فاصله بگیرند که البته حنظله، در نهایت، به معاویه ملحق شد.
 
عدم تشخيص جبهه حق مي‌تواند مجوزی برای بی‌تفاوتي باشد
 
در همین جنگ صفین هواداران عبدالله بن مسعود، به همراه چهار صد نفر، به حضور امام می رسند و اظهار می‌دارند که «ما، هنوز، تشخیص نداده ایم که کدام جبهه بر حق است؛ لذا تمایل به هیچ کدام از دو جبهه را نداریم. ما، به همراه سپاه شما، به صفین می‌آییم، ولي تنها نظاره خواهیم کرد تا ببینیم کدام جناح از مسیر حق خارج می‌شود، آنگاه با آن جبهه، وارد نبرد خواهیم شد.»
 
امام ابتدا، از سخن آنان ستایش کرد و فرمود: «مرحباً! هذا هو الفقه فی الدین و العلم بالسنة؛ این، همان فهمیدن دین و دانش و آگاهی به روش است.»

آنگاه همین گروه، پیشنهاد دیگری طرح کردند. به امام عرض کردند، از توان ما، در جای دیگر غیر از جنگ صفین بهره ببر. ما را برای دفاع از مرزها، به جای دیگر اعزام کن. امام هم موافقت کرد و آنان را به مرز ری اعزام کرد و بی‌تفاوت از پیشنهاد خود گذشتند.
 
ادامه دارد ...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار